منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اخبار / گزارش تفصیلی همایش «بررسی زوائد علم اصول»

گزارش تفصیلی همایش «بررسی زوائد علم اصول»

استاد اکبرنژاد در ابتدای این دیدار با گرامیداشت یاد شهدای کربلا و ایام محرم، از حضور طلابی که دغدغه­ی پیشبرد اهداف رهبری را دارند، تشکر کرد.

وی با اشاره به ضرورت علم اصول برای فهم دین و استنباط احکام بیان کرد: علم اصول به عنوان علمی برای فهم دین، همیشه در شیعه مورد بحث بوده. حتی اخباریون که اصول مصطلح را قبول ندارند، دانستن قواعدی را به عنوان مقدمات قبل از ورود به فقه لازم می دانند. مانند موضع ایشان نسبت به قرآن و تفسیر آن. یا اصولیون جایگاه عقل و میزان برداشتهای عقلی را در اصول فقه دنبال می کنند. همچنین مخاطبین پیامبر و ائمه (ع) برای فهم کلام ایشان نیازی به دانستن قواعد تفسیر و فهم متن نداشتند، اما با گذشت زمان و فوت قرائن و تغییر اقتضائات زمان و مکان، فهم کلام معصومین برای غیر مخاطبین نیازمند قواعد تفسیر است که مباحث الفاظ اصول فقه ناظر به همین دغدغه است.

استاد اکبرنژاد «بررسی زوائد علم اصول» را در سه محور بیان کرد: یک. ماهیت شناسی زوائد. دو. نظر موافقان و مخالفان در زوائد اصول. سه. منشا ورود زوائد به علم اصول.

وی در تبیین محور بحث اول، یعنی ماهیت شناسی زوائد عنوان کرد: در هر علمی ملاک زائد بودن مسأله ای نبودن آن مساله در راستای اهداف علم است. انسان در زندگی خود بر اساس نیازها و ضرورتهایی که برایش به وجود می آید، نیاز به علم و دانش دارد. هرچه سیرت و صورت زندگی انسان تغییر کند، نیاز او هم به دانش وسعت پیدا می کند. بنابراین علمی که در راستای برطرف کردن حاجت های انسان باشد، ضرورت دارد و هر مساله ای هم در راستای این هدف باشد، لازم است وگرنه زائد خواهد بود.

حجة الاسلام اکبرنژاد مسائل توسعه یافته علوم را به مفید و غیر مفید تقسیم کرد و افزود: گاهی توسعه ی علم به اضافه شدن مسائل نو و فروعات جدید است. مانند مسائل فقه سیاسی و چگونگی اداره­ی کشور و قانونگذاری؛ مسائل مستحدثه در رشته­های پزشکی مثل تلقیح مصنوعی؛ انواع معامله­های جدید. این نوع توسعه ضروری و مفید است. امامان خمینی و خامنه­ای، بارها به ضرورت ورود حوزویان به این رشته­ها تأکید کردند. اما گاهی توسعه­ی علم غیر مفید است. مانند آنچه در تورم اصول فقه اتفاق افتاده. علم اصول نسبت به دویست سال قبل وسعت پیدا کرده ولی وسعتی نیست که در راستای اهداف علم باشد. مثلا مقدمه الواجب تا قبل از شیخ انصاری (ره) در دو صفحه بحث می­شد ولی مرحوم شیخ این مساله را به سیصد صفحه می­رساند.

وی در تبیین محور دوم، قبل از بیان نظر موافقان و مخالفان به معنا و اقسام تورم در اصول پرداخت و افزود: برخی مسائل در اصول طرح شدند که ورود آنها از اساس بی فایده است و هیچ تاثیری در استنباط ندارند. برخی مسائل هم طرحشان ضروری است، اما نیاز به پرداختن های عمیق و اشکال و جواب های مفصل ندارند، مانند حجیت خبر واحد که اصل مساله ضروری است ولی نیازی به این همه بحث و دقت ندارد. با اینکه همه ی علما قائل به حجیت آن هستند، اما گاهی چند ماه پیرامون اثبات حجیت آن بحث می کنند.

استاد سطح خارج حوزه ی قم با نگاهی به تاریخ اصول فقه، به ارائه ی نظرات موافقان و مخالفان از قدما و معاصرین پرداخت و گفت: مرحوم سید مرتضی و شیخ طوسی در مقدمه های «الذریعة» و «عدة الاصول» که اولین کتابهای اصولی شیعی هستند، به زائد بودن برخی مباحث اشاره می کنند و مبنای نگارش کتاب خود را بر پیرایش اصول از زوائد می دانند. سخن این دو عالم بزرگ نشانگر آن است که اصول از همان اول دچار زوائدی بوده و ایشان با دقت نظر خود اهتمام به حذف آنها داشتند. همچنین محقق حلی در «معارج الاصول» معتقد است اصول دچار بسیاری از مباحث بیهوده شده و همت خود را طرح مباحثی می داند که در فقه تاثیر دارند. میرزای قمی در مقدمه ی قوانین، باور به گسترش بی فایده مباحث اصول دارد و روش خود را بر آوردن مسائل ضروری عنوان می کند. مرحوم ملا امین نهاوندی از شاگردان بزرگ شیخ انصاری (ره) مباحث مفید اصول را یک هزارم می داند. آیة الله عبدالکریم حائری یزدی (موسس حوزه)، در «درر الفوائد» بسیاری از مباحث مطرح شده در اصول را زائد می داند و تنها به ارائه ی مسائل ضروری و مورد نیاز می پردازند. آیة الله العظمی بروجردی بارها بر سر درس خود اصول موجود را متورم دانسته و توصیه به کوتاه کردن آن می کردند. امام خمینی بارها در درس اصول خود اصول موجود را دارای حاشیه ها و زوائدی دانستند که عمر طلاب را ضایع می کند. حضرت آقا تا کنون چندین بار به حذف مباحث بی فایده ویا کم فایده در اصول اشاره کردند و آن را مانع جهش علمی می دانند.

وی در ادامه نظر مخالفان تورم اصول را چنین عنوان کرد: برخی از اساتید هم قائل به مفید بودن مباحث اصول موجود هستند و تورم آن را ضروری رشد علم می دانند. ایشان معتقدند اولا، رشد اصول، به تحقیقات و بررسی های عالمانه نیاز دارد که لازمه ی چنین رشدی پرداختن به تمام سوالات و اشکالات است. از دلِ این اشکال و جوابهاست که اصول رشد می کند و بالنده می شود. ثانیا، هرچند برخی از مباحث و سوال و جوابها ثمره ی عملی و فقهی ندارد، اما دارای ثمرات علمی است. این «إن قلت و قلت»هاست که قدرت تحلیل دانش پژوه را بالا می­برد. همین چالش های علمی هستند که ذهن طلبه را پرورش می­دهند و قوه­ی اجتهاد را در او ایجاد می کنند وگرنه صرف دانستن چند قاعده که انسان را فقیه نمی­کند.

مدیر موسسه فقاهت در نقد این نظریه گفت: شکی نیست که رشد علم وابسته به سوال و جواب است اما این به معنای این نیست که به تمام سوالها جواب داده شود. بسیاری از سوالها از فرض بحث خارج هستند و جواب به آنها فایده ای ندارد. استاد نباید اجازه دهد که هر سوالی باز شود، بلکه باید سوالات دانش پژوهان را در راستای هدف علم و مباحث فایده دار مدیریت کند. در حدیثی زرارة از امام صادق (ع) پیرامون مصداق آیه ی «اهل الذکر» سوال می کند که امام به اهل بیت اشاره می کنند. در ادامه زراره از خود سوال پرسیدن نظر امام را میخواهد. امام در جواب می گویند: برشماست که از همه چیز سوال کنید، اما بر ما نیست که به تمام سوالات شما جواب دهیم. مفهوم روایت این است که هر سوالی شان جواب دادن ندارد. همچنین امام در سوال ابابصیر از جنس حوریان بهشتی، او را به نماز و تکالیف شرعی توصیه می کنند. یعنی دانستن آن چیزهایی برای انسان مفید است که در عمل به او نیاز داشته باشد نه هرچیزی.

وی در جواب از استدلال دوم قائلین به مفید بودن تورم اصول مبتنی بر تقویت اذهان گفت: تقویت ذهن طلاب باید با حل کردن مسائل فقهی باشد نه اینکه وقت گذاشتن در مسائل قدیمی که هیچ فایده ای ندارد. وقت دانش پژوه باید صرف مسائلی شود که تناسب با نیازهای زمان داشته باشد نه مسائلی که صدها بار طرح و بررسی شده. برخی مسائل هستند که فی نفسه دارای پیچیدگی هستند مانند معاملات امروزی. اما برخی مسائل ذاتا پیچیده نیستند بلکه پیچیدگی امروز آنها به علت روش حل آنهاست که امروز دچار پیچیدگی بیهوده شده. این پیچیدگی نه تنها مفید نیست بلکه علاوه بر تورم، صرف بیهوده ی وقت است و ثمری ندارد. در حوزه باید روش مسائل را از پیچیدگی رها کرد. این هرگز منافات با تقویت ذهن طلاب ندارد. این دغدغه باید از راه صحیح خودش پیگیری شود نه ارائه ی مباحث زائد. حضرت آقا چندین بار این اشکال را طرح و جواب داده اند که برای تشییذ اذهان باید کار دیگری کرد نه اینکه مسائل بی فایده را آموزش داد.

حجة الاسلام اکبرنژاد در تبیین محور سوم زوائد علم اصول، به منشأ ورود این مسائل اشاره کرد و گفت: اصول فقه به معنای روش فهم دین، از زمان پیامبر اسلام (ص) به صورت ارتکازی وجود داشته. در زمان اهل بیت (ع) هم رساله هایی توسط اصحاب ائمه در موضوعاتی که احساس نیاز کردند، مانند رد قیاس و اختلاف اخبار نگاشته شد. اما چون در زمان حضور امام بودند، نیازی به طرح برخی مباحث دیگر نداشتند. از اینرو نگارش کتابهای اصولی مصطلح بین آنها رایج نبود.

اما اهل سنت که دچار محدودیت منابع شدند، زودتر به تدوین اصول مشغول شدند. آنها برای رفع خلاهای خود به مباحثی مثل اجماع اصحاب، قیاس، استحسان و رأی رو آوردند. بنابراین محور کتابهای اصول فقه، نگارش های اهل سنت بود.

پس از غیبت حضرت ولی عصر، یک فضای تقابل آراء و اندیشه ها به وجود میاید. مثلا شیخ صدوق (ره) کتاب «التوحید» را در دفاع از نظرات مکتب تشیع در مباحث اعتقادی می نگارد. یا مرحوم کشی در علم رجال کتاب می نویسد. همچنین مکتب تشیع متهم به نداشتن مبنا در فقه و اصول می شود. از اینرو علمای شیعه مثل شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی همت به نگارش کتابهای اصولی می کنند. با اینکه آنها روش خود را در حذف مباحث زائد می دانند، اما به علت تطبیق بر مباحث اهل تسنن و جواب از آنها، متذکر بسیاری از مسائل مطرح در اصول آنها می شوند. چنانچه «العدة فی اصول الفقه» نام مشترک کتاب شیخ طوسی و قاضی ابو یعلی از علمای اهل تسنن است. اضافه بر اینکه فهرست این دو کتاب تقریبا شبیه یکدیگر هستند. بنابراین شاهد ارائه ی برخی مسائل چون «ان الامر بالشیء هل هو امر بما لا یتم الا به ام لا»، «ان الامر یتناول الکافر و العبد کما یتناول المسلم و الحر» و « ان الامر بالشی هل هو نهی عن ضده ام لا» هستیم. مسائلی که هیچ نشانی از آنها در فقه وجود ندارد.

استاد اکبرنژاد در خاتمه ی این دیدار خاطر نشان کرد: در تاریخ علم هر چیزی که تأثیری در علم داشته باید مورد توجه قرار گیرد. توجه به این مهم برای ما مشخص می کند که قدما در تدوین اولین کتاب های اصولی ناظر به فضای اهل تسنن قلم زده اند که خود به خود سبب ورود برخی مباحث زائد به اصول شیعی شده. اما در جلسات بعد به مسائل ضروری و زائد می پردازیم.

گزارشگر و نویسنده: هادی چیت ساز

 

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

5 دیدگاه در “گزارش تفصیلی همایش «بررسی زوائد علم اصول»

  1. حسين گفت:

    سلام عليکم- الحمدلله - ان شاالله بحث مثمر ثمر باشد

    ۱۱
  2. امین گفت:

    با سلام،ظاهرا عالمی بنام ملا امین نهاوندی در تاریخ شیعه وجود خارجی نداشت است

    ۰۰
  3. حسین گفت:

    مشکل تحول در علوم حوزوی خصوصاً فقه و اصول فراتر از این حرفاست. مشکل عمده این علوم آن است که پشتوانه متافیزیکی قوی ندارند.

    ۰۱
  4. دلواپس گفت:

    و لطفا استاد لطف کنن آدرس اقوال رو دقیق بدن

    ۰۰
  5. مسعود گفت:

    به نظر من بحث علمی این قدر هیا هو لازم نداره، تو دانشگاه هزار تا از این بحث ها برگزار میشه اما هیچ کدوم تو بوق و کرنا نمی کنند استاد با این هوچی گری آبروی حوزه رو بردن طوری که یک دانشجوی ریش تراش ما رو ببینه و بگه بابا شما بی کارید هر روز هزاران نفر تو حوزه جمع می شن و چیزهای زائد و بی ثمر بحث می کنند بزرگان از همه بیکار ترن چون با اون کهولت سن همچین بحث هایی رو تدریس می کنند!!! لا حول و لا قوة إلا بالله

    ۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)