منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / چند لحظه درنگ…

چند لحظه درنگ…

امروز صحبت تحول خواهی از گوشه و کنار همۀ حوزه ها سر بر آورده و همگان از ضرورت تحول سخن می گویند اما وقتی نوبت به ارائۀ طرح می رسد، می بینیم که اکثریت با حفظ روحیۀ محافظه کاری رو به انتقاد از طرح آورده و «وا تراثاه» گویان (!) از روال جاری دفاع خواهند کرد!
به هر حال این بزرگواران می بایست چند نکته را تبیین بفرمایند:
۱-اگر روشن نشود که:
الف) اجتهاد اصطلاحی، راهی برای تخصص در علمی غیر از فقه هست.
ب) راه دیگری برای رسیدن به این تخصص وجود ندارد.
ج) تخصص در هر یک از این رشته ها گستره و معنای دقیقی دارد که آن را فقط با اجتهاد اصطلاحی گره می زند.
د) همه صاحبنظران علوم مختلف اسلامی مجتهد هستند!
این ادعا که راه تخصص در همۀ علوم اسلامی اجتهاد اصطلاحی است و بس فقط پیشفرض خواهد ماند. البته اینکه اصول فقه به عنوان یک ابزار فهم متن به کمک هر کدام از رشته های اسلامی می آید نکتۀ قابل تأملی است ولی روشن نیست که چگونه بعضی دوستان علم فقه را ابزار تخصص در رشته های دیگر می شمارند!
بله؛ از یک متکلم انتظار می رود که علم فقه را بشناسد و همین طور از یک فقیه انتظار می رود که علم تفسیر را بشناسد، زیرا که مسئله های دانشهای مختلف به یکدیگر ارتباط پیدا می کنند، ولی سلطنت کردن یکی بر دیگری نیاز به پشتوانۀ محکم عقلی دارد.
حال وقتی به کسانی نظر می کنیم که از اساس قصد تخصص در هیچ علمی نداشته و برای تبلیغ و منبر به حوزه علمیه وارد شده اند، اشکال چندین برابر مضاعف می شود: آنها هیچ نیازی به فرو رفتن در فقه ندارند؛ برای ایشان از علم فقه کافیست که بتوانند جواب مسئله های شرعی مردم را بدهند و آشنایی با کلیت علم فقه و اصطلاحات آن داشته باشند.
۲- شاید یک نگرانی بزرگان حوزه از جایگزین شدن کتابها و شیوه ها و به طور کلی نظام جدید آموزشی احراز نشدن مزیت نظام های جدید بر روش کهن باشد. راستی آزمایی این نگرانی نیاز به تشکیل کمیته ای شامل اندیشمندانی دارد که هم روش کهن و هم روشهای جدید را به خوبی می شناسند. در غیر این صورت نسبت به هر امر جدیدی می شود ادعای عدم احراز صلاحیت داشت.

خاطرم هست در مناظره ای با این پرسش که آیا «حلقات شهید صدر» رسمی شود و طلبه اختیار گزیدن آن به جای «کفایة الاصول آخوند خراسانی» را داشته باشد یا خیر؟ یکی از آقایان مخالف که ریش خود را در حوزه سفید کرده بود فرمود: «خود شهید صدر با خواندن کفایه شهید صدر شد!» خب، با این مبنا باید پرسید که مرحوم آخوند با خواندن چه کتابی آخوند شد…!
۳- اگر کسانی می خواهند علم اقتصاد اسلامی تولید کنند، طبیعیست که باید سهم هر یک از میراث فقهی و اقتصادی در آن را معین کنند. باید بدون شعار اثبات شود که کدام بخش ها از مکاسب شیخ انصاری برای تولید این علم “لازم” است و چرا باید همۀ طلبه ها مکاسب را بخوانند و به چه هدفی؟! در ضمن میزان پختگی اظهار نظرات اقتصادی مکاسب خواندگان هم خود قرینه ای بر ضرورت حفظ این کتاب هست.
۴- بدون شک اگر حوزه در به وجود آمدن انقلاب اسلامی نقشی داشته یعنی مایل به انجام اقداماتی فراتر از منبر رفتن و تبلیغ در روستا و روضه خواندن و… بوده است که رژیم پهلوی را مانعی بر تحقق آن می دانسته است. اینک باید از بعضی بزرگان پرسید: چه شده است که اکنون برای دفاع از هویت خود، به کارهایی استناد می کنید که پیش از این هم برای ایفای آنها آزاد بوده اید؟! آیا استشهاد به این کارهای خُرد و دم دستی از عمق عقب ماندگی و ناکامی حکایت نمی کند و خود تأیید تلویحی سخن منتقدان به حساب نمی آید؟! بگذریم از انزوای روزافزون حوزه و فاصله گرفتن آن از بطن مردم که سبب کاسته شدن همین گونه فعالیت های کوچک نیز شده است…
۵- حتی اگر حکومت ما قصد ادارۀ جامعه بر مبنای دین را نداشت، باز هم از مجتهدان توقعی بیش از استنباط احکام تکرار شده در هزار سال گذشته می رفت و اگر آقایان ادعا می کنند که با همان روش و همان کتاب های قدیمی و بدون هیچگونه تحولی می توانند پاسخگوی نیازهای عصر باشند، پس معطل ننشینند و جای خطابه خواندن به عمل کار برآرند! همۀ روشنفکران از طیف های مختلف فکری نیز باید محور را کار تولیدی قرار دهند و نقد را در درجۀ دوم. سپس سنجش کارآمدی تولیدات هر گروه، جویندگان علم را در انتخاب مسیر یاری خواهد کرد…
خدا بر انجام مورد رضای خود توفیقمان دهد.

نویسنده: معین مشکات(عضو محترم کانال تلگرامی فقاهت)

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)