منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / نگاه منصفانه!
نگاهی گذرا به عملکرد 14ساله مدیر سابق حوزه ها

نگاه منصفانه!

پس از اتمام مدیریت حضرت آیت الله بوشهری- مدیر سابق حوزه های علمیه کشور- برخی از بزرگان حوزه در قبال نقد و بررسی عملکرد ۱۴ساله ی ایشان تاکید می کردند که ” انتقادها بی انصافی بوده است”. یا اینکه “اگر کسی می خواهد انتقاد کند باید موقعیت ها و کمبودها را نیز لحاظ کند.” در ادامه نیز برخی از فضلای حوزوی، از خدمات فراوان ایشان به طور ویژه قدر دانی کردند. برخی دیگر از بزرگان نیز معتقد بودند ایشان نمره ی خوبی در کارنامه ی مدیریتی خود ثبت کرده است.

اصل اینکه انتقاد باید منصفانه باشد صحیح است. اما لازم است منظور از نقد منصفانه را توضیح دهیم تا هر ناقدی را به راحتی به بی انصافی متهم نکنیم. چه بسا برخی از حمایت ها و تقدیرها هم بی انصافی باشد! علاوه بر اینکه با این ملاک بتوانیم عملکرد هر مدیری را درست بسنجیم و منصفانه قضاوت کنیم.

معیار نقد منصفانه

عملکرد هر مدیری را می بایست با توجه به اهدافی که برای مجموعه تحت مدیریتش ترسیم شده است ارزیابی کنیم. اینکه تا چه اندازه توانسته است آن مجموعه را به سمت اهداف عالی اش سوق دهد و چه گام های عملی برای تحقق آنها برداشته است. خلاصه آنکه ضعف و قوت یک مدیر در تراز و حد و اندازه اهداف مجموعه اش سنجیده می شود. از این رو لازم است پیش از آن که به نحوه ی علمکرد مدیر محترم حوزه بپردازیم، ابتداء انتظاراتی که از حوزه می رود را بیان کنیم. رسالت و آرمان هایی که برای حوزه تعریف شده است را توضیح دهیم. پس از آن ببینیم مدیریت تا چه اندازه توانسته است مجموعه اش را به این اهداف نزدیکتر کند.

رسالت حوزه

هدف از انقلاب اسلامی تحقق تمدنی بر پایه ی اصول اسلامی و متکی به مبانی عقلانی و وحیانی بود. آرمانی که ده ها هزار شهید، حاضر به دفاع از آن شدند. انقلاب اسلامی به دنبال آن بود که اسلام را در تمام عرصه های زندگی از فرهنگ گرفته تا اقتصاد و شهرسازی و مدلهای زندگی، پیاده کند.

متولی اصلی این مهم، حوزه است. به تعبیر دقیق مقام معظم رهبری(دام ظله)، حوزه مادر انقلاب است. مسئولیت سرپرستی این نظام در تمام عرصه ها، بر عهده حوزه است. حوزه ی علمیه می بایست علاوه بر طراحی نقشه ی تمدن اسلامی،  نیروهایی مومن و انقلابی را تربیت کند تا بتواند این نقشه را در سر تاسر کشور اسلامی بلکه جهان اسلام، اجرایی کند و از این رهگذر پاسخگوی خون هزاران شهید باشد.

اگر مسئول، حوزه است و باید او این بار را بر دوش بکشد، می بایست مقدمات لازم برای این آرمان را نیز تهیه کند. لذا اگر نظام آموزشی کارآمدی ندارد باید تلاش کند تحولی در آن رقم بزند.اگر کتب درسی قدیمی است و پاسخگوی نیاز روز نیست، آن را اصلاح کند. اگر نیروهایش مشکل معیشت دارند و مانع از رشدشان می شود، سعی در برطرف کردن آن داشته باشد.

تمامی این برنامه ها تنها توسط یک مدیریت کارآمد و دلسوز به سرانجام می رسد. مدیر حوزه مسئولیت سنگینی بر عهده دارد. اوست که باید تیم متناسب جهت تحقق اهداف حوزه را سازماندهی کند و با تلاش شبانه روزی سعی در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی داشته باشد.[۱]

حال که نتیجه گرفتیم وظیفه ی حوزه تحقق تمدن اسلامی است و مدیران حوزه متولیان اصلی آن هستند.، عملکرد مدیریت حوزه را باید در این تراز بسنجیم.

عملکرد مدیریت حوزه

مدیر سابق حوزه های علمیه نزدیک به ۱۴ سال( ۷ دوره) اداره ی حوزه را در دست داشت. اما اقدام جدی و محسوسی در راستای تحقق تمدن بزرگ اسلامی از ایشان ثبت نشد. موارد زیر به روشنی نشان می دهد نه تنها مدیریت سابق حوزه در تراز انقلاب و در حد و اندازه ی رسالت حوزه موفق نبوده؛ بلکه گاه فرصت سوزیهایی نیز در کارنامه خود رقم زده است.

  1. وضعیت فرهنگی کشور:

نگاه به وضعیت فرهنگی کشور بهترین گواه بر کم کاری حوزه است. سطح دینداری و فرهنگی جامعه تاسف بار است و متاسفانه روز به روز بدتر می شود.[۲] اصلی ترین و مهمترین وظیفه ی حوزه، طراحی یک نظام فرهنگی مبتنی بر مبانی اسلامی است. کاری که هر قشری حتی سکولار ها نیز از حوزه انتظار دارند.

حوزه در قبال تهاجم فرهنگی، اقدام عملی و سازمانی انجام نداده است. در قبال سونامی فضای مجازی حرکتی نمی کند. وضعیت حجاب روز به روز بدتر می شود و کار در برخی از شهرهای بزرگ وخیم شده است. جامعه مدرسین برای مقابله با بد حجابی به جای کار عملی، بیانیه می نویسد!! آمار طلاق روز به روز افزایش می یابد، به طوریکه در برخی مناطق از آمار ازدواج هم جلو افتاده است! سن ازدواج به شدت افزایش پیدا کرده است. آمار جرم و جنایت هر ساله بیشتر می شود. خطر انقلاب زدایی به طور جدی به حوزه ها رسیده است![۳] و جالب این که مدیر حوزه برای مبارزه با انقلاب زدایی حوزه، به بیانیه و سخنرانی اکتفا می کند. جای عرض اندام حوزه ها در تمامی عرصه ها خالی است!

  1. عدم تحول در نظام آموزشی :

لازمه ی رشد علمی، تحول در نظام آموزشی و منطبق بودن مواد آموزشی بر نیازهای جامعه است. رهبر انقلاب ۲۵سال پیش دستور دادند کتب درسی تغییر کند.[۴] حتی اسم برخی از کتب را آوردند و پیشنهاد کردند کتاب جدیدی جایگزین شود.[۵] اما هیچ اقدامی جدی در راستای تغییر کتب درسی دیده نشد. تا اینکه در سال ۸۶ رسما گلایه خود را ابزار کردند وفرمودند؛ “بسیاری از پیشنهادهایی که بنده کرده ام تا حالا تحقق پیدا نکرده است”[۶]

رهبری معظم تصریح کردند دوره سطح و مقدمات ۵ ساله شود اما در زمان مدیریت جناب آقای بوشهری دوره ی سطح، ۱۲ سال شد![۷] حقیقتا این گونه اقدامات چگونه با لزوم تبعیت عملی از ولایت فقیه قابل جمع هستند؟

رهبری تصریح کردند برای ادبیات عرب ۱سال تا یک سال و نیم کافی است. آیا حوزه برای کوتاه کردن دوره ی ادبیات عرب کاری کرد[۸]؟ آیا طلابی که تنها به مواد درسی حوزه اکتفا می کنند می توانند پاسخگوی نیاز جامعه باشند؟ آیا ۲۵ سال مهلت کمی بود؟

  1. کم کاری حوزه در قبال برگزاری کرسی های آزاد اندیشی:

برای تکامل و رشد علمی، تشکیل کرسی های آزاد اندیشی لازم است. از این طریق صاحبان اندیشه می توانند نظریات خود را در فضای باز مطرح کنند. و به مرور زمان فضایی برای نشر اندیشه های ناب فراهم گردد. اما در این سال ها چند کرسی آزاد اندیشی تشکیل شد؟ آیا کرسی های آزاد اندیشی به اندازه انگشتان یک دست رسید؟ اگر حوزه ها در تمامی دوران مهد آزاد اندیشی بوده است چرا قم نباشد؟  کم کاری مدیران حوزه باعث شد رهبر انقلاب درسال ۸۶ از بی توجهی به این مقوله گلایه کنند.[۹]

  1. رها کردن فضای تبلیغی:

با اینکه رسالت تبلیغی از مهمترین وظایف حوزه است. و می بایست به درستی برای آن سرمایه گذاری کرد؛ متاسفانه شاهد هستیم فضای تبلیغی حوزه تقریبا رها شده است. اگر طلبه ای در تمام عمرش هم تبلیغ نرود کسی او را مواخده نمی کند! شهریه اش را می گیرد و کسی هم با او کاری ندارد. حوزه از مبلغین، حمایت کافی نمی کند. هر طلبه ای خودش باید مکانی برای تبلیغ پیدا کند و اگر هم پیدا نکند حوزه خودش را مسئول نمی داند. چند روز پیش جناب آقای فرخ فال عنوان کردند؛ ۸۶ هزار طلبه در قم ساکن هستند! چرا حوزه ی قم برای این طلاب برنامه ای ندارد؟ چه لزومی دارد این همه طلبه در قم ساکن باشند؟ مگر قرار است همه مجتهد شوند؟ چرا حوزه از نیروهایش بهره برداری نمی کند؟ در بسیاری از شهرستان ها خلأ روحانی وجود دارد. چرا مدیریت حوزه از این فرصت استفاده نکرد؟

  1. عدم پاسخگویی به نیازهای جامعه :

قرار بود جامعه ی ما بر پایه اسلام نهادینه شود. اما اکنون کجای آن منطبق با دین است؟ آیا صدا و سیمای ما اسلامی شده است یا میدانی شده برای رقاصی خواننده ها؟![۱۰]. آیا برای سیاست خارجه، مدلی طراحی شده است تا شاهد عملکرد بزدلانه و منفعلانه دیپلماتهایمان نباشیم؟ آیا حوزه حد و مرز ارتباط با کشورهای خارجی را معین کرده است؟ آیا برای بانکداری اسلامی که بارها رهبری مطالبه کردند زحمتی کشیده است؟ آیا مدل شهرسازی اسلامی طراحی شد؟ و آیا……..؟[۱۱]

اگر بخواهیم عیار مدیریت حوزه را بسنجیم می بایست در تراز انقلاب به آن بنگریم. با وجود این همه کم کاری، آیا جا دارد به این نحوه ی عملکرد حتی نمره قبولی بدهیم؟ متاسفانه شاهد هستیم برخی از بزرگان حوزه به اندازه ای از ایشان تمجید کردند که گویا ایشان تحولات بی سابقه ای در حوزه ها رقم زده است! ساختن چند حوزه در شهرستان و کارهای جزیی از این قبیل در تراز یک مدیر انقلابی نیست. بالاخره معلوم است هر مدیری که می آید یک فعالیت و خدمتی ارائه می کند اما آنچه از یک مدیر انقلابی انتظار می رود تلاش در حد و اندازه جایگاهی است که در آن قرار دارد. سوگمندانه باید اعتراف کنیم کسانی که این چنین از عملکرد مدیریتی ایشان تقدیر می کنند خود نیز حوزه را در تراز واقعیش نمی بینند. چه بسا رشد حوزه را در رشد کفایه گوها و انباشت طلبه ها در درس خارجهای چند صد نفری و اعزام چند طلبه به چند کشور خارجی می دانند!

آری؛ وقتی مدیر به جای ممحض شدن در کارش، خود را مشغول مسئولیت ها و سمت های متنوع کند نمی تواند بهتر از این کار کند. مسئولیت های متنوعی بر عهده ی ایشان بود، از استاد درس خارج و امام جمعه قم گرفته تا عضو شورای عالی حوزه های علمیه خواهران و عضو شورای عالی آموزش و پرورش و نماینده مجلس خبرگان و عضو جامعه مدرسین و عضو شورای عالی حوزه و حضور فعال در مجالس مذهبی به عنوان سخنران. ( ممکن است سمت های دیگری هم باشد. نویسنده همین مقدار اطلاع داشت.)

بنده درد مندانه عرض می کنم موقعیت ها و فرصت هایی که در زمان مدیریت ایشان بود در تاریخ شیعه نظیر نداشت![۱۲] إن شاء الله در یاد داشت بعدی به تبیین این فرصت ها خواهیم پرداخت. عمق فاجعه زمانی روشن می شود که بفهمیم چگونه قدر این موقعیت ها دانسته نشد و به راحتی از کنار آنها گذشتند. و زمانی تعجب ما بیشتر می شود که بزرگان ما به جای مطالبه و مؤاخذه به فعالیت های جزئی قانع می شوند!

 

[۱] به نظر من، كار در شوراى مديريّت حوزه، يك كار شبانه روزى، تمام وقت و متّكى به تخصّصهاى علمى است. نرم افزار حوزه وروحاینت ص.۱۰۲۰

[۲] رهبر انقلاب ابتدای سال جاری نکرانی خود را نسبت به وضع فرهنگی به زبان آوردند:
در عرصه‌ی فرهنگ، بنده به‌معنای واقعىِ کلمه، احساس نگرانی می‌کنم و حقیقتاً دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایی است که آدمی به‌خاطر آن، گاهی ممکن است نصفِ شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع کند. من چنین دغدغه‌ای دارم.»۲۲/۱/۱۳۹۵

[۳] اگر بخواهیم  نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه علمیه، «انقلابی» بماند زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.۲۵/۱۲/۱۳۹۴

[۴] كتاب درسى جديد توليد كنيد. چه اشكالى دارد كه عده‏يى بنشينند كتاب درسى جديد توليد كنند؟ ۳۰/۱۱/۱۳۷۰

[۵] اين كتابهاى درسى ما ابدى نيست كه بايد تا آخر گفت: «ثلاثة ليس لها نهاية؛ رسائلُ، مكاسبُ، كفاية». نه، يك روز رسائل نبود، يك روز مكاسب نبود، ملايى مثل شيخ درست شد. يك روز كفايه نبود، ملايى مثل آخوند درست شد. اين‏چنين نيست كه ما خيال كنيم تحصيل حتماً از طريق اين كتابهاست‏ ۳۱/۰۶/۱۳۷۰

[۶] از پيشنهادهائى كه بنده در طول اين سالها در باره‏ى حوزه‏ى علميه كردم، چه در مجامع عام كه با طلاب و فضلا و مدرسين جلسه داشتيم و صدها، گاهى هزارها نفر در او شركت داشتند؛ چه در جلسات كوچك و خصوصى‏تر كه با بعضى از مسئولين حوزه يا بزرگان حوزه يا مراجع يا فضلا داشتيم و پيشنهادهائى دائم مطرح شده و گفته شده، خيلى‏هايش تا حالا تحقق پيدا نكرده، يا به صورت نيمه‏كاره و نيمه‏راهه تحقق پيدا كرده است،   ۸/۹/۱۳۸۶

[۷] مگر عيب دارد؟ طلبه را از ديپلم بپذيريم، پنج سال درس مقدّمات و ادبيات و سطوح را بخواند و بعد وارد درسِ خارج شود و كار اصلى را شروع كند. ما اگر زمان را كوتاه كنيم، بعد در اين مدّت چيزهاى ديگرى هم ياد خواهد گرفت. نرم افزار حوزه و روحانیت ص ۶۸۸

[۸] به نظرمی رسد که ما می توانیم این زمان های طولانی را که وجود دارد،کم کنیم، مثلا ادبیات عرب را در ظرف یک سال، یک سال و نیم بخوانند. ۱۳/۰۹/۱۳۷۴

[۹] . چرا اين كرسيهاى آزادانديشى در قم تشكيل نمى‏شود؟ چه اشكالى دارد؟ ۸/۹/۱۳۸۶

[۱۰]  صدا و سيما را هم بايستى علماى كار كشته ى دين و دانايان معارف، مسائل دينيش را اداره كنند كه متأسفانه نداريم امروز. نه اينكه من بخواهم صدا و سيمايى‏ها را تبرئه كنم، نه؛ آنها هم خيلى اشكال برشان وارد است. اما بر روحانيون هم اشكال وارد است.  نرم افزار حوزه و روحانیت ص.۵۳۳

[۱۱] در حوزه‏ها كسانى هستند كه كار و تلاش مى‏كنند و از لحاظ فكرى، مشكلات و گره‏هاى نظام را با مباحث خود باز مى‏كنند. كسانى از حوزه‏ها متخرج شده‏اند و به سراسر كشور يا در داخل تشكيلات گوناگون نظام رفته‏اند و كار مى‏كنند؛ اما حوزه- بما هى حوزه- هنوز تنظيم و تدوين مقررات اسلامى و نظام ارزشى اسلام و اخلاق عمومى‏يى را كه ما مى‏خواهيم ملت داشته باشند و متكى به مدارك قطعى شرع باشد و ديگر جاى بحث و لَيت و لعلّ و لِمَ و بِمَ نداشته باشد، متكفل نشده و الگوى زندگى اسلامى را ارايه نداده است. هى به ما مى‏گويند: الگوى زندگى اسلامى را بدهيد. چه كسى بايد اين كار را بكند؟ طبيعى است كه حوزه بايد در اين جهت گام بردارد. نرم افزار حوزه و روحانیت ص.۱۴۶

[۱۲] ما در تاريخ اسلام، هرگز چنين حوزه‏يى با اين كم و كيف نداشته‏ايم‏ مقام معظم رهبری۳۰/۱۱/۱۳۷۰

نویسنده: محسن مطلبی

درباره نویسنده

کاربر مهمان کاربر مهمان
وبلاگ

نظرات

2 دیدگاه در “نگاه منصفانه!

  1. علیرضا گفت:

    مشکل اساسی این است که بسیاری از حوزویان اگرچه در مباحث سیاسی جامعه، انقلابی و مطیع رهبری هستند ولی در مباحث حوزوی مخالف صریح ایشان هستند و به عبارتی متحجراند و از این مشکل بزرگتر این است که طلاب انقلابی فرق بین مسئول انقلابی سیاسی و متحجر حوزوی را با انقلابی در حوزه و اجتماع نمی دانند، صرف اینکه کسی امام جمعه است و مواضع انقلابی دارد فکر می کنند وی در مباحث حوزوی نیز فردی انقلابی است......

    ۲۰
  2. طلبه گفت:

    به نظر بنده اخرین سازمانی که در جمهوری اسلامی ولایی خواهد شد حوزه است...حتی روشنفکران وغربگرایان نیز راحتتر ادم میشوند...

    ۱۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)