منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اخبار / گزارش تفصیلی از جلسه چهارم تبیین منشور روحانیت امام خمینی(ره)
25/ 06/ 1396 مسجد امام حسین(ع)

گزارش تفصیلی از جلسه چهارم تبیین منشور روحانیت امام خمینی(ره)

 

غفلت حوزه از منشور حضرت امام(ره)

حجة الاسلام و المسلمین محمدتقی اکبرنژاد، در ابتدا با اشاره به اهمیت افکار حضرت امام خمینی(ره) و غفلت از آنها در میان طلاب، گفت: احساس من این است که یکی از مسائل که کمتر به آن توجه می شود، غربتی است که حضرت امام به آن مبتلا شدند، آن هم نه در فضای سیاسی، بلکه در حوزه علمیه قم و نه حتی نجف. غربت شخصیتی مثل امام، به این است که تا چه اندازه به اندیشه و افکار ایشان بها داده می شود. به ویژه اینکه شخصیتی مثل ایشان که دارای نبوغ سیاسی و اجتماعی هستند و انقلاب را تجربه کردند، این منشور را در اواخر عمرشان با حوصله و تفصیل نوشتند.
وی گنجاندن اندیشه های حضرت امام(ره) را در نظام آموزشی حوزه ضروری دانست و گفت: در نظام آموزشی حوزه علمیه، چقدر بها داده شده به اینکه طلبه ها که فرزندان معنوی امام هستند، با اندیشه های ایشان آشنا شوند؟ من فکر می کنم مطالبۀ زیادی نباشد، اگر بخشی از نظام آموزشی که طولانی هم است، به آشنایی با اندیشه های امام در عرصه های مختلف اختصاص داده شود. نه تنها این اتفاق نیفتاده، بلکه بالاتر، حتی منشور ایشان در خطاب به حوزه علمیه هم غریب است. جای آن داشت که اساتید این منشور را برای طلبه ها مثل یک درس بیان کنند و کدهایی که امام در منشور سربسته می گویند، ایشان تفصیل دهند تا طلاب آشنا شوند؛ زیرا امام در مقامی نبوده که مطلب را صریح بگوید و تفصیلیش کار ما است.

گلایه از روشنفکران و متحجران

استاد اکبرنژاد در تبیین منشور روحانیت گفت: حضرت امام(ره) پس از طرح و تبیین های جریان های روشنفکری و متحجر، جریان حوزۀ مطلوب را که بایسته دنیا و جامعۀ امروز است، تبیین می کنند. جریان روشنفکران، کسانی هستند که قبل از انقلاب، نظریه اسلام منهای روحانیت را تبلیغ می کردند. در ادامه، امام مساله تحجر را مطرح می کنند و به آسیب شناسی حوزه با محوریت تحجر می پردازند و می فرمایند، عالم شیعی کسی است که نه در دام روشفنکری بیفتد و نه گرفتار تحجر شود.
وی در تبیین عقبه جریان متحجران گفت: دشمنان ما خیلی تند حرکت می کنند. و ما کُند هستیم. به تعبیر امام، زمانی که انگلیس جولان می داد، دشمنان دو خط را در پیش گرفتند. اول: جریان ارعاب بود که با زبان تهدید با علما حرف زدند تا ایشان وارد جریان سیاسی نشوند. اما از این روش جوابی نگرفتند. در خاطرات سفیر انگلیس است که به دیدار آقای کاشف الغطاء کوچک می رود. می گوید، من با زبان تهدید حرف زدم و کاشف الغطاء به قدری با شجاعت جواب می دهد که او را معیوب می کند؛ زیرا علما شیعه از کسی باک ندارند. در دامن ایشان است که شهید حججی رشد کرده است. حال آیا خودش ترس دارد؟ قاطبه علمای شیعه تحت تاثیر ارعاب واقع نشدند.

ضربه های متحجران به حوزه

وی در ادامه افزود: امام(ره) در ۲۰ صفحه می نویسد: استکبار از ۲۰۰ سال پیش تلاش کرد تا تِز اسلام منهای سیاست را بقبولاند، تا این بشود پیش فرض های ما. کسروی ملعون که توسط نواب و طرفدانش کشته شد، کتابی دارد به نام «زندگانی من» که زندگی خود را توضیح می دهد. وی در یک خانواده مذهبی و عالم بوده و برای اینکه سلسله روحانیت دراین خاندان تعطیل نشود، او هم به حوزه می آید. در خاطراتش چیزهایی را نقل می کند که شبیه فرمایشات امام(ره) است. می گوید، فرهنگ حاکم بر حوزه های آن زمان، این بود که هرکس کج تر راه می رود، هرکس عمامه اش را شُل می بست یا کج می گذاشت، این طلبه میان مردم مقبول تر بود. می-گوید، گاهی شب ها در حجره، طلاب خاطراتی را می گفتند و می خندیدند. مثلا طلبه ای تعریف می کرد که به بازار رفته و فلان تاجر را دیده بود. چون شال کمر را شل بسته و عمامه را کج گذاشته بود، تاجر چقدر او را احترام میکرد. امام(ره) هم می فرماید: این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هرکس کج راه می‌رفت متدین تر بود. یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی‌ می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود.
محقق حوزه علمیه قم در تبیین افکار متحجرین گفت: شهید مطهری تعریف می کنند که مرحوم حائری، موسسه حوزه علمیه قم، تصمیم گرفتند تعدادی از طلبه ها زبان های زنده دنیا را بیاموزند، تا بتوانند تبلیغ کنند. اما فضای تحجر به قدری قوی بود که بازاری های تهران اعتراض کردند که شما حق ندارید با وجوهاتی که ما می پردازیم، زبان کفر به طلاب بیاموزید. امام(ره) هم می گویند، این کار استکبار بود که ما تدریجا به اینجا رسیدیم که یاد گرفتن زبان مردم برای تبلیغ دین، کفر بود.
وی در تاثیرات نظریه اسلام منهای روحانیت گفت: امام(ره) می فرمایند، «کار به جایی رسید که سیاست ورزی و موضع گیری سیاسی در مسائل جاری جامعه، دون شان علما به حساب می آمد.» امروز را نگاه نکنید که آخوند سیاسی افتخار است. روزگاری، آخوند سیاسی حمل بر آن می شد که عالم بی سوادی است وگرنه موضع گیری نمی کرد. اثر این فعالیت در مشروطه ظاهر شد. مطلبی را که می خواهم عرض کنم، هم امام(ره) فرمودند، هم حضرت آقا. می فرمایند: در قضیه مشروطیت، جریان روشنفکری سکولار، به روحانیت نارو زد. از ظرفیت علما استفاده کردند و مردم را به خیابان آورده و مشروطیت را ساختند. اما وسط کار، نسخۀ خودشان را ارائه دادند. مجلسی که تشکیل شد، مجلس عرفی بود که بر اساس اقتضائات عرفی زمان قانون تصویب می کند و کسی حق اعتراض ندارند. شیخ فضل الله نوری که در تهران است، این مطلب را می فهمد، ولی علمای نجف مطلع نمی شوند. کار به آنجا می رسد که شیخ فضل الله در میدان توپخانه اعدام می شوند. مگر می شود کسی در حد مرجعیت را یک شبه دادگاهی و حکم صادر کنند، اعدام هم کنند، ولی کسی چیزی نگوید. مسلما در بازه زمانی طولانی اتفاق افتاده است، ولی چرا کسی اقدامی نمی کند. جلوی چشم این همه عالم، چنین شخصیتی را اعدام کردند. یکی از دوستان نقل می کرد که برای مصاحبه خدمت یکی از بزرگان رسیده بود. ایشان گفته بودند، وقتی شیخ فضل الله را اعدام می کردند. من طلبه جوانی بودم. در یکی از مدرسه های تهران رفتم که دیدم خلوت است. وقتی علت خلوتی را پرسیدم، گفتند، می خواهند شیخ فضل الله را اعدام کنند و همه رفتند تماشا. م من دیر رسیدم، ولی دیدم طلاب شادی کنان برمی گشتند از اینکه شیخ فضل الله اعدام شد.

دل مشغولی حوزه به مسائل خود، جای مسائل جامعه

مدیر مؤسسه فقاهت و تمدن سازی افزود: این ثمرات بذری است که آنها در حوزه کاشتند و ما را مشغول به خودمان کردند. کاری کردند که پرداختن به برخی از فروع فقهی-اصولی، از پرداختن به مسائل جدی جامعه اسلامی مهم تر شد. من واقعا سوال می کنم، آیا برخی از بزرگان نه همه، با همان ظرافتی که مثلا مساله مقدمه الواجب و شرط متاخر را بررسی می کنند، طوریکه به همۀ اقوال و احتمالات می پردازند، آیا همان طور مسائل جاری جامعۀ اسلامی را بررسی می کنند؟ یعنی اوضاع جامعه به اندازه مقدمه الواجب ارزش ندارد؟
وی ضمن اشاره به سیرۀ معصومین(ع) در اهمیت مسائل جاری جامعه و غفلت حوزویان از آن گفت: امام صادق(ع) با اینکه حکم الله واقعی را می دانند، ولی برای مصلحت شیعه چند حکم درباره یک موضوع بیان می کنند، تا کیان شیعه حفظ شود. اما برای ما، حفظ کیان شیعه اولویت دوم و سوم می شود و دل مشغولی های طلبگی جلوی پرداختن به آنها را می گیرد. ما در حوزه بر سر اینکه موارد زکات نُه تاست یا ده تا، این همه بحث می کنیم، اما یک بار ناراحت این نمی شویم که در جامعه اسلامی ما، کلا چیزی به نام زکات وجود ندارد. این در حالی است که خداوند هرجا در مقام شمارش دو صفت از مومنین باشد، زکات را نام می برد؛ چون زکات نماد و جزو ارکان دین است. عجیب است که حتی در مقام شمارش سه رکن دین، در کنار ولایت، زکات را می شمارد. پس بحث ما در شمارش موارد زکات، قرار است در کجا استفاده شود، در حالی که در حکومت اسلامی چیزی به نام زکات وجود ندارد و دولت و مجلس کاری ندارد. آیا این مساله را آقای قرائتی به عنوان یک دغدغه شخصی باید پیگیری کند، یا کار حکومت است؟
استاد اکبرنژاد در تبیین دغدغه های حضرت امام(ره) درباره متحجرین عنوان کرد: امام می فرمایند: «اینها با این تز، اولویت ها را تغییر دادند.» فجایعی که در جامعه اتفاق می افتد، برای ما اولویت نیست. فتنه سال ۸۸ پیش می آید، اما بعضی اصلا نه پیامی می دهند، نه موضع گیری می کنند. این یعنی تز جدایی دین از سیاست. امام شکوایش از این طیف است. تعبیرات تندی که دارند، متوجه ایشان است. می فرمایند: «آن وقتی که علمای مجاهد وسط میدان می جنگیدند، هم از ساواکی ها در زندان شکنجه می دیدند، هم خون دلی بود که باید از متحجرین می خوردند.» در این راستا می فرمایند: «آن خون دلی که متحجرین خوردم، از هیچکس نخوردم.» در جای دیگر می فرمایند: «برای من، تحمل یک ساواکی از تحمل این قشر آسان تر است.» به نام دین و با لباس دین، با مرام دین در افتاده است.
وی افزود: امام(ره) در کتاب ولایت فقیه خطاب به همین طیف می گویند، تنها چند جلد از کتاب های حدیثی ما مربوط به صلات و صوم است. بقیه مربوط به مسائلی است که نیاز به حکومت دارد.» در مقام تذکر به طلاب، می فرمایند: «مراقب باشید، این جریان از بین نرفته است.» نگاه کنید در حوزه کنونی، چه کسانی در حوادثی که در جامعه اتفاق می افتد، حساسیت نشان می دهند و چه کسانی اصلا عین خیالشان نیست. حتی اگر در روز عاشورا به امام حسین(ع) توهین کنند، باز هم هیچ موضع گیری ندارند. در این کشور اصل نظام هم ضربه بخورد، موضع گیری نمی شود.
محقق حوزه علمیه در گلایه از عملکرد حوزه گفت: متأسفانه بعد از انقلاب، امام درگیر جنگ شدند و نتوانستند اهداف خود را در حوزه جاری کنند. یکی از شاگردان بزرگ امام(ره) می گفت: «خداوند صدام را لعنت کند؛ چون اگر این جنگ نبود، امام کارهای زیادی در حوزه داشت.» نفس گرم امام و نفوذ ایشان، می-توانست کارهای زیادی کند، ولی هرچه انرژی بود در جنگ صرف شد. بسیاری از شاگردان شان هم شهید شدند و حوزه فضایش برای این طیف باز شد. اینکه شما می بینید، حرف های امام در این حوزه غریب است، بی دلیل نیست. واقعا حوزه امروزی، حوزۀ خواسته امام نیست. حوزه ما حوزه فعال است یا منفعل؟ چقدر در تصمیم گیری های کلان جامعه نقش داریم؟ چقدر در قانون گذاری های کشور اسلامی نقش دارد؟ این بود همان حوزه ای که امام می خواست؟ این نشان می دهد آن جریانی که به تعبیر ایشان “مار خوش خط و خال است”، تاثیر خودش را گذاشته است.

خطر انزوای حوزه و پیامدهای آن

وی در ادامه افزود: حضرت آقا سی سال است، تحول در حوزه را فریاد می زنند. اما این حرف ها بر زمین مانده است. کجاست تبلیغ بین الملل ما؟ کجاست مدیریت ما بر صدا و سیما؟ ما اکنون میلیون ها دانش آموز در اختیار داریم. حوزه چه برنامه ای برای ایشان دارد؟ غیر از این است که ما به همان سبک تبلیغ سنتی خودمان در محرم به روستاها و مساجد می رویم. منظورم این نیست که این حرکت ناچیز است، منظورم این است که اکتفا به این، دون شأن ماست. در مقاطعی دولت ها از حوزه مبلغ خواستند برای آموزش و پرورش، اما حوزه اجابت نکرد.
استاد اکبرنژاد با اشاره به دیدگاه امام(ره) درباره فقیه مطلوب عنوان کرد: حضرت امام(ره) می فرمایند: فقیه مطلوب این نیست که دنبال مسائل زمانه خودش باشد، بلکه باید برای بیست سی سال آینده فکر و برنامه-ریزی کند. آیا از ظرفیت انقلاب اسلامی که این همه خون برایش ریخته شده، توانستیم استفاده کنیم؟ آیا ما بیشتر از ظرفیت صدا و سیما استفاده کردیم، یا جریان لیبرال؟ فیلم هایی که امروز ساخته می شود، فرهنگ اسلامی را ترویج می کند، یا فرهنگ لیبرال را؟ حال آنکه صدا و سیما بزرگترین نهاد فرهنگی در این کشور است. اکنون من و شما، برای وزارت ارشاد سیاست گذاری می کنیم، یا دولت ها؟
وی در پایان این جلسه افزود: عملکرد فعلی همان است که حضرت آقا فرمودند، اگر حوزه دیر بجنبد، اگر نمیرد، منزوی می شود. و این فرصتی است که همه ما در روز قیامت باید جوابگو باشیم؛ کوچک و بزرگ هم ندارد. من تعجب می کنم از اینکه همه ما می دانیم، اگر یک استکان کوچک را از کسی برداریم، باید در روز قیامت جوابگو باشیم. اما آیا صدها هزار جوان که شهید شدند، صدها هزار زن بیوه شدند، صدها هزار مادر بی فرزند شدند، تا چنین انقلابی شکل بگیرد و ما دوباره همان کارهای قدیمی خودمان برویم. بعد هم چند لیبرال کار را دست بگیرند و فکر کنند. در آخر هم به این نتیجه برسند که ما در آموزش و پروش درس شهید حسین فهمیده را حذف کنیم. بر اساس الگوهای غربی، رفتارهای جنسی را تدریس کنیم. اگر ما آموزش و پرورش را در اختیار داریم، پس سند ۲۰۳۰ چه بود؟ چرا باید کار به جایی برسد که آنها برای ما مدل بدهند؛ چون ما جا را برای ایشان خالی کردیم. انشاالله خداوند توفیق دهد که شرمنده خونهای پاک نباشیم. البته جاداشت که بنده از فرمایشات شما استفاده کنم.

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)