منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / نگاه چند بعدی به موضوعات فقهی!
بررسی شاخصه های فقه مطلوب-13

نگاه چند بعدی به موضوعات فقهی!

هشتمین ویژگی فقه مطلوب

پس از بررسی هفت ویژگی فقه مطلوب، نوبت به کشف ارتباط و تاثیر موضوعات مختلف می رسد.

هر موضوع فقهی را از دو جهت می توان نگریست:

یک. نگاه تک بعدی به موضوع.

نگاه تک بعدی یعنی تنها به تحلیل و بررسی خود موضوع بنشینیم بدون اینکه توجه به چیز دیگری داشته باشیم. همان چیزی که از آن به سنخ شناسی موضوع یاد می کنند. نظیر تعبدی و عقلی، عبادی و غیر عبادی بودن مساله. هر موضوعی سنخ مناسب خود را دارد که کشف مساله از آن پیروی می کند.

دو. نگاه فراگیر به موضوع

مقصود نگاهی است که موضوع را همه جانبه و بر اساس تمام آموزه ها و پیام های دین و در یک کلمه در “نظام کلی دین” می نگرد. ثمره ی این نگاه کشف ارتباط بین مسائل مختلف دین است که می توانند به نحوی در فتوا و حکم یک مساله تاثیر بگذارند. خواه این ارتباط و تاثیر گذاری مستقیم باشد و خواه غیر مستقیم. رابطه ی مستقیم مانند رابطه ای که فقر و فحشاء دارند. و غیر مستقیم مانند تاثیر معنویت در زندگی زناشویی.

این نگاه خود دو جهت دارد:

أ. کشف هرآنچه بر سرنوشت موضوع اثر می گذارد.

ب. کشف هرآنچه موضوع در سرنوشت آن نقش دارد.

فتوایی حجت بین فقیه و خداوند است که حاصل هردو نگاه باشد نه تنها نگاه تک بعدی. فقیهی که با این دید سراغ منابع می رود، فقهش نه بوی تحجر دارد، نه رنگ مدرنیته. جامع است و غنی. هرچیزی جای خود قرار دارد. هرچه درایت و تسلط مجتهد بر مسائل و منابع بیشتر باشد، به تاثیرات بیشتری پی می برد و برعکس هرچه غنای علمی کمتری داشته باشد، ناپختگی حکمش استشمام می شود.

بسیاری از مباحث فقهی ریشه در مبانی کلامی دین دارد که غفلت از مبانی، سبب سردرگمی موضوع می شود. خلق بسیاری از احتمالاتی که پیرامون آیات و روایات در فقه طرح می شود، ناشی از عدم توجه به ابلاغ حکیمانه ی شارع است. اگر مولا حکیم است و در ابلاغ خود دلسوز، پس دیگر معنا ندارد که احتمالات دور از ذهن را به متن راه دهیم. مسائل اقتصادی در رشد و نکس تربیتی انسان دخیل هستند. شاید یک مساله تاثیر آنچنانی نداشته باشد ولی فراموش نکنیم که بسیار اتفاق می افتد که یک مساله کوچک، گره مشکلات بزرگ را می گشاید.

فتوایی حجت بین فقیه و خداوند است که حاصل هردو نگاه باشد نه تنها نگاه تک بعدی. فقیهی که با این دید سراغ منابع می رود، فقهش نه بوی تحجر دارد، نه رنگ مدرنیته. جامع است و غنی. هرچیزی جای خود قرار دارد. هرچه درایت و تسلط مجتهد بر مسائل و منابع بیشتر باشد، به تاثیرات بیشتری پی می برد و برعکس هرچه غنای علمی کمتری داشته باشد، ناپختگی حکمش استشمام می شود. به عنوان نمونه نماز، اجاره و تغییر جنسیت را با نگاه های مختلف می بینیم.

نماز با نگاه تک بعدی، یک مساله تعبدی-عبادی است که دنباله ی آن را بیشتر باید در متون دینی گرفت. در نگاه فراگیر، نماز دیگر یک عبادت صرف نیست بلکه شریعت مقدسه انجام آن را در انجام معروفات و دوری از منکرات موثر می داند. همچنین در روایات دیگری سبب حضور قلب را در نماز، اعمال انسان در طول روز می دانند. این دو نکته نشانگر تاثیری است که نماز بر اعمال دارد و تاثیری که از اعمال می پذیرد. در نظام جامع تربیتی نمی توان بی توجه به این موارد شد و به سادگی از آنها عبور کرد.

مثال دیگر: اجاره و فسخ آن، یک عمل عقلایی-غیر عبادی است. اما پیداشدن احکام خمسه در آن پیرو شرایط و تاثیرات مختلف است. اجاره کالایی ممکن است سبب خیر باشد و کالایی دیگر سبب شر. با این حال در سیستم اقتصادی تاثیرات به خصوصی دارد.

مساله تغییر جنسیت تنها یک عمل پزشکی نیست که با غرضهای خوب یا بد انجام شود. در جواز و عدم جواز آن علاوه بر غرضی که در پشت این عمل پنهان است و در حلیت یا عدم حلیت آن نقش دارد، مصالح و مفاسد اجتماعی آن، تبعات مثبت و منفی رواج این عمل مثل ازدواج، تنظیم نسل و… هم باید بررسی شود و آنگاه فتوا صادر.

پُر واضح است که سیر در مباحث فقهی و دست یابی به ارتباطات موضوعات با یکدیگر، در سایه پیروی از ادله ی قطعی و یقینی است نه ادعاهای ذوقی و صوفی گرانه. کم نیستند کسانی که به نام فهم بیشتر و صاحب ذوق بودن، از احادیث و متون شریعت، تفسیری ارائه می کنند که با هیچ کجای شریعت سازگار نیست که مخالفت های قطعی آیات و روایات را در مقابل دارد.

پُر واضح است که سیر در مباحث فقهی و دست یابی به ارتباطات موضوعات با یکدیگر، در سایه پیروی از ادله ی قطعی و یقینی است نه ادعاهای ذوقی و صوفی گرانه. کم نیستند کسانی که به نام فهم بیشتر و صاحب ذوق بودن، از احادیث و متون شریعت، تفسیری ارائه می کنند که با هیچ کجای شریعت سازگار نیست که مخالفت های قطعی آیات و روایات را در مقابل دارد. ایشان به نام فهم عالمانه، بی پایه ترین تفاسیر را به عرضه می گذارند. فقه در نگاه های جامع خلأها دارد، اما پرکردن آن با چنین برداشتهایی غلط اندر غلط اند و مقابله با آن برای هر مفسری اوجب واجبات است. این برداشتها نه تنها وجودشان کمکی نمی کنند و گرهی نمی گشایند که چهره ی فقه را ویران می کنند و بر مشکلات آن می افزایند. این تفاسیر حقا مصداق تفسیر به رأی هستند و اغراءِ به جهل که هردو جایگاه دوزخیان اند. ثمره ی چنین مسلکی تنها خود رأیی در تفسیر است. بگذریم، سخن از این روش تفسیر، غم انگیزتر از آن است که در این وجیزه بگنجد.

درباره نویسنده

هادی چیت ساز هادی چیت ساز
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)