منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / «اعتصاب علمی» تنها راه برای تحول!
تحلیلی جامع و کامل از اعتصاب علمی

«اعتصاب علمی» تنها راه برای تحول!

مصاحبه ویژه «استاد اکبرنژاد» با مجله حریم امام

تعریف شما از اعتصاب علمی چیست؟ و ارتباط این مسأله با بحث تحول حوزه چیست؟

اعتصاب علمی یکی از دردهای حوزه علمیه است و امروز مطرح شده است. برای اینکه بحث را منظم پیش ببرم ابتدا باید ببینیم ضرورت تحول و تغییر در حوزه را چگونه میسنجیم؛ آیا نگاه ما به ضرورت تحول در حوزه مستحبی است که اگر تحول اتفاق بیفتد بهتر میشود یا تحول را یک امر واجب میدانیم و اگر اتفاق نیفتد پای همه علما و طلبه ها گیر است؛ و حتی یک رده بندی بالاتر داریم. تحول مانند فریضه است. یعنی تحول را یک ضرورت اجتناب ناپذیر میدانیم که مسئله حیات و ممات حوزه علمیه به این تحول بند است.
چه بخواهیم چه نخواهیم در دنیایی زندگی میکنیم که توسط مغزهایی از علوم تجربی مدام پوست اندازی میکند و بشر به کشف سنت های خداوند متعال در عالم روی آورده است؛ و تجربه خودش را در قالب تکنولوژی وارد زندگی بشر کرده و هر چه زمان میگذرد شتاب این تکنولوزی بیشتر میشود و مدام زندگی شکل عوض میکند و از جنبه دیگر هم میگوییم دین متولی مدیریت انسان در عالم است و خداوند بندگانش را رها نکرده است.
امروزه مدرنیته بر ما تحمیل شده و دشمن بی رحمانه از نظر وضعیت فکری و فرهنگی روی جوانان کار میکند و جوانان از دین گریزانند و ما به دنبال این هستیم که با تذکر حجاب را درست کنیم اما تنفرش را اضافه میکنیم چون کار فرهنگی نمیکنیم و زبانش را بلد نیستیم؛ مدرنیته شتابان جامعه را به سمتی که خودش میخواهد جلو میبرد و اعتقاد بنده این است اگر دین نتواند اشراف خودش را به این فضا نشان دهد ذبح میشود و حوزه علمیه هم فلج میشود.

دیدگاه شما نسبت به دروس حوزوی که امروزه تدریس میشود چیست؟ آیا این دروس به نیازهای جامعه و طالب توجه دارد؟

در حوزه علمیه هنوز اصول اعتقادات چه فلسفه و چه کلام با ادبیات ۲۰۰ سال پیش تبیین میشود و آیا مردم این ادبیات متکلمین را میفهمند، باید بحثهای فقهی که بیشتر با جنبه های تمدنی و رفتاری انسانها ارتباط دارد مطرح شود. من امروز لیست درس خارجهای پایتخت را دیدم، متاسف شدم، بحث هایی میبینید، که یکی از آنها بحثهای امروز جامعه نیستند. یا بحث دیات است که علما هزار سال آن بحث ها را کرده اند و تکراری است. یا مثال فرض کنید بحث صلاة است و یا بحث طهارت است و یا بحثهای دیگر. وقتی شما نتوانستید دین را متناسب با زمان خودتان ارائه دهید و طلبه ای که مکاسب را میخواند هیچ ارتباطی با مسائلش ایجاد نمیکند، طبعا امروز یا فردا یا نهایتا پس فردا دلزده میشود، خسته میشود و رها میکند.
بعضیها میگویند این مسائل باید مطرح شود چون مسئله یک مسلمان است ولی مگر هر مسئله مسلمانی را در یک کتاب درسی باید بیان کرد. کتاب درسی یعنی کتابی که بناست عمر همه کسانی را که در این فضا وارد میشوند بگیرد، بنابراین کتاب درسی باید متضمن مسئله هایی باشد که امروز به درد عموم این طلبهها میخورد و بنده معتقدم کتابهای درسی حوزه نه تنها مایحتاج علمی و معنوی طلبه را تامین نمیکنند که حتی به سالمت ذهنی او آسیب هم میزنند چرا که دغدغه ها و تاملاتشان را به یک بازه زمانی طولانی مدت در مسائل حاشیه متوقف میسازد و به مرور شهامت رویارویی و قدرت تحلیل مسائل جدید را از او میستاند. بگذریم از اینکه روش اجتهاد موجود گرفتار اعوجاج و اختلاط روشی گشته و به جای حل مساله، طلبه را گرفتار احتمالات دور از واقعیت میسازد. مثلا با روش فلسفی و ریاضی سراغ بحث های تفسیری و فقهی میرود و آن را بر هم میریزد. به تعبیر عالمه وحید بهبهانی(ره) با این ذهن به هم ریخته فقه را خراب میکند!
کم نیستند طلبه هایی که اسلام شناسی شان قبل از سطوح بهتر از دین شناسیشان بعد از اتمام کفایتین است! چرا که قبل از این کتابها دین خود را از ذهن افرادی مثل امام و مطهری و نظائرشان میگرفتند اما با خواندن این کتابها گرفتار سردرگمی میشوند. همان طور که برخی اساتید کفایه ما، کفایه شناسند نه اسلام شناس نه قرآن شناس!
از سوی دیگر تحمیل میکنیم که همه طلبه ها باید ۱۲ سال درس بخوانند و این دوره عمومی است که همه طلبه ها باید بگذرانند و به جامعه هدف توجهی نمیکنیم که چه نیازهایی دارد و متناسب با آنها نیرو تربیت کنیم. مشکل من مشکلات دقیق و نظری حوزه نیست بلکه بدیهیات حوزه علمیه است، با چه منطق برخواسته از کتاب و سنت یا عقل باید یک رشته علمی بر همه طلبه ها بدون توجه به استعدادها، علاقه فرد و نیازهای جامعه تحمیل شود، با چه منطقی همه باید ۶ سال مکاسب و سه سال شرح لمعه بخوانند و این مسائل باعث میشود حوزه به رکود میرسد و حوزه فعال و بانشاطی نیست.
بنده مایوس نمیکنم بلکه انذار میکنم یعنی امید اصلاح دارم؛ حوزه باید برای این نظام و قطار عظیم ملت ریل گذاری میکرد! کجاست؟ حوزه ما تا امروز یک تفکر فرهنگی هم ارائه نداده؛ حالا سیاسی و اقتصادی اش بماند.

به نظر شما روش صحیح تحول در حوزه های علمیه چیست؟

تحول در حوزه علمیه بحث حیات و ممات است و مقام معظم رهبری هم فرمودند که اگر حوزه متحول نشود میمیرد و اگر نمیرد هم منزوی میشود و تحول در حوزه از ضروریات است. روش درست این تحول اینست که از بالا به پایین شروع شود، باید ریش سفیدان حوزه این مسائلی را که برخی از آنها مطرح شد، درک کنند و پا در میدان بگذارند و اقدام کنند که این مدل ایدئال ترین حالت تحول است. اما مسئله اینست که گویا هیچ یک از سازمان ها و شخصیت هایی که انتظار میرود خودشان متولی جریان تحول خواهی باشند این جریان رها کرده اند، اولین کار این است که برویم و تذکر لسانی دهیم و به آنها بگوییم که دارند با سرنوشت انقلاب اسلامی و جوانان بازی میکنید. چه اتفاقی افتاده که این گفتن ها و تذکر لسانی تاثیر لازم را نداشته، به نظر بنده نکته ای وجود دارد که کسانی که به بحث اعتصاب علمی انتقاد دارند میگویند فضای حوزه فضای معنوی است باید با نظریه پردازی و کار علمی آرام آرام حوزه را به سمت تحول میبریم و من سوالم از این افراد اینست که در ۴۰ سال حوزه را با این روش چقدر پیش بردید؟ حتی در این ۴۰ سال نتوانسته اید حوزه را به جایی برسانید که در آن آزاد اندیشی باشد و آزادی بیان داشت. بنده فقط مکتب اصولی شیخ انصاری را در کمال ادب و متانت علمی نقد کرده ام. همایشم را تعطیل کردند و به دفتر تبلیغات حوزه علمیه اسلامی هم اعلام کنند که به این فرد سالن ندهید و حتی به حسینیه های خیابان صفاییه هم اعلام کردند که به این فرد اجازه برنامه ندهید. مسئولین شورای عالی برخالف نص بیان مقام معظم رهبری مبنی بر کوتاه کردن دوره سطح و علی رغم اینکه می بینند که طلبه ها به اینکتابها علاقه ندارند، اما تصویب میکنند که ۱۰ سال تحصیلی در حوزههای علمیه ۱۲ سال تحصیلی شود.
موثر نبودن گفت و گو در این زمینه ثابت شده و بنده از کسانی هستم که با بیش از ۲۰۰ نفر از اساتید سطوح عالی و شورای عالی و مدیران حوزه صحبت کردم و اقبالی نشان ندادند و در این میان نکته ظریفی وجود دارد که تاثیرنداشتن گفتوگو در حوزه به ماهیت شناسی جریان تحجر در حوزه های علمیه برمی گردد و حتی علی بن ابی طالب(ع) وقتی با جریان تحجر مواجه میشود نمیتواند ذهن آنها را مجاب کند چون این افراد فکر نمیکنند و گرفتار تصلب هستند و فضای ذهنی خود را بسته اند و به دغدغه های تو نگاه نمیکنند و در فکر تحول نیستند و قبول ندارند که باید تحول ایجاد شود، پس گفت و گو هیچ تاثیری ندارد. در بحث اعتصاب علمی از یک طرف ضرورت تحول را به اعالترین حالت و شدت داریم، از طرف دیگر مدیران حوزه، شورای عالی و جامعه مدرسین را داریم که به تکرار و ملاحظات گرفتار شده و میدانند که درد حوزه های علمیه چیست اما حاضر نیستند اقدام کنند و حوصله ندارند با بزرگان حوزه برخورد کنند و هم چنین مجمع نمایندگان طالب که فلسفه وجودی اش پیگیری بحث تحول در حوزه های علمیه است اما جامعه مدرسین زرنگی کرد و این مجموعه را زیر چتر خود برد در حالیکه بنا بود مستقل عمل کند و مجموعه های حوزوی را به تحول وادار کند.

با همه این مقدماتی که عرض کردم راه دومی برای تحول نداریم جز عدم تمکین.

عدم تمکین یعنی اینکه وقتی طرف مقابل نه به نیازهایت نه به استعدادهایت و نه به جامعه نگاه میکند و با این ذهنیت برای یک نسل قانون گذاری میکند و به همین راحتی یک شبه ۲ سال از عمر طیف عظیم طلبه ها را میگیرد و ۱۰ سال تحصیلی را ۱۲ سال میکند. مودبانه ترین و اخلاقی ترین روش برای یک طلبه در این وضعیت که با آن بتوان هم تحول و تغییر را پیگیری کرد و هم تصمیم گیران و بزرگان حوزه را مجبور به تحول کرد، عدم تمکین است و حرف طلبه این است. وقتی شما در قانونگذاری به من نگاه نمیکنید من هم به شما نگاه نمیکنم و هر وقت شما تصمیم گرفتید بازخورد قوانین را بگیرید که این قانون تاثیر مناسب داشته یا نه من هم تمکین میکنم.
راهکار اعتصاب علمی این است که وقتی داری میبینی این کتاب عمرت را از تو میگیرد و با آن ارتباط نمیگیری شهامت این را داشته باش که در مقام اعتراض کتاب را نخوان و بگو تمکین نمیکنم که شما دو سال تحصیلی اضافه کردید.
باور بفرمایید اگر طلبه ها نه یک سال که حتی یک ماه تمکین نکنند بزرگان حوزه انگیزه پیدا میکنند در تصمیماتشان و اصرارشان تامل کنند. جریان تحجر همیشه در مواجهه با جریان های اجتماعی ضعیف عمل میکند و اگر عدم تمکین تبدیل به یک جریان اجتماعی در طلبه ها شود و به بدنه طلبه ها بصورت عمومی سرایت کند جریان تحجر مجبور به تمکین میشود و قبول میکند که باید تحول ایجاد کند.

هدف شما از طرح مبحث اعتصاب علمی و عدم تمکین چیست؟

بنده میفهمم تحول یک شبه اتفاق نمی افتد و تحول در حوزه مشکک است و هدف بنده از طرح مبحث اعتصاب علمی و عدم تمکین در برابر مصوبات شورای عالی شکستن فضا است. طلبه ها تمکین نکنند تا شورای عالی هم قبول کند که انحصار دروس حوزه را از رسائل و مکاسب را بردارد.
به عنوان مثال مجموعه علمی از سلایق مختلف تشکیل دهند و هرکسی کتابی را پیشنهاد کند یا تألیف کند و ادعا کند که این کتاب قابلیت دارد که طلبه را به سطح درس خارج برساند و بررسی شود که اگر کتاب واجد صلاحیت بود از این کتاب هم امتحان گرفته شود؛ مثال فرض کنید استادی میخواهد حلقات درس دهد و طلب های هم حلقات را امتحان دهد از او بپذیرید نه اینکه رسائل و مکاسب را کامل بردارید و یا مثال طلبه ای میگوید البسیط آیت الله سبحانی را امتحان میدهم و شما هم قبول دارید یک کتاب پرمایه علمی است از او بپذیرید، یعنی فضا را از این حصر دربیاوریم.
باید رشته های دیگر را در کنار فقه قبول کنیم. طلبه ای که میخواهد کلام بخواند ملزم نیست رسائل و مکاسب بخواند. یا طلبها ی که به دنبال کار تبلیغی در دانشگاه است نیاز ندارد حتما سلسله درسها را بخواند و در حوزه های علمیه باید دهها رشته متناسب ب فضا ایجاد شود که نظام گزینشی و آموزشی خودشان رادارند.
همین طور هدف این است که آقایان بپذیرند امروزه اساتید جوان نظریات بکر و تازه ای دارند که باید شنیده شود. باید فضا بدهند. نباید هو کنند. باید گوش بدهند.

به نظر شما آیا اعتصاب علمی و عدم تمکین عملی میشود؟

نکته دیگری که به طورجدی در این تحول خواهی به دنبال آن هستیم این است که بزرگان و مدیران حوزه اجازه طرح نظریه های جدید دهند. یکی از اعتراضات بنده به مجموعه آیت الله اعرافی که ایشان موفق تر از مدیران قبلی بودند این است یک سال از مدیریت ایشان گذشته اما هیچ جلسه آزاداندیشی در حوزه های علمیه برگزار نشده است. هر حرکتی را که در این فضای حوزه علمیه بخواهیم ایجاد کنیم نیاز به فرهنگسازی دارد، مشکل ما در حوزه این است که طلبه ها در یک قفس فکری گرفتارشده اند و فکر میکنند با این اوضاع باید کنار بیایند و بنده به دنبال شکستن همین قفس هستم و اعتقادم این است که الزام نیست با این اوضاع کنار بیاییم و میخواهم به طلبه ها بگویم مجبور نیستی فکر کنی که یا باید در حوزه باشی و بسازی و یا اینکه بری؛ نه الزام نیست با حوزه بسازی میتوانی در حوزه باشی و اصلا هم با حوزه نسازی.
ممکن است اعتصاب علمی و عدم تمکین دو سال بعد به ثمر بنشیند اما باید از یک جایی کلید میخورد تا نظریه های موافق و مخالف و تحلیلهای مختلف بیان شود و این قفس بشکند و یک خاکریز جلوتر برویم. با توجه به اعتراضات فراگیری که در جامعه طالب وجود دارد این تحول در یک بازه زمانی اتفاق می افتد چراکه ناامیدی طلبه ها مثل فشار آب پشت سد است که اگر این سد ترک بخورد فشار آب خودش سد را میشکند و بنده فقط به دنبال ترک انداختن روی این سد هستم.

با توجه به بحثی که شما مطرح کردید تابه حال برخورد و انعکاس مثبت یا منفی از جانب بزرگان حوزه انجام شده است؟
فعلاً واکنش صریح منفی اتفاق نیفتاده است.

برنامه خاصی برای پیاده شدن این مباحث به شکل نظام مند دارید؟
در مرحله اول به دنبال فرهنگسازی هستیم و اینکه این جریان تحول خواهی را درگیر کنید که به صورت جدی به این مسئله فکر کند کار بزرگی است و زمینه ساز مراحل بعدی است و ترجیح می دهم فعال در مورد مراحل بعدی صحبت نکنم.

اگر نکته خاصی به عنوان سخن پایانی درزمینه اعتصاب علمی دارید بفرمایید.
نکته ای را خطاب به بزرگان حوزه دارم که تا چه زمانی میتوانید در برابر این جریان عظیمی که در جامعه وجود دارد مقاومت به خرج دهید؟ شما را به خدا یکبار احتمال دهید که این طلبه هایی که اعتراض میکنند و عمدتا طلبه های دلسوز و دغدغهمند هستند، راست میگویند و میخواهید تا چه وقت با زور به آنها بگویید این درس را بخوانید. اعتصاب علمی اتفاق افتاده اما آقایان نمیبینند. وقتی آمار میدهند ۸۰ درصد طلبه ها در کلاس رسائل و مکاسب شرکت نمیکنند نشان دهنده این است که طلبه با این درس ارتباط برقرار نکرده است و اگر برای سرنوشت این طلبه ها فکر نکرده اید در پیشگاه خداوند مسئول هستید.

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)