منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / ورودممنوع!! بی دردی واگیر دارد!
سلسله یادداشت های «احیای امر»

ورودممنوع!! بی دردی واگیر دارد!

 

درد مترادف ندارد، هرچقدر هم تلاش کنی بازهم در صفحه، بارها و بارها تکرار می شود بدون جانشین بدون رقیب، صحبت از حوزه و تحول که جای خود دارد، درد، ردیف تمام جمله هاست، می پرسی چرا؟ چون اول و آخر همه حرف ها همین جاست. درد ما، درمان ما، همین جاست.

داستان حوزه ما از همان جایی شروع شد که درد بی دردی به سرمان زد، چشم هایمان کم سو و گوش هایمان سنگین شد. کارمان به جایی رسید که روز روشن، چشم در چشم ولی فقیه، واگویه های دلسوزانه اش را شنیدیم، ولی به جان نخریدیم. فریادهایش زیر خروارها کاهلی و سستی و توجیهات ابوالعطا پوسید و در پیچ و خم جلسات و مصلحت اندیشی ها گم شد ولی به روی خودمان نیاوردیم. تهدید فرهنگی و آسیب های اجتماعی و نفوذ فکری و دسته دسته پر پر شدن جوانان مرز و بوممان را دیدیم، ککمان هم نگزید. به روزگاری افتادیم که تهاجم فرهنگی به شبیخون و استیلای فرهنگی رسید و ما هنوز در الفبای مبارزه گیر کرده بودیم. با گوشت و پوست و استخوان، شارلاتان فکری اصلاحات، تلنگر فتنه ۷۸ و ۸۸ و هجمه تمام قد استکبار به دین و ناموس و ملت را لمس کردیم؛ ولی از خواب ناز بیدار نشدیم.

بتدریج انرژی بتحلیل رفته و کاهش قدرت اقناع عمومی جریان انقلابی را دیدیم، فرافکنی کردیم و آمار کم رمق خود را آرزو کردیم. آرمان های جامانده و عقب نشینی های دولت و شهرداری و وزیر و وکیل را دیدیم، اما تنها به زبان بی زبانی گفتیم مملکت صاحب دارد به حوزه چه مربوط! تا توانستیم رفع اتهام کردیم، گردهمایی ها را به گردن نگرفتیم، اعلامیه ها را تکذیب کردیم و تمام هم و غممان شد ثابت کنیم به ما مربوط نیست تا خدای نکرده شکاف نیفتد و دوگانگی ایجاد نشود، به کسی برنخورد و تشت اختلافات داخلیمان از بام نیافتد.

روی صحبت من با بی دردهای انقلابی است وگرنه ما را با ضد انقلاب بی درد و نو انجمنی ها چه کار. برای اینها همین که منبری و جشن عید الزهرائی و خرده دفتری و مراجعاتی باشد، همه چیز امن و امان است و خبری نیست. صحبت بر سر محبین و خدمتگزاران دیروز و امروز ولایت است. بی دردهای انقلاب دوست، دردمندند اما با صدای آهسته فکر می کنند ولی فقیه کاسه داغ تر از آَش شده است! معنی این همه تاکید را نمی فهمند، به نظرشان می آید تغییر چند کتاب و مدیریت یکپارچه تبلیغ و خدمات مناسب به طلاب و امثالهم، اینهمه به آب و آتش زدن ندارد!

هر جور آمار و ارقام و استدلال برایشان ببری، خیالتان تخت؛ آبی برای تحول گرم نمی شود، همه چیز در مسیر خودش آرام و آهسته در حال رشد است، اگر ما و شما بگذاریم. برای همین با صدای بلند می گویم بی دردها با تحول مشکلی ندارند، با تفسیر ولایت موافق نیستند، سرعت دادن به تغییر را نمی فهمند، اگر هم ولایت اصرار کند رقیب تراشی می کنند، از موانع می گویند، از اینکه تصمیم گیر نیستند،  خیلی راحت بر می گردند و می گویند: نظر آقای خامنه ای در حوزه ۱ نظر است! باید نظرات دیگر را هم دید. یعنی حضرت آقا در حوزه ولی فقیه نیست، راحتتان کنم.

بی دردهای انقلابی در حوزه دم از ولایت می زنند نه آن اندازه که سپربلایش شوند، هزینه نمی دهند. بی دردها شاخ و دم ندارند، از ما دور هم نیستند، به آسانی هم دم به تله نمی دهند. بی خیالی سر می کنند یا گوشه ای بر سجاده ای یا کلاس درسی یا در مقام و منصبی دعا به جان رهبر انقلاب، گه گداری هم کار نکرده خودشان را از دیگران مطالبه می کنند، یا چند وقتی بر طبل تحول می کوبند و انشاء اللهشان گوش فلک را پر می کند یا تقصیر به گردن این و آن می اندازند و از نبود پول و آدم دلسوز و… می نالند. تا دلتان بخواهد محافظه کاری دود می کنند، یکدسته دو دسته هم نیستند طیف های مختلف و متنوعی دارند از روشنفکر مآب بی قید و بند؛ تا جاهل زاهد متنسک. از قماش همان مارهای خوش و خط و خالی که در منشور روحانیت خون به دل حضرت روح الله کردند. فقط هم این نیست؛ تحول خواه بی درد، انقلابی بی درد را هم که گفتم، همه رقم موجود است،کم و زیاد دارد منتها سوخت و سوز ندارد.

قبول کنیم نمی شود و نخواهیم که بشود، که با بخشنامه و شورای راهبردی تحول و اعلان آمادگی ۳۱۳ نفره به مصاف کرختی و کسالت و  بی حالی مزمن رفت، درد را امیدوارانه فریاد زدن بد نیست در صورتی که در همین نقطه درجا نزنیم، شهر دردزده بیشتر نیاز به اعلام فاجعه دارد تا طلاب، حساب کار بدانند، عمق مصیبت را درک کنند و هرکس هراندازه که رمق و انگیزه ای دارد به مصاف منشأ درد رود. تا زمانی که مجرای فکر طلاب اصلاح نشود یعنی تا زمانی که اندیشه تحجر در مصداق شناسی ابتر است، این شهر روی آرامش به خود نمی بیند. بوی تعفن تساهل و تسامح و عافیت طلبی شهر را برداشته و ما هنوز اندرخم کوچه پس کوچه ها، به دنبال مرهمی.

بی دردها بخوانند! بی دردی یا از وابستگی و عناد سردر می آورد یا از غفلت و جهل و هُرهُری مسلکی. بی دردها خواسته یا نخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزند و دشنه روشنفکران دینی را تیز می کنند، می گویید نه، مجله «تقریرات» را بخوانید و لذت ببرید.  بدانند یا ندانند تحول در حوزه را با درد می توان شناخت، می توان محک زد و می توان ساخت. هر زمان که درد به استخوانمان رسید؛ استعمار خودش را باخت، استبداد به زانو در آمد و بساط طاغوت برچیده شد. تحریم تنباکو، نهضت ملی نفت و طلوع حضرت امام؛ هر سه مولود این واژه زیبایند: درد مندی.

نویسنده: محمد نهاوندی فر

درباره نویسنده

کاربر مهمان کاربر مهمان
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)