منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / چه باید کرد وقتی گوشی برای شنیدن نیست…
یادداشت روز استاد اکبرنژاد پیرامون اعتصاب علمی

چه باید کرد وقتی گوشی برای شنیدن نیست…

💢 چه باید کرد وقتی گوشی برای شنیدن نیست…

🔹کمتر کسی به اندازه بنده با اساتید سطوح عالی به گفتگوی علمی نشسته و از آنها برای تحول علمی و ساختاری حوزه استمداد طلبیده است.
🔹کمتر کسی به اندازه نویسنده تلاش کرده تا دور از هیاهوی رسانه ها و تجمعات حتی همایش ها و نشست ها، دغدغه های تحولی نسل خویش را با مسئولان عالی حوزه به گفتگو گذارد.
🔹مدیر سابق، هنوز بیش از یکسال از مدیریتشان باقی بود که قول مساعدت دادند. تیمی که بر روی بسته اجتهادی کار کنند و پیش از چاپ نظراتشان را ارائه دهند.
🔹یا آن عضو محترم شورای عالی حوزه قم، بسته اجتهادی را پیش از چاپ آن خواستند تا با همکاری شورا این بسته را به بررسی بگذارند.
🔹اما تا امروز هیچ اقدامی در این راستا شکل نگرفت و هیچ نشست علمی رخ نداد!
🔹وقتی همایش گرفتیم تا مکتب شیخ انصاری(ره) را نقد کنیم، گفتند: به شیخ توهین شد! باید جلوی استمرار جلسات را بگیرید! امسال برای بررسی زوائد اصول فقه به هر حسینه و مسجدی رفتیم، پیش از ما سفارش شده بود تا در اختیار ما قرار ندهند!
🔹یا للعجب! در حوزه ای که صدای نحن ابناء الدلیلش گوش عالم را کر کرده است و به آزاد اندیشی خود فخر می کند، تا این اندازه تنگ نظری!
🔹وقتی صدای طلبه شنیده نمی شود. وقتی از او نظر نمی خواهند. وقتی مسئولان از زندگی او فاصله گرفته اند. وقتی کاری به کار او ندارند. وقتی طلبه تجسم مستضعف فکری است و باید حرف گوش بدهد و حرف نزند! وقتی طلبه مرده و زنده اش برای مسئولان حوزه تفاوتی نمی کند. وقتی اشتباهات أظهر من الشمس از در و دیوار حوزه می بارد. وقتی صدایت به جای نمی رسد. وقتی به هر سو رو می کنی به درهای بسته می خوری. وقتی بر خرمن جوانیت نه فقط جوانی تو که جوانی ده ها هزار انسان، به این راحتی آتش جهالت می زنند. آیا تو راهی جز بلند کردن صدایت و برآوردن فریادت سراغ داری!
🔹من در رونمایی از کتاب زوائد اصول، فریاد هزاران طلبه بودم که بر هزاران در بسته بلند می شد. ناله دردمندانه ده ها هزار طلبه ای بودم که در بازار جهالت و تحجر به مسلخ کشیده شدند و کسی صدایشان را نشنید. من اعتراض آشکار به جامعه مدرسین، شورای عالی، مرکز مدیریت، نشست اساتید و مجمع نمایندگان طلاب و هر نهاد رسمی و غیر رسمی حوزوی بودم که چشم خود را بر تباهی آشکار نسل من بسته اند و به دام ملاحظه کاری و تعارف گرفتار آمده اند.
🔹آری من؛ محمد تقی اکبرنژاد بودم که از طلبه ها خواستم تا از طلبگی ترین و مودبانه ترین روش اعتراض که حق قانونی آنهاست کمک بگیرند و فریادشان را به گوش متولیان امور برسانند. من از آنها خواستم تا دست به اعتصاب علمی بزنند. شهامت آن را داشته باشند که اگر کتابی را قبول ندارند، نه درسش بگیرند و نه در آزمونش شرکت نمایند. اگر این جرم است، پس من مجرم هستم و باید محاکمه شوم.
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً »(احزاب،۲۳)

◼️محمد تقی اکبرنژاد
📆۹۶/۰۴/۰۹

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)