منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اخبار / صمیمانه با آقای عندلیب!

صمیمانه با آقای عندلیب!

نامه منتشر شده از آقای عندلیب در نقد مؤسسه فقاهت:

مدتی است جناب مستطاب حجه الاسلام آقای محمد تقی اکبرنژاد(زیدعزه) اقدام به تاسیس موسسه ای با نام فقاهت و تمدن سازی اسلامی کرده است. اینجانب نیز مدت دو سال در این موسسه به طور مستمر حضور پیدا کردم و کتابها و شیوه ایشان را فراگرفتم و حتی مدتی نیز برخی کتابهای ایشان را برای جدیدالورودی ها تدریس نمودم. که البته به دلایلی که مهمترین آنها نقد صریح و بی پرده از جزوات ایشان و مهمتر روش ایشان بود از ادامه همکاری صرف نظر کردم.

اخیرا ایشان نامه هایی به آقایان شورای عالی حوزه و مدیر جدید حوزه های عملیه نوشته اند که علیرغم دغدغه های به جای ایشان، در برخی موارد خطوط قرمز درنوردیده شده است و به تمسخر و… منجر شده است. اسف ناک تر اینکه جدیدا کلیپی از ایشان منتشر شده است و بزرگترین تهدید نظام را «حوزه های علمیه» می دانند.  این مورد بسیار به دور از واقعیت است و ریشه در این تفکر دارد که تمام مشکلات نظام زیر سر حوزه است!

حال سوال این است که آیا نباید نگاه و انتظارمان از حوزه واقع بینانه کنیم! واقعا حوزه علمیه چقدر میتواند و باید در حاکمیت نقش داشته باشد؟ آیا به جز تدوین مبانی نظری دولت و نهادها حوزه ها باید وارد عرصه اجرا هم بشوند! بر فرض هم که حوزه ها همه مبانی را آماده و تدوین کنند آیا دولت، مجلس و نهادها الزام به رعایت بند بند آن دارند؟! پس قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه چه می شود؟ متاسفانه حضرت ایشان به این امر توجه ندارند که دولت و حاکمیت در دنیای جدید بر محور قانون می گردد نه بر محور دیدگاه ها دانشگاه ها.

البته تاکید می کنم که حوزه ها ابعاد نظری قانون را باید آماده و ارائه کنند ولی آقای اکبرنژاد تصور می کنند با آماده سازی مبانی، دولتی ها از فردا طبق آن عمل میکنند و مدینه فاضله ی تقریبی رقم می خورد. استدعا دارم همه مشکلات کشور که تنها شاید ۱۰ درصد آن به حوزه ها برگردد به تقصیر حوزه نیندازید!

نگاه فاسد برخی مدیران و دوری از تقوا و عدم توجه به بیانات امام خمینی و امام خامنه ای دام ظله باعث شده در منجلاب اشرافی گری بیفتند و مردم را فراموش کنند. اقای اکبر نژاد مشکل کشور نبود قانون نیست که حوزه ها بخواهند قوانین را بازنگری کنندکه البته برخی قوانین نیاز به بازنگری دارد مشکل کشور عمل به قانون و اعتقاد به آن و سبک زندگی مدیران است.

نکته پایانی اینکه چند روز پیش سخنان مقام معظم رهبری را پیرامون تحول می خواندم که تاکید ایشان بر تصدی امر تحول به دست چه کسانی بنده را به فکر وا داشت و بازهم فرضیه و نظریه حقیر که موسسه جنابعالی شاخصهای موسسه مطلوب و معیار جهت مدیریت امر تحول را ندارد را تایید کرد!

«…تحولِ پیچیده، گسترده و همه جانبه در حوزه ها، بدون یک مدیریت قوی و صحیح امکان پذیر نیست و گروهی که مورد تأیید مراجع و بزرگان و صاحبنظران حوزه است باید این مدیریت را به عهده داشته باشد.»(بیانات معظم له۲۹/۷/۸۹) حضرتعالی مورد تایید کدام یک از مراجع و بزرگان هستید؟!

« آن طرف قضيه، گفتيم بايد تحول مديريت شود. بايد توجه شود كه مايه ى علمى رقيق نشود، سطح مطلب شيخ پايين نيايد، سطح مطلب آخوند در اصول پايين نيايد. طلبه در خلأ دانائى نسبت به اين مبانى كه امروز در فقه و اصول ما عناصر مهم و اثرگذارى هست، قرار نگيرد؛ طلبه در خلأ قرار نگيرد. عبارات، عبارات صحيح و خوب و عربى باشد. بنده بعضى از نوشتجات حوزه را كه ملاحظه ميكنم، از اين جهت ما يك خرده اى كمبود داريم، نقص داريم. يك نوشته ى متين قرص و محكمى كه در همه ى مجامع علمىِ اسلامى وقتى كه رفت – چون به زبان عربى است. زبان علمى ما زبان عربى است و همه ميتوانند استفاده كنند – به عنوان يك اثر برجسته و ممتاز شناخته شود، ايراد لفظى و متنى و قلمى نداشته باشد. بنابراين تحول ناگزير است. حالا اين يكى دو مورد از موارد تحول بود؛ موارد زيادى هست؛ بسيارى از آنها را هم شما دوستان در بياناتتان گفتيد كه مورد تأييد من هم هست. بايد اين تحول مديريت بشود. اين هم يك نكته است.»(۸ بیانات معظم له /۶/۸۶) آیا کتابهای موسسه شما عربی است؟

«اگر تحول را به معنای تغییر خطوط اصلی حوزه‌ها بدانیم – مثل تغییر متد اجتهاد – قطعاً این یک انحراف است. تحول است، اما تحول به سمت سقوط. شیوه‌ی اجتهادی که امروز در حوزه‌های علمیه رائج است و علمای دین به آن متکی هستند، یکی از قوی‌ترین و منطقی‌ترین شیوه‌های اجتهاد است؛ اجتهاد متکی به یقین و علم، با اتکای به وحی؛ یعنی از ظن به دور است و استنباط ما استنباط علمی و یقینی است.«( بیانات معظم له ۱۳۸۹) اصاله حجیت ظن، یا قوی ترین معرفت ممکن نوعی که اصل اولی در ظنون را حجت می دانید آیا انحراف نیست!

و یکی از مهمترین بیانات رهبری معظم درباره متصدیان امر تحول این است: «… وقتی میگوییم جوان، منظور این نیست که هر جوانِ خامِ از راه رسیده‌ای، علاج کننده‌ی درد است. منظور من فضلای جوانند که الان بحمداللَّه در حوزه، طبقه‌ی بزرگی را تشکیل میدهند و سنّشان در حدود چهل و حول و حوش آن است و کفایه و مکاسب و درس خارج تدریس میکنند و سالهاست که پای درس فقه و اصول نشسته‌اند و بعضی مباحث دیگر هم دارند. روحِ کار، بایستی در اینها زنده شود. کسانی که مخاطبان ما هستند، باید روح کار را در آنها زنده کنند. اگر نکردند، خود اینها بایستی حرکت و تلاش کنند و همّت بگمارند.»(۱۳/۹/۳۷۴) حال سوال اساسی این است که آیا شخص آقای اکبر نژاد تاکنون مکاسب کفایه و درس خارج تدریس کرده اند و چقدر در درس خارج بزرگان شرکت کرده اند ؟! همکاران ایشان هم اکثرا تا کفایه خوانده و بعضی نخوانده رها کرده و به موسسه پیوسته و اکنون ناقد آرای شیخ و آخوند (قدس سرهما) و داعیه دار تحول در حوزه اند!

حضرت آقای اکبرنژاد! هرگز و قطعا نمی توانید با این بنیه علمی خود و اطرفیانتان تحول مد نظر رهبری معظم را ایجاد کنید لذا عاجزانه خواهشمندم این جوانان که تازه لمعه را تمام کرده و هنوز رسائل و مکاسب نخوانده اند از حوزه جدا نکنید و با آینده آنها بازی نکنید! از خداوند متعال خواستارم فرصتی عنایت فرماید تا در ضمن مقاله ای به نقد دیدگاه ها و شیوه موسسه جنابعالی بپردازم! اگر جسارتی شد نه از روی دشمنی و بغض بود بلکه خیرخواهی بود.

و من الله التوفیق

همکار دیروز شما، منتقد امروز شما

حسین عندلیب همدانی

——————————————————————————————–

پاسخ یکی از اساتید مؤسسه به نامه فوق:

سلام علیکم

نامه ای که اخیراً برای استاد اکبر نژاد نوشته اید نیازمند برخی توضیحات است که بنده به عنوان استادی که به شما علاقه دارم به برخی از آنها اشاره می کنم.
یکم: خود را جزء اساتید موسسه شمرده اید در حالی که همه کسانی که با مؤسسه آشنا هستند می دانند دوره عمومی موسسه که اصطلاحاً دوره فراگیری نام دارد بیش از دو سال طول می کشد و در طول این مدت هیچ دانش پژوهی تدریس ندارد. آنچه شما نام آن را تدریس نهاده اید نظارت بر مباحثات دانش پژوهان جدید بوده است نه تدریس درس ها! البته همان دانش پژوهانی هم که شما ناظر مباحثاتشان بودید از ضعف علمی شما گلایه داشتند. دلیل رفتنتان از مؤسسه نیز نه نقد صریح و بی پرده، بلکه قرار نگرفتن نامتان در لیست اساتید موسسه و ناراحتی از بابت آن بود!

دوم: نوشته اید مشکل اصلی کشور، نگاه فاسد برخی مدیران و بی توجهی آنان به بیانات امام و رهبری است.
برادر من! حرمت امام زاده را باید متولی نگاه دارد. مگر خود مسؤولین حوزه چه اندازه به فرمایش های رهبری اعتنا کرده و محل گذاشته اند که انتظار داشته باشیم دولتمردان چنین کنند؟ خود حضرت آقا تصریح کردند: «از پیشنهادهایی که بنده در طول این سال ها درباره حوزه علمیه کردم، خیلی هایش تا حالا تحقق پیدا نکرده است(۸/۹/۱۳۸۶)» به علاوه اگر به قول شما مشکل کشور عمل به قانون و سبک زندگی مدیران است، چرا حوزه علمیه خود را موظف به تربیت نیروهای متخصص و متعهد نمی داند تا مسؤولیت های مهم و خطیر کشور را بتوان با خیال آسوده به چنان افرادی سپرد؟ اما حوزه ما اکنون نه تنها چنین دغدغه ای ندارد، که حتی از اداره طلاب پذیرش شده خودش هم عاجز است و … بگذریم.

سوم: موسسه فقاهت را متهم کرده اید که شاخص های موسسه مطلوب برای مدیریت تحول را ندارد.
ای کاش حضرت عالی یک سند ارائه می کردید که ما در کجا مدعی مدیریت تحول در حوزه بوده ایم؟ آنچه در اساسنامه مؤسسه آمده این است که ما پیگیر منویات مقام معظم رهبری در حوزه علمیه هستیم. البته در حوزه ای که بزرگانش صریح ترین فرمایش های حضرت آقا را زیر پا می گذارند و بر خلاف آن عمل می کنند، نباید تعجب کرد که طلاب و فضلای جوان این عَلَم را بردارند. آیا به نظر شما وقتی بزرگان حوزه حرکت درخور و شایسته ای در این راستا انجام نمی دهند، ما هم باید دست روی دست بگذاریم و شاهد از بین رفتن انقلاب و پامال شدن خون شهدا باشیم؟

چهارم: اشکال کرده اید چرا کتابهای موسسه شما عربی نیست؟ در حالی که مقام بیان را گم کرده اید؛ یک جا بحث تولید علم است که در این مقام هیچ نیازی به عربی بودن متون نیست بلکه مانعیت هم دارد؛ یک جا هم بحث کتاب درسی شدن این متون یا فرستادن آن ها به مجامع علمی است که بدون شک باید آن ها را به عربی ترجمه کرد. کتاب های مؤسسه فقاهت اکنون در مرحله نخست است.

پنجم: نوشته اید: «اصاله حجیت الظن، یا قوی ترین معرفت ممکن نوعی که اصل اولی در ظنون را حجت می دانید آیا انحراف نیست؟»
این در حالی است که نظریه «حجیت قوی ترین معرفت ممکن نوعی» هیچ ربطی به اصالت حجیت ظن ندارد. نظریه مذکور همانند مشهور اصولیان، حجیت را فقط منحصر به یقین می داند و هر گونه تنزل از یقین به معرفت های پایین تر را فقط با دلیل یقینی می پذیرد. تفاوت این نظریه با نظریه مشهور این است که آنان دلیل تنزل از یقین و حجیت برخی ظنون را دلیل تعبدی گرفته اند و بدون سنخ شناسی مسأله از آیات و روایات شروع کرده اند؛ ولی ما معتقدیم این مساله از سنخ عقلی است و با دلیل قطعی عقلی می توانیم از یقین تنزل کنیم و به حجیت قوی ترین معرفت ممکن نوعی برسیم. اگر جناب عالی بقیه نظریه های تولید شده در مؤسسه را هم این طور فهمیده باشید که واویلاست!!

ششم: نوشته اید: «حال سؤال اساسی این است که آیا شخص آقای اکبر نژاد تاکنون مکاسب کفایه و درس خارج تدریس کرده اند و چقدر در درس خارج بزرگان شرکت کرده اند؟» اولاً حضرت استاد اکبر نژاد این درس ها را با استاد خصوصی و خیلی خوب خوانده و مقداری هم تدریس کرده اند. ثانیا دوستان همکار آقای اکبرنژاد هم از طلبه های نخبه و ممتاز حوزه های علمیه هستند که نسبت به متون درسی حوزه خیلی بیشتر از آنچه متداول است اهتمام داشته اند. حتی یکی از همین دوستان که هم اکنون نیز در مؤسسه مشغول است برای اینکه بتواند دروس را با بهترین اساتید حوزه به صورت خصوصی بخواند روزه استیجاری می گرفته است!  ثالثا: آنچه مهم است این است که کسانی می توانند تحول در علم ایجاد کنند که پختگی و توانمندی علمی داشته باشند. آیا به نظر حضرت عالی اگر کسی به خاطر اشکالات مبنایی و روشی نسبت به یک مکتب فکری، از تدریس بیشتر کتاب های آن خودداری کرده و خود روش متکامل تری را تولید کند اشکالی دارد؟ نقد مبنایی یک مکتب فکری افضل است یا همه عمر را بدون فهم مبانی آن به تدریس و تولید مثل پرداختن؟

نویسنده: مهدی برزگر(استاد و محقق مؤسسه فقاهت)

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

4 دیدگاه در “صمیمانه با آقای عندلیب!

  1. امین گفت:

    تعجب می کنم کسی که تولیدات علمی این موسسه را خوانده باشد، چطور می تواند این تحول عمیق در دروس اجتهاد و فقاهت را انکار و تکذیب کند و به شبه افکنی برای بستن راه خدا دست بزند؟!
    آقای عندلیب! دعا می کنم که این سخنان از روی غفلت باشد و هر چه زود تر آگاه شوید!

    ۷۴
  2. قاسمی گفت:

    استدلالات آقای برزگر و پاسخ ایشان به آقای عندلیب بسیار محکم و روشن است. امید که موسسه در راه تحقق اهداف خود با سرعت به موقفیت برسد. با تشکر -قاسمی

    ۴۳
  3. سید مهدی گفت:

    باسلام؛ دوست گرامی اگر فعالیت این دوستان را نمی پسندید، مختارید؛ چرا کارشکنی!؟ شما هم نظر خودتان را منتشر کنید در قالب های رایج؛ به هر دو طرف عرض می کنم مسائل حوزه مربوط به خود حوزه است، و حفظ آبروی حوزه برای همه طلاب واجب. چرا از آبروی سازمان منتسب به حضرت منجی صیانت نمی کنید؟! به یاری خدای متعال و فعالیت بیشتر حضرت قابض الرارواح مشکلات داخلی حل و راه برای فعالیت جوانان میسور خواهد شد

    ۰۲
  4. عبدالله گفت:

    سلام و احترام ، آقای عندلیب عزیز اگر با ادبیات امام خامنه ای آشنا باشید تفاوت دیدگاهی و اقتضائی بودن یک مطلب را متوجه می شوید.
    آن جائی که از آقا آوردید تغییر متد اجتهاد اولا آقا زیرکانه بحث یقینی بودن را می گوید نه چیز دیگر و نه تایید شیخ و... و ثانیا این جمله دیگر حضرت آقاست که اتفاقا می گوید باید متد اجتهاد در حوزه عوض شود تند و بی تعارف هم می گویند. اول اقتضاست و البته همان اقتضا هم زیرکانه مطرح شده و دومی دیدگاه است. این جمله آقا:
    «عدم تحوّل، یعنی عدم پرداختنِ فقه به خود مسأله‌ی فقاهت. فقاهت، یک شیوه و روش برای استنباط آن چیزی است که ما اسمش را فقه می‌گذاریم... فقاهت یعنی شیوه‌ی استنباط. خودِ این هم به پیشرفت احتیاج دارد. این‌که چیز کاملی نیست؛ بلکه متکامل است. نمی‌شود ادعا کرد که ما امروز دیگر به اوج قلّه‌ی فقاهت رسیده‌ایم و این شیوه، دیگر بهتر از این نخواهد شد. نه؛ از کجا معلوم است؟ «شیخ طوسی» - ملّای به آن عظمت - فقاهت داشت. فتاوای ایشان را در یک مسأله‌ی فقهی ببینید! امروز، کدام مجتهد حاضر است آن گونه بحث کند؟ آن فتاوا، ساده و سطحی است. مجتهدِ امروز، هرگز راضی نمی‌شود آن طور کار کند و استنباط نماید.» (بیانات معظم له در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی ۱۳/۰۹/۱۳۷۴)

    ۳۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)