منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / تورم و پیچیدگی به بهانه رشد!
بررسی رشد معکوس مباحث علمی

تورم و پیچیدگی به بهانه رشد!

با نگاهی به مفهوم ورم، اختلاف معنایی «ورم» و «رشد» آشکار می شود. ورم به جایی گفته می شود که حجم شیء زیاد شود بدون تغییر در وزن آن. تورم علم اصول بدین معناست که حجم مباحث بی کاربرد و برخی مباحث زائد در آن افزایش یافته و بعضا یک بحث کاربردی با یک ورود اشتباه دچار پیچیدگی های فراوان شده است. علم اصول یک علم آلی است و به عنوان مقدمه و ابزار فقه آموخته می شود. بنابراین جهت گیری کلی علم اصول با توجه به کاربردی بودن آن در فقه تعیین می شود. به باور ما این دغدغه همیشه باید در ذهن طلبه وجود داشته باشد و از خود بپرسد، این علم یا فلان مساله چه فایده‌ای در عالم واقع دارد؟ آیا تامین کننده‌ی هدف از این علم است؟ به عبارتی؛ در بیرون از فضای ذهن و خارج از صفحه‌ی کاغذ، این مساله چه کارکردی دارد و دانستن آن چه چیزی به من افزوده و چه چیزی را از من می‌کاهد!؟ با همین سوال ساده و برخواسته از فطرت انسان، بخش قابل توجهی از مسائل متداول علوم، گرفتار شبهه‌ی هویتی شده و از رده خارج می‌شوند. مثلا: در علم اصول، مباحثی نظیرِ صحیح و اعم، مشتق، معانی حرفیه، اقسام وضع، واضع کیست؟، مقدمه الواجب، مساله‌ی ضد، انسداد، اغلب بحث‌های مربوط به اصول عملیه و…

ورم به جایی گفته می شود که حجم شیء زیاد شود بدون تغییر در وزن آن. تورم علم اصول بدین معناست که حجم مباحث بی کاربرد و برخی مباحث زائد در آن افزایش یافته و بعضا یک بحث کاربردی با یک ورود اشتباه دچار پیچیدگی های فراوان شده است

در مقایسه‌ی مسائل جاری علم با اهداف آن، اغلب متوجه ضعف‌هایی در تحصیل اهداف می‌شویم، که ریشه در مسائل آن دارند. زیرا اگر علم موجود، که از پاره‌ای مسائل شکل یافته، توانایی لازم را ندارد، باید نواقص آن را کشف و مسائل جدیدی را پایه‌گذاری کرد. مباحثی مانند: ملاک ظهور، لایه‌های ظهور و شرایط لازم برای استظهارات تخصصی از متن، شرایط لازم برای قرینه، وظایف گوینده در انتقال معنا با توجه به شرایط گفتگو، وظایف شنونده نسبت به آن، و برخی مسائل از این قبیل که جای خالی آن‌ها را به وضوح در مباحث الفاظ اصول احساس می‌کنیم. برای همین نیز برخی بدون تصریح به نقص و ضعف اصول فقه موجود، از ضرورت بحث‌های هرمنوتیکی سخن می‌گویند! در حالی که سابقه‌ی اصول ما بسیار بیشتر از هرمنوتیک است!

اما افزایش مباحث زائد و پیچیده کردن مباحث ساده هرگز به کاربردی تر شدن علم اصول منجر نشده است. اگر با هدف فطری دست‌یابی به مصلحت و اجتناب از مفسده به سراغ علم رفته باشیم، طبعا باید از پیچیده سازی راه‌حل‌ها به شدت اجتناب کنیم. زیرا هدف حل مساله است و پیچیده ساختن راه حل، ایجاد مانع میان انسان و مصالح اوست. پس پیچیدگی موضوعیت نداشته و ساده کردن موضوعیت می‌یابد. به عبارتی؛ دو نوع پیچیدگی وجود دارد که یکی مطلوب و دیگری نامطلوب است. اگر به خاطر شرایط زمانی و مکانی و رشد حیات انسانی به مرور با مسائلی مواجه شویم که در ذات خود دقیق و دشوارند، به ناچار به روش‌های ظریف‌تر و لطیف‌تری در حلّ آن‌ها نیازمندیم. پس مطلوب است. اما اگر مساله‌ای در نهایت سادگی و بساطت باشد، با این حال هر روز راه حلّ آن پیچیده‌تر شود، و به مرور به مساله‌ای دشوار و خسته کننده مبدل گردد، جریانی نامطلوب و خلاف فطرت انسانی رخ داده است.

افزایش مباحث زائد و پیچیده کردن مباحث ساده هرگز به کاربردی تر شدن علم اصول منجر نشده است. اگر با هدف فطری دست‌یابی به مصلحت و اجتناب از مفسده به سراغ علم رفته باشیم، طبعا باید از پیچیده سازی راه‌حل‌ها به شدت اجتناب کنیم. زیرا هدف حل مساله است و پیچیده ساختن راه حل، ایجاد مانع میان انسان و مصالح اوست.

مثلا: عمل به خبر افراد مورد وثوق از مسائل ضروری زندگی انسان است که قوام حیاتش بر آن استوار است. این مساله از بدیهیاتی است که تصور آن، برای تصدیقش کفایت می‌کند! با این حال شاهد آن هستیم که به یک معضل مهم در اصول فقه تبدیل شده و گاه ماه‌ها در اطراف آن، بحث و گفتگو می‌شود و عمر شریف طلاب و علماء ناخواسته به هدر می‌رود. علم اصول با این پیچیدگی های غیر لازم و مباحث زائد حجم زیادی پیدا کرده و روند اجتهاد را بسیار طولانی ساخته است. این امر باعث اتلاف عمر شریف طلاب می شود.حضرت امام (ره)، پس از سال‌ها تدریس کفایه، در ضمن حاشیه خود، به طلاب و علماء هشدار می‌دهد که عمر خود را صرف تحصیل مطالب زائد و بی‌فایده‌ نکنند:

«إني قد تركت البحث في هذه الدورة عن الأدلة العقلية مطلقا، لقلّة فائدتها، مع طول مباحثها. و المرجوّ من طلاّب العلم و علماء الأصول – أيدهم اللَّه – أن يضنّوا على أوقاتهم و أعمارهم الشريفة، و يتركوا ما لا فائدة فقهيّة فيه من المباحث، و يصرفوا همّهم العالي في المباحث المفيدة الناتجة»(انوارالهدایه،ج۱،ص۳۱۷)

بنابراین تورم علم اصول با رشد آن متفاوت است. ما مشکلی با زیاد کردن نداریم. ای کاش  قواعد کاربردی زیادی داشتیم. مشکل ما همیشه پیچیده کردن مباحث ساده است.

درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

1 دیدگاه در “تورم و پیچیدگی به بهانه رشد!

  1. علی گفت:

    به نظر من این درست نیست که چون عمل به خبر افراد مورد وثوق از مسائل ضروری زندگی انسان است، پس دیگه در اصول نباید بحث بشه. اتفاقا یکی از مهم ترین بحثها همین بحث حجیت خبر واحده، البته نه بدین معنا که مساله رو در این خلاصه کنیم که آیا خبر ثقه حجت است یا نه؟ چرا که قضیه پیچیده تر از این حرفهاست و در بحث حجیت خبر واحد باید دنبال مسائل دیگری نیز باشیم. به عنوان نمونه چند مساله که در بحث حجیت خبر واحد لازم است به آن پرداخته می شود رو ذکر میکنم:
    ۱-آیا اخباری که مشکل سندی ندارند اما به نحوی از انحاء، اطمینان به صدور این احادیث ندارند. برخی عواملی که می تواند اطمینان ما را به صدور احادیث صحیح السند مخدوش کند این است: وجود مانع ظنی عقلی یا عقلایی در محتوای این احادیث، عدم احتفاف این احادیث به قرائن اطمینان آور، عدم تأیید محتوای این احادیث توسط روایات دیگر (در فرضی که مثلا فقط یک حدیث درباره موضوع خاصی وارد شده است)، وجود روایات ضعیف السندی که معارض با این احادیث صحیح السند هستند، وجود فتوای مشهور بر خلاف این احادیث و ....
    حال چنین احادیثی آیا حجت اند؟ چرا؟ اگر حجت اند، منشأ حجیتشان چیست؟ منشأ تعبدی دارد یا عقلایی؟ آیا انسداد می تواند روایت ظنیِ صحیح السند الصدور را حجیت عقلایی ببخشد.
    ۲- آیا صرف وثاقت راوی کافی است که موجب اطمینان به صدور روایت شود؟نسبت روایت صادره از عادل با روایت موثوق به چگونه است؟ چرا که ممکن است روایت موثوق به که در سندش افراد مجهول به و یا حتی غیر عادل باشد برتر از روایت عادل باشد،
    -بنابر اینکه مبنای ما در حجیت احادیث، حصول اطمینان به صدور حدیث باشد، آیا اطمینان شخصی حجت است یا اطمینان نوعی؟ چرا؟
    ۴ـ در فرضی که روایت صحیح السند وجود ندارد، آیا چند روایت ضعیف در یک موضوع موجب حصول اطمینان در صدور روایت می شود؟ آیا فتوای برخی از فقها بر طبق این روایات می تواند به این روایات حجیت ببخشد؟ آیا انسداد می تواند در حجیت بخشی به این نوع احادیث موثر باشد؟
    ۵ـ تمام سوال فوق درباره یک روایت ضعیف چطور؟ (در موضوعی که روایات یا آیات خاصی نداریم، آیا انسداد باب علم می تواند روایت ظنی ای که سند ضعیفی دارند را حجیت ببخشد؟)
    ۶- هماهنگی روایات ضعیف با عقل و عقلا آیا می تواند در حجیت بخشی به روایات آن ها موثر باشد؟
    ۷ـ آیا می توان از آیات و روایات حجیت تعبدی خبر ثقه را اثبات کرد؟ اگر آری، آنگه اخبار ثقه ای که ظنی الصدور ان نیز حجت می شود.
    و ....

    ۱۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)