منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / علمی / گزارش و مستندات نشست ها / اجمال نشست۱۱: مقایسه روش شناسی اجتهاد در فقه با اخلاق(تکرار)

اجمال نشست۱۱: مقایسه روش شناسی اجتهاد در فقه با اخلاق(تکرار)

روش شناسی اجتهاد در فقه و اخلاق

کرسی آزاد اندیشی با موضوع ” روش شناسی اجتهاد در فقه و اخلاق” صبح روز ۲ دی ماه در موسسه دار الحدیث شهر قم برگزار شد.

این نشست علمی توسط نظریه پرداز، حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی اکبرنژاد رئیس موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی در حضور جمعی از طلاب برگزار گردید.

ابتدا دبیر جلسه حجت الاسلام عمادی شروع به سخن نمودند و ضمن خیر مقدم به حضار جلسه عنوان کردند، پیوند میان دو رشته فقه و اخلاق بسیار زیاد است و برخی در اصل اینکه این دو دانش مجزا باشند تردید دارند و در واقع اصل این تقسیم بندی را قبول ندارند. از طرفی نیز، بحث اجتهاد در علم اخلاق یک بحث کاملا گمنامی است لذا انتظار می رود با این جلسات این موضوع از مهجوریت در آید و روشن شود چگونه می توان گزاره های اخلاقی را از دین استنباط نمود.

حجت الاسلام و المسلمین اکبر نژاد پیش از ارائه ی نظرات خود از رهبر انقلاب در خصوص پایه گذار بودن کرسی های آزاد اندیشی در حوزه ی علمیه کمال تشکر و قدر دانی نمودند.

ایشان بحث را با این سوال آغاز نمودند؛ که اجتهاد در گزاره های اخلاقی چه تفاوت هایی با اجتهاد در گزاره های فقهی دارد؟ و متذکر شدند ما در پی این نیستیم که نسبت میان فقه و اخلاق را بیان کنیم گرچه این دو را از هم جدا نمی دانیم. بلکه تنها در تلاش هستیم تفاوت روش اجتهاد این دو را بیان نمائیم.

اهمیت روش شناسی در علوم

ایشان در مقدمه ی اول به بیان اهمیت بحث های روشی پرداختند و آن را مادر تولید علم قلمداد کردند و اضافه نمودند اگر یک روش علمی ضعف و قوتی

روش شناسی مادر تولید علم می باشد. اگر یک روش علمی ضعف و قوتی داشته باشد اثر خود را در تولیدات آن علم خواهد گذاشت. لازمه ی تحول در علوم اسلامی و انسانی توسعه بحث های روش شناسی است.

داشته باشد اثر خود را در تولیدات آن علم خواهد گذاشت. ایشان لازمه ی تحول در علوم اسلامی و انسانی را توسعه بحث  های روش شناسی دانستند.

تعریف علم اخلاق و فقه

ایشان در ادامه به عنوان مقدمه شروع به تعریف فقه و اخلاق کردند و فقه را به” احکام افعال مکلفین” تعریف نمودند. اگر چه ایشان این تعریف را ناقص دانسته و” مدیریت خداوند بر انسان” را تعریف جامعی برای فقه شمردند. در ادامه نیز اخلاق را به “علمی که درباره ی فضائل و رذائل نفسانی بحث می کند و از روش متخلق شدن به فضائل و خالی شدن از رذائل سخن می گوید” تعریف کردند.

چرا این سوال برایمان پیش آمده است؟

ایشان در ادامه به یکی از نکاتی که در منطق تفکر خلاق حائز اهمیت است اشاره نمودند و افزودند باید ببینیم چه ارتکازات و پیش فرض هایی بر روی سوالات ما سایه انداخته است؟ و اساسا چرا برای ما چنین سوالی پیش آمده است که روش شناسی در اخلاق چگونه است؟ چرا بحث از روش شناسی اجتهاد در اخلاق می کنیم اما چنین بحثی را حول سایر ابواب فقه انجام نمی دهیم؟ در واقع اگر بخواهیم میان فضائل و رذائل و عبادات با متاجر و قصاص و عبادات مقایسه کنید کدام یک قرابت بیشتری به عبادات دارند؟ متاجر یا فضائل و رذائل؟ چرا در اینجا بحث از اختلاف روش نمی کنیم و نمی گوییم روش شناسی متاجر یا روش شناسی قصاص اما در موضوع اخلاق که به عبادات نزدیک تر است سخن از روش شناسی می کنیم؟

همانطور که در علم منطق می آموزیم که برای حل یک مشکل علمی باید ابتدا با مشکل مواجه شویم سپس به سراغ شناخت نوع مشکل برویم و در ادامه بر اساس نوع مشکل به سراغ اطلاعات برویم. در حل مسائل علمی نیز باید به این مسئله توجه داشته باشیم.  

سؤال صحیح

ایشان در ادامه توضیحات خود فرمودند اساسا سوال از تفاوت روش شناسی اجتهاد میان فقه و اخلاق پرسش غلطی است. آنچه می تواند مورد پرسش واقع شود این است که علوم اجمالا از لحاظ تحلیل مسائل با یکدیگر متفاوت هستند و ملاک تفاوت روش ها در چیست ؟ ملاک اختلاف روش حل مسئله در موضوعات عبادی و معاملی در چیست؟

ایشان علت اصلی در تفاوت روش ها را سنخ شناسی دانستند. و متذکر شدند همانطور که در علم منطق می آموزیم که برای حل یک مشکل علمی باید ابتدا با مشکل مواجه شویم سپس به سراغ شناخت نوع مشکل برویم و در ادامه بر اساس نوع مشکل به سراغ اطلاعات برویم. در حل مسائل علمی نیز باید به این مسئله توجه داشته باشیم. سنخ مسئله وجنس موضوع به ما می گوید از کجا شروع کنیم و چگونه شروع کنیم. ایشان در ادامه به ذکر آسیب هایی که در فقه به خاطر بی توجهی به روش شناسی اتفاق افتاده است پرداختند.

مشترک بودن اخلاق و فقه در منابع و روش تفسیری

ایشان به عنوان تکمیل بحث فرمودند فقه واخلاق هر دو به دنبال کشف مشروعیت از دین هستند لذا در منابع و روش منطق تفسیر و رجال با یکدیگر مشترک هستند. بنا براین اگر خواب در فقه حجیت ندارند در اخلاق هم همین طور می باشد.

ایشان در انتهای این بخش از سخنانشان چنین جمع بندی نمودند: اخلاق به ما هو اخلاق هیچ تفاوت روشی در اجتهاد با سائر گزاره های فقه ندارد. علم اخلاق تنها به همان مقدار تفاوت سیالی که در ابواب فقهی مشاهده می شود با گزاره های فقهی تفاوت دارد. و این مقدار تفاوت نیز به خاطر تنوع گزاره ها می باشد.

نسبت میان فقه و اخلاق

ایشان در پاسخ به سوال از نسبت میان اخلاق و فقه چنین گفتند:

در دین به نفس رذائل و فضائل اخلاق گفته نشده است بلکه در دین اخلاق به اعمال، اطلاق شده است. در واقع اخلاق چیزی جز آن حالت متناسب با یک فعل نیست. افعال هستند که رذائل و فضائل را به وجود می آورند. در واقع احکام فقهی نسخه هایی هستند برای به وجود آمدن اخلاق. ایشان جزیره ای دیدن علوم را یک آفت دانستند و اضافه کردند ما نباید فقه را جدای از اخلاق قرار دهیم. پایه های فقهی پایه های اخلاقی را در ما تشکیل می دهند و اگر ما به دستور العمل هایی که در دین آمده است پایبند باشیم از رذائل اخلاقی پاک و به فضائل اخلاقی متخلق خواهیم شد.

لازم به ذکر است گزارش تفصیلی جلسه به زودی منتشر خواهد شد.

 

 

درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)