منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / فقه پویا، فعال و منطبق بر نیازها
بررسی شاخصه های فقه مطلوب

فقه پویا، فعال و منطبق بر نیازها

اشاره

در یادداشت های قبل، به جایگاه فقه و تأثیرات آن در اسلام پراختیم و توافق کردیم با نگاه به فقه مطلوب، فقه موجود را واکاوی کنیم. اکنون دیدار این مطلب با رویکرد دو فقیه بزرگ، امام خمینی (ره) و رهبری عزیز(دام ظله) در این مساله سررسید.

فقه مطلوب

  1. زنده و پویاست. علاج‏ كننده‏ ى مشكلات انسان و پاسخگوى حوادث واقعه است‏. پاسخ به مسائل جدید، کمترین توانایی اوست. یک گام جلوتر از  زمانه حرکت و  همه چیز را پیش بینی می کند و به طور خلاصه همیشه در حالت آماده باش است. بر اوست که از تمام نظرات جدیدِ علوم انسانی در شرق و غرب مطلع باشد و با عرضه به مبانی و احکام اسلامی، اعلام موضع کند. اگر مفسده ای دارد قبل از ورود آن به جامعه و ضررهایش، تابلوی ورود ممنوع نصب کند و مردم را نسبت به آن آگاه سازد. و اگر مصلحتش رجحان دارد، آن را بپذیرد. سزاوار نیست فقه با این عظمت و انرژی، غافل شود از شبهات و مسائلی که روح و روان جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. امام راحل (ره) در آخرین پیام خود به حوزویان وظیفه فقه را چنین ترسیم می کنند:

«حوزه‏ ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده‏ ى جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياى عكس‏ العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه ‏هاى رايج اداره امور مردم در سالهاى آينده تغيير كند و جوامع بشرى براى حل مشكلات خود به مسائل جديد اسلام نياز پيدا كند. علماى بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براى اين موضوع فكرى كنند.» (صحيفه امام، ج‏۲۱، ص ۲۹۲)

بر فقه است که از بدو تولد یک فکر، اهداف و لوازم او را به تصویر کِشد. هرگز جلوی افکار را نمی شود گرفت و نباید گرفت؛ بالأخره خود را نمایان می کنند. بهترین راه حل، واکسینه کردن افکار مسلمین است نه سد افکار دیگران.

اشکال پاره ای از مسائل در کم کاری یا غفلت فقیه نیست بلکه مبانی موجود و فقه مصطلح توانایی لازم را ندارند. گام اول در تولید علوم جدید و پاسخگویی به مسائل مستحدثه، تولید مبانی لازم و کارآمد است. امام راحل(ره) مقدمه ی این گام را حضور روحانیت در عرصه های مختلف می داند تا ناتوانی فقه حاضر را درک و برای آن در ریشه های مسائل چاره کند.

فقه بیدار و آگاه، در سطحی قرار دارد که هرچه استدلال قوی تری در مقابل منطق و فکر او قد علم کند، او مانند ائمه معصومین(ع) جواب محکم تر و رسواتری می دهد. معصومین(ع) هیچگاه از زیر شبهات و افکار شانه خالی نکردند بلکه اگر اشتباه و مغالطه ای در بین بود، آن را روشن می ساختند. ستاره ی هشتم امامت در میدان مناظره و محاجه، بهترین استدلال ها را به میان می آورد طوری که عالم بزرگ یهودی خود را بی مایه تلقی می کند. فقه و حوزه هم ادامه دهنده همین سبک و سیره هستند. مقام معظم رهبری ضمن گلایه از وضعیت موجود و عدم حضور به موقع فقه و حوزه در مسائل جدید می فرمایند:

«حوزه باید از پیشرفت های جهانی – در همه‌ی مسائلی که به علوم اسلامی ارتباط پیدا می کند – مطلع بشود و خود را با آنها هماهنگ کند. مثلاً امروز در باب جامعه‌ شناسی، مفاهیم جدیدی مطرح می شود که این مفاهیم، با حوزه‌ی کار علمای دین ارتباط پیدا می کند. فرض کنید مفاهیم جامعه‌شناسی یا تاریخی مارکس در داخل اجتماعات می‌آید و وسیله‌یی برای القای تفکرات ماتریالیستی و فلسفی مارکس میشود. مباحث اجتماعی یا اقتصادی مارکس، با مسائل فلسفی مارکس از هم جدا هستند. اگرچه اینها را به هم زنجیر و قفل کرده و ارتباط داده است، لیکن مقوله‌های جدایی هستند. ماتریالیسم یک مقوله است، سوسیالیسم علمی در باب اقتصاد یک مقوله‌ی دیگر است. یا طبقات اجتماعی، آن‌طوری که مارکس در تحول تاریخی – که همان مبنای سوسیالیسم علمی است – ترسیم می کند، یک حرف دیگر است؛ اما همان مسائل اقتصادی و همان مفاهیم اجتماعی می آیند در ذهن فلسفی مخاطبان خودشان اثر می گذارند؛ آن وقت حوزه‌ی علمیه برای مقابله‌ی با ماتریالیسم، این دفعه شروع به تلاش و راه رفتن می کند!

چرا ما از اول متوجه نباشیم که چه چیزی دارد در دنیا فراهم و فرآورده می شود، تا به افکار بشر داده بشود، تا خودمان را از ریشه آماده کنیم؟ بنشینیم تا صد سال بعد از مرگ مارکس، که افکار او همه جا منتشر شد و وارد کشور ما گردید و چهار نفر از بچه‌های ما رفتند توده‌یی یا مارکسیست شدند و خدا را انکار کردند، آن وقت تازه به این فکر بیفتیم که حالا مثلاً علیه بی دینی و بی خدایی آنها کتاب بنویسیم! این درست است؟ راهش این است؟ یا نه، اگر از همان وقتی که تفکرات اقتصادی یا اجتماعی مارکسیسم یا هر مکتب دیگری داشت ریشه می گرفت و جوانه می زد – من به عنوان مثال مارکسیسم را می گویم، که حالا امروز در دنیا دیگر از مارکسیسم تقریباً خبری نیست؛ امروز باز چیزهای دیگری هست – چنانچه حوزه‌های علمیه متوجه بودند و خودشان را هماهنگ می کردند و پیش می‌بردند، می توانستند بموقع و بجا آن افکار صحیح اسلامی را بدهند و نگذارند که در موضع تدافعی قرار بگیرند؛ همیشه موضع تهاجمی و تبیینی داشته باشند. پس، بایستی خودشان را با افکاری که به نحوی با مسائل اسلامی ارتباط پیدا می کند، هماهنگ نمایند(بيانات در آغاز درس خارج فقه، ۳۱/ ۰۶/ ۱۳۷۰)

  1. فقه فعّال است نه منفعل. تأثیر می گذارد نه تأثیرپذیرد. در این مکتب، حکم از سرچشمه وحی الهی می جوشد. نظرات و تفکرات شرقی و غربی در او هیچ نقشی ندارند. مسأله را از قبل پیش بینی می کند و برایش جواب دارد. حضرت آقا(سلمه الله) ضمن تذکر به بیداری فقهاء و حوزه در برابر مکاتب دیگر و عدم هوشیاری به هنگام در برابر منطق دیالکتیک، یاد آور می شوند:

 «منطق دیالکتیکی مدتها در دنیا پیش آمده بود، هگلی پیدا شده بود و دیالکتیکی درست کرده بود؛ در همه‌ی عالم هم پخش شده بود و یواش‌یواش آمده بود و منطق شکلی و صوری را که پایه‌ی استدلالهای ماست، مورد تعرض قرار داده بود؛ ما تازه به فکر افتادیم که بیاییم دیالکتیک را خراب یا ردش بکنیم! این‌گونه برخورد با قضایا، برخورد انفعالی است. بایستی با تحولات جهانی آشنا بود، تا برخورد انفعالی پیش نیاید؛ بلکه برخورد فعال پیش بیاید.» (همان)

  1. منطبق بر نیازها حرکت کند. فرضیه های فقه را نیازهای جامعه و مردم مشخص می کند نه پسندهای شخصی. نیازهای مردم، بیماران اورژانسی هستند که رسیدگی خارج از نوبت می طلبد تا هرچه زودتر درمان شوند. مورد اورژانسی اگر دیر رسیدگی شود، ضرر جبران ناپذیری خواهد داشت. شاید ابتداء یک مسأله ساده باشد ولی اگر به موقع پاسخی مناسب دریافت نکند، مسأله ای بزرگ تلقی می گردد. کم نیستند مسائلی که هنوز در لیست انتظار جواب فقهی رفت و آمد می کنند. فروعی که عمری به اندازه ی یک قرن دارند و اهمیتی بیش از برخی فروع فقهی متداول؛ اما هنوز حکم شفاف و متین ندارند. تاثیر آنها بر زندگی بیشتر از آن فروع نباشد، کمتر نیست. شاید با چند اصل و قاعده ی کلی و عمومات بتوان جوابی داد، اما نمی توان آن را عالمانه خواند. اشکال پاره ای از مسائل در کم کاری یا غفلت فقیه نیست بلکه مبانی موجود و فقه مصطلح توانایی لازم را ندارند. مسائل جدید، مبانی نو را محتاج اند. قد و قواره ای متفاوت دارند که در مبانی قبلی جای نمی گیرند. جنس دیگری دارند که رنگ مسائل قبل نه تنها آنها را نمی آراید که مضحک خواهد کرد. گام اول در تولید علوم جدید و پاسخگویی به مسائل مستحدثه، تولید مبانی لازم و کارآمد است. امام راحل مقدمه ی این گام را حضور روحانیت در عرصه های مختلف می داند تا ناتوانی فقه حاضر را درک و برای آن در ریشه های مسائل چاره کند. مبانی نو، ریشه ی تغذیه ی مسائل مستحدثه از متون دین هستند.

«ما بايد بدون توجه به غرب حيله‏ گر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسى حاكم بر جهان، درصدد تحقق فقه‏ عملى اسلام برآييم و الّا مادامى كه فقه‏ در كتابها و سينه‏ ى علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمي تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نيست.» (صحيفه امام، ج‏۲۱، ص۲۹۲)

«فقه، كه كار اصلىِ ماست، به زمينه‏ هاى نوظهور گسترش پيدا نكرده، يا خيلى كم گسترش پيدا كرده است. امروز، خيلى از مسائل وجود دارد كه فقه بايد تكليف اين‏ها را معلوم كند؛ ولى معلوم نكرده است. فقه، توانايى دارد؛ ليكن روال كار طورى بوده است كه فاضلِ محقّقِ كارآمد، به اين قضيه نپرداخته است؛ مثل قضيه‏ ى پول. اصلًا پول چيست‏؟ … بالاخره تكليف اين مسئله، در فقه بايد روشن شود. بايد براى اين كارها، مبنا درست كرد. البته انسان مى‏ تواند كار خودش را به اطلاقات و عمومات، آسان كند؛ اما مسائل اين‏گونه حل نمى‏ شود. (سخنان رهبر انقلاب در ديدار با جمعى از نخبگان حوزه علميه قم، ۱۳/ ۰۹/ ۱۳۷۴)

محقق و متفکر را پرواز در افق های جدید رواست نه همان آسمانی که دیگران بارها پر گشودند. ستایش و تمجید در عمق گیری مسائلی است که کمتر متفکری را از نزدیک دیده باشند. گاهی فقیهی وقت خود را صرف مسأله ای می کند که شاید بیش از چند نفر مبتلاءبه نداشته باشد، اما کم نیستند مسائلی که اکثر مردم آنها را لمس می کنند و بی جواب اند.

فرضیه های فقه را نیازهای جامعه و مردم مشخص می کند نه پسندهای شخصی. نیازهای مردم، بیماران اورژانسی هستند که رسیدگی خارج از نوبت می طلبد تا هرچه زودتر درمان شوند. مورد اورژانسی اگر دیر رسیدگی شود، ضرر جبران ناپذیری خواهد داشت. شاید ابتداء یک مسأله ساده باشد ولی اگر به موقع پاسخی مناسب دریافت نکند، مسأله ای بزرگ تلقی می گردد.

غرض نگارنده کاستن از ارزش فروعات فقهی نیست بلکه آنها را در جایگاه خود بسیار مهم می داند، اما در مقام تقدم و تأخر، اولویت را به مسائل غریب و کارنشده و ضروری تر می دهد. مثلا در زمینه ی هنر و اقسام آن، با اینکه عمر زیادی را پشت سر گذاشته، اما فقه هنوز به سرزمین آن ورود جدی نکرده تا هنر خود را به رخ آن کشد و عرصه هنر، هم چنان بدون حکم ریز و جزئی، بقیه عمر خود را سپری می کند. نمونه ی دیگر، تئوری سیاسی نظام جمهوری اسلامی است. با اینکه نظام جمهوری اسلامی بر پایه ی آیات و روایات و ولایت فقیه استوار است، اما سیاست اسلام به صورت دقیق و نظام وار مشخص نیست. صلح و نزاع و تعامل با دیگران، روی چه شاخصی حرکت می کند؟ ملاک تشخیص وضعیت موجود چیست؟ حد مدارا و برخورد کدام است؟ و … . نیز خبری از اقتصاد اسلامی به گوش نمی رسد. اقتصادی که در برابر سیستم کنونی جهان قد علم کند و نه یک سر و گردن که چند سر و گردن بالا باشد. مرجع جهان تشیع با اشاره به ضعف های فقه می فرمایند:

«شما ببينيد در باب عبادات و طهارت و صلات، فقهاى ما چه دقّت‏هايى كرده ‏اند! اين ذهنِ جوّال آن‏هاست. اين، عيب هم نيست. مى‏ پرسند كه چرا آن‏ها، اين همه دقّت كردند؟ پاسخ اين است كه ذهنِ جوّال است كه كار مى‏ كند؛ منتها ممكن است اولويت و تقدّمِ امروز، با گذشته متفاوت باشد. امروز، چيزهايى تقدّم دارد كه بايد ذهن را جولان داد و كار كرد و آن موارد را به بحثهاى عمومى گذاشت. چه دليلى دارد كه فضلا و بزرگان و محقّقان ما نتوانند بر اين شيوه بيفزايند و آن را كامل كنند؟ اى‏ بسا خيلى از مسائل، مسائل ديگر را غرق خواهد كرد و خيلى از نتايج عوض خواهد شد و خيلى از روشها دگرگون مى ‏شود. روشها كه عوض شد، جواب هاى مسائل نيز عوض خواهد شد و فقه، طور ديگرى مى‏ شود. اين از جمله كارهايى است كه بايد بشود.

محقّقِ امروز نبايد به همان منطقه‏ اى كه مثلًا شيخ انصارى (عليه‏ الرّحمه) كار كرده است؛ اكتفا كند و در همان منطقه‏ ى عميق، به طرف عمقِ بيشتر برود. اين، كافى نيست. محقّق، بايد آفاق جديد پيدا كند. اين كار در گذشته هم شده است. مثلًا شيخ انصارى‏ حكومت را در نسبت بين دو دليل كشف و ابداع كرده است. بعد ديگران آمدند و تعميق كردند و آن را گستراندند و مورد مداقّه قرار دادند.»(همان)

درباره نویسنده

هادی چیت ساز هادی چیت ساز
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)