منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / الفبای آزاد اندیشی!
یادداشتی بر حاشیه های دومین مناظره اصفهان

الفبای آزاد اندیشی!

روز سه شنبه با وجود تمام ضعفها و خلاء ها تقریبا یکی از قابل اعتنا ترین کرسی های آزاد اندیشی در اصفهان با حضور اساتید گرانقدر: خطاط، اکبر نژاد، جلالی و رستمی، در مدرسه اباصالح (عليه السلام) برگزار شد.
البته من شرم دارم که موضوع و عنوان جلسه را بیان کنم. متاسفانه عنوان جلسه سه شنبه، آنگونه که در اطلاعیه ها و برگه های اطلاع رسانی آمده بود؛ پاسخ به سوالات و شبهات طرح شده توسط استاد اکبر نژاد بود که دوهفته قبل از این، در چند مدرسه، بیاناتی مبنی بر وجود زوائدی در اصول و ناکارآمدی فقه و اصول اکنونی و عقب ماندگی حوزه های علمیه از علوم روز و عدم همراهی حوزه ها با انقلاب و… را مطرح فرموده بودند.
انتخاب چنین عنوان کج اندیشانه ای خبر از انگیزه اصلی و اساسی متولیان امر می داد ، خبری ناگوار که دل هر طالب و جویای دانشی را به درد می آورد؛ خبری که حاکی از آشنا نبودن دست اندرکاران و متولیان و اساتید ناقد کرسی مذکور با مفاهیم آزاد اندیشی بود.
دغدغه و دلشوره ای که هر سه استاد بزرگوار ناقد ، مدام بدان اشاره می فرمودند دقیقا عبارت اخرای همان عنوان مکتوب در اطلاعیه ها بود.
دغدغه نامبارک آنان(به ادعای خودشان) دفع شبهات مطرح شده نسبت به جایگاه شیخ انصاری (رحمة الله علیه)، حرمت فقه و اصول و تصحیح اذهان طلاب و بازسازی ذهن ایشان نسبت به اصول شیخ و لمعه شهید(ره) و حوزه کنونی بود.
اما افسوس، افسوس که اساتید عزیز ما آنقدر سالها نسبت به فضای آزاد اندیشی غریبه بودند و متولیان مدیریت حوزه، ما را آنقدر از فضای نقد و گفتگو و آزاد اندیشی دور نگه داشتند که قریب ترین مفاهیم برای ما به غریب ترین مفاهیم تبدیل شدند و این از اساتید سطح بالای حوزه علمیه بسیار بعید بود!
[این رسم از مردم شهر عاطفه ها غریب بود/این بیشتر به کیش شهر فاصله ها قریب بود
من در میان غین غربت و تو در میان قاف قریب/ دیگر به فکر خود مباش که این از شما بعید بود]
سوال جدی من از متولیان و صاحب نظران کرسی مذکور این است که نسبت آزاد اندیشی و واژه شبهه، دقیقا و تحقیقا نزد شما چیست؟؟؟
آيا مي توان يك نظريه پرداز را شبهه افكن ناميد؟
اگر قرارباشد که هر حرف جدید را شبهه و مسموم بدانیم، پس هم اندیشی و تضارب آرا و آزاد اندیشی چه معنایی دارد؟
مگر پیامبر عزیز ما نفرمودند : حیاة العلم بالنقد و الرَّد.
پس چرا مدام از آلوده شدن اذهان طلاب مي گوييد؟
چرا مدام دم از مخدوش شدن ذهن طلاب مي زنيد؟
چرا خود را خادم فقه و اصول و حوزه مي دانيد و ديگري را هادم اصول! كه او تخريب مي كند و شما تعمير ، او لطمه مي زند و شما وصله!
اگر بنا به چنين برچسب زني هايي است، شايد عكس قضيه صادق باشد.
شايد اين شما باشيد كه سالياني ذهن طلاب را مشوش نموديد و با عمر آنان بازي كرديد.
شايد اين شما باشيد كه با زلزله هاي نامحسوس خويش ، سالها قوي ترين و قويم ترين بنيانهای فكري طلاب را تخريب كرديد.
اگر قرار به شبهه آرايي باشد، چرا ما شبهه پراكن و مهاجم و مخرب باشيم و شما مدافع و مرمِّم؟!
مگر در يك محفل علمي كسي مي تواند طرف مقابلش را به شبهه پراكني متهم كند؟ مگر اصول و ابتدائيات و الفباي مفاهيم آزاد انديشي اين اجازه را به كسي مي دهد كه مخالف خويش را شبه افكن و مخدوش كننده ذهن مخاطبين اعلام كند؟
مگر اهالي آزاد انديشي خفته اند كه شما در برابر ديدگان صدها طالب حقيقت، آشكارا ابتدائيات يك محفل علمي را زير پا بگذاريد و ناجوانمردانه خويش را برتر و ديگري را ابتر بـنـاميد؟!
اصلا در قاموس یک محفل علمی و به اصطلاح آزاد اندیشی آیا واژه ای به نام شبهه و تشویش اذهان می تواند وجود داشته باشد؟
شبهه جايي معني دارد كه من خويش را حق مطلق و هادي بدانم و ديگري را مضلّ! كه با گفتار باطلش بخواهد در ذهن و قلب و دل مردم التهاب ايجاد كند و گذاره هاي حقي كه من سالها با خون دل در قلب آنان جاي دادم محو كند.
اما اگر اثبات شد که اتفاقا این من بودم که سالها در حال ذلیل و ضلیل کردن آنها بودم، آنوقت چه؟
شبهه در جايي معني مي دهد كه من خويش را مالك حقيقت و فرد شبهه پراكن را خائن به حقيقت بدانم.
اگر اهل باطلي ،حق را با باطل خويش آنچنان بياميزد كه عوام الناس را توان تصفيه حق و باطل نباشد، اينجاست كه شبهه معني خويش را پيدا مي كند.
اما در يك محفل علمي از آنجايي كه هر دو طيف ادعاي آزاد انديشي دارند، مرام و مروت آزاد انديشي اقتضا مي كند كه ما خود را طالب حقيقت بدانيم نه مالك حقيقت؛ آنهم طالبي شبيه تشنه لبي جوياي چاه و دردمندي طالب نگاه و گمگشته اي دنبال راه و بيماري محتاج شفا. كو به كو و برزن به برزن بچرخيم و بگرديم تا حقيقت بخريم. لذا در برابر اندیشه ی مخاطب بايد سرا پا گوش باشيم، شايد حقيقت همان چيزي باشد كه او مي گويد، شايد دواي من سالها نزد او بوده و من بيهوده سرگردان بوده ام!

نویسنده: سید رسول صفوی از اصفهان

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

8 دیدگاه در “الفبای آزاد اندیشی!

  1. طلبه گفت:

    آقای اکبر نژاد اگر از گفتن موضوع شرم دارید چرا موضوع را گفتید؟!!! یک سوال وقتی شبهه است که آن را در جایش سوال نشود یا اینکه یک مطلبی که ÷شتیبانه ی عمیقی دارد را در جمعی مطرح شود که عالم به آن ÷شتیبانه نیستن بعد هم انتظار داشته باشید طرف مقابل در همان لحظه جواب دهد، مثل فرو بردن چاقو در شکم شخصی در یک لحظه و انتظار مداوای آن در یک لحظه. آن متولیان امر به قول شما آیا اندازه ی این صحبتهای شما توهین کردند؟ فراموش نکنید که فضای اینترنت یک فضای خصوصی و جلسه ی مناظره نیست که آنچه برزبان آند و قلم نوشت را مطرح کنید، شما اگر حرفی داشتید در همان مجلس و با متولیان جلسه میزدید نه در سایت.

    ۲۴
    1. مدیر سایت مدیر سایت گفت:

      با سلام خدمت شما برادر ارجمند
      توجه داشته باشید که این نوشته اصلا از استاد اکبرنژاد نیست که شما ایشان را خطاب قرار داده اید. نوشته از یکی از طلاب اصفهانی حاضر در جلسه است که نقدی نسبت به مسئولین و اساتید خودشان نوشته اند.
      ضمنا سایت و کانال مؤسسه درصدد است تا نظرات موافقین و مخالفین را علی السویه منتشر نماید تا تمامی مخاطبان در یک فضای آزاد بتوانند جهت گیری های هر دو طیف را رصد و نتیجه گیری بهتری داشته باشند.
      شما هم چنانچه نسبت به جلسه ی برگزار شده، نقدی دارید مؤسسه آماده ی دریافت و انتشار آن می باشد.
      موفق و مؤید باشید.

      ۳۰
  2. طلبه گفت:

    سلام ، بله ببخشید اشتباه از بنده بود که فکر کردم آقای اکبر نژاد این مطلب را نوشتند چون فکر می‌کردم این گونه تیتر زدن و عنوان زدن مربوط به ایشان است، بله بنده در مورد این یادداشت و جلسه نقدهایی دارم که انشاءالله اگر فرصت بشود خدمتتان عرض خواهم کرد، البته اگر مثل این یادداشت با عنوان در سایت گذاشته شود. از برخورد مودبانه‌ی شما هم متشکرم، انشاءالله همه‌ی ما حق شناس و پیرو حق باشیم .

    ۱۰
    1. مهدی گفت:

      این ادب و عذر خواهی شما پسندیده است.
      منتظر نقد شما هستیم.
      التبه بنده از موافقان نظارت استاد اکبر نژادم

      ۱۰
  3. فریاد گفت:

    بنده با وجود این که حرف های استاد اکبر نژاد رو قبول دارم اما لحن این یادادشت رو مناسب نمی دونم. برخی تعابیر واقعا خلاف ادب است.
    هرچند ما طلبه های جوان از عدم بصیرت و زمان نشناسی بزرگانمان، رنج بسیار کشیده ایم و سینه مان به تنگ آمده اما نباید در خطاب و نوشته خود به ایشان بی احترامی کنیم این بی احترامی نه در دین پذیرفته شده است و نه در میدان واقع به نتیجه مطلوب می رسد.
    اگر بخواهیم تحول حوزه رقم بخورد باید بیاموزیم با احترام مطالبه کنیم در عین جدیت و خستگی نا پذیری باید بیاموزیم با ادب هم برخورد کنیم. بی ادبی و هوچی گری ما جز بهانه دادن به دست متحجرین و بدنام کردن خودمان در میان منصفین حوزه ثمره دیگری ندارد.
    از سایت موسسه هم تقاضا دارم در نشر مطالب ارسالی عزیزان بیشتر دقت کنند و مطالبی که حاوی بی دابی است را برای باز نویسی و تعدیل ارجاء دهند

    ۲۰
  4. مرصاد گفت:

    مرصاد از اصفهان(میدونم نظرم پخش نمیشه)
    آقای اکبر نژاد در اصفهان فرمودند دو سوم اصول بیخوده و اینکه استصحاب کارایی نداره و اینکه اصول ما برگرفته از اصول اهل تسننه و ...
    به آقای اکبر نژاد بگین
    اولا هزار سال علما آبدر هاون میکوبیدند و یهویی شما
    (ستاره ای بدرخشید ماه مجلس شد؟ دل رمیده ما را انیس و مونس شد!)
    دوما اگه استصحاب بیخوده پس هزار ساله علما حرف بیخود زدند وشما!!!!! بلکه امام صادق (ع) نعوذبالله چرت فرمودند لا تنقض الیقین بالشک واینکه شبهه بلل مشتبه و خیار غبن علی الفور او التراخی؟ را بدون استصحابی که عرش الاصول است و بر سایر اصول مقدم است(اگه اینم منکر نشن)جواب بده
    ثالثا گفتند که اصول ما برگرفته از اصول اهلتسننه کجاش؟
    میدونم به سوالم ترتیب اثر نمیدین ولی خب
    بااین منتظر جواب قاطع ام نه فحش وایراد ازمتن و لحن و حاشیه سازی انم به خاطر متن بالاست که لحنتون تند بوده

    ۰۳
    1. مدیر سایت مدیر سایت گفت:

      با سلام خدمت شما برادر ارجمند و تشکر از پیامی که ارسال فرمودید.
      بخشی از سؤالاتی که فرمودید، در همان جلسه ی مناظره ی دوم توسط استاد اکبرنژاد پاسخ داده شده است. در صورت تمایل به فایل صوتی یا ویدئویی جلسه بر روی کانال تلگرام مؤسسه یا صفحه ی چند رسانه ای سایت مراجعه بفرمایید. موفق و مؤید باشید.

      ۰۰
    2. هادی چیت ساز هادی چیت ساز گفت:

      سلام به "مرصاد" عزیز. خوشحالم از اینکه دغدغه مند هستید و مباحث تحول را پیگیری می کنید.
      اما اولا: این سخن شما که "آیا هزار ساله علما حرف بیخود زدند وشما!!!!!" مرا یاد این آیات می اندازد که قرآن از زبان اقوام معاند نقل می کند که در برابر انبیاء الهی می گفتند: یعنی تو می گویی پدران ما همه اشتباه می کردند و تو درست می فهمی؟ یعنی تو بهتر از آنها هستی که وحی به تو نازل شده و آنها بدون وحی هستند؟ به راستی اگر تفاوتی بین این دو هست، برای من بیان کنید؟
      من اسم این را تنها شخصیت زدگی می گذارم. در تبعیت از حق، تنها سخن حق و انصاف حاکم است نه بزرگی گذشتگان.
      ثانیا: فرموده ی شما که "یهویی شما..." جداً دور از اخلاق و ادب است. ادبیات کسی که حق خواه است، از چنین تعبیراتی خالی است.

      ۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)