منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / دسته‌بندی نشده / شاه کلید رهایی از مشکلات روحی و معنوی

شاه کلید رهایی از مشکلات روحی و معنوی

بسم الله الرحمن الرحیم
در بیان آیاتی که از اول سوره بقره شروع کردیم به آیه چهارم رسیدیم. در آیه قبل متقین را معنا کرد و تابحال سه ویژگی را برشمرد: ایمان به غیب، نماز، و انفاق که وجهش را عرض کردیم.
می فرماید: و همینطور مؤمنین کسانی هستند که “یؤمنون بما اُنزل إلیک و ما اُنزل من قبلک و بالآخرة هم یوقنون” به آنچه بر تو نازل می شود و آنچه قبل از تو نازل شده بود ایمان دارند، و همینطور نسبت به آخرت یقین دارند. در قسمت آخر تاکید ویژه ای هست و مفهوم حصر می دهد. این خیلی مهم است، تاکیدات و تکرار ما هم، به تبع تکرار خود آیات است، خدای متعال لازم می داند که مکرر این را بگوید، در آیه اول فرمود: “ذلک الکتاب لا ریب فیه” در این کتاب اصلا شکی نیست، دوباره اینجا می فرماید اینها به آنچه بر تو نازل شده ایمان دارند، یعنی راه زندگیشان را از قرآن می گیرند.
شما باید یک روزی به اینجا برسید که خطی دور فضای ذهنی خود بکشید و بگویید ما به آنچه خارج از کتاب و سنت است دیگر طمع نداریم، خیرش را هم نخواستیم. خیلی مهم است که انسان روزی به اینجا برسد، بگوید اصلا من دندان طمعم را از آنچه در غیر از قرآن و سنت باشد، کشیدم. اگرچه آنها هم برای خودشان خوبی هایی داشته باشند. طبیعتا اگر باطل محض بودند که کسی دنبالشان نمی رفت، لابد آنها هم خوبیهایی دارند که جذابیت ایجاد می کند. قبلا هم عرض کردیم، مثلا اگر دنبال روان شناسی غربی بروید، مطمئن باشید نکات جذاب زیادی دارد، ولی اصلا بدون اینکه متوجه شوید ضربه هایش را به شما می زند، نگاه هایتان را تغییر می دهد، تعریف شما از انسان عوض می شود.
دیده اید فضاهایی هست که وقتی وارد می شوی فقر معنوی را احساس می کنی، در طرف مقابل هم جاهایی مثل مسجد هست که توجه نداری چه اتفاقی افتاد، فقط می فهمی حال و هوایت معنوی شد. فضای علوم نیز همینطور است، یک علمی را وارد می شوی بدون اینکه متوجه شوی تعریفتان از انسان، تعریفتان از خدا و آخرت عوض می شود، تعریفتان از دعا عوض می شود. و اگر  اینها از شما گرفته شد، دیگر هرچه به شما بدهند آنها درست نمی شود.

خیلی اوقات، دلیل اینکه ما از قرآن اعراض می کنیم، این است که احساس می کنیم دردهایی داریم که دوای آن را در قرآن پیدا نمی کنیم، لبّ مطلب این است، احساس می کنیم کتاب فلان غربی را می خوانیم نسبت به وقتی که قرآن می خوانیم بیشتر در ما حرکت ایجاد می کند، قرآن نشانه است، وقتی این حالت را پیدا کردیم تازه باید بفهمیم چقدر منحرف شده ایم، به کجا رسیده ایم که احساس می کنیم دیگر قرآن برای ما جوابگو نیست.

می فرماید اینها به آنچه بر تو نازل شده ایمان دارند، تظاهر نمی کنند که من قرآن را قبول دارم، ولی فقط برای قسم خوردن به قرآن باشد. نه، اینها واقعا به قرآن ایمان دارند، این ایمان مسیر را نشان می دهد و باید در ما پیدا شود. “من لدن عزیز حکیم” باید از قرآن رنگ بگیریم نه اینکه قرآن را رنگ بزنیم.
خیلی اوقات، دلیل اینکه ما از قرآن اعراض می کنیم، و سراغ تفکرات دیگر می رویم عمدتا این است که ما احساس می کنیم دردهایی داریم که دوای آن را در قرآن پیدا نمی کنیم، لبّ مطلب این است، احساس می کنیم کتاب فلان غربی را می خوانیم نسبت به وقتی که قرآن می خوانیم بیشتر در ما حرکت ایجاد می کند، قرآن نشانه است، ما وقتی این حالت را پیدا کردیم تازه باید بفهمیم چقدر بدبخت شده ایم، چقدر منحرف شده ایم، به کجا رسیده ایم که احساس می کنیم دیگر قرآن برای ما جوابگو نیست.
بد شروع کرده ایم، یعنی خدا توجه به آن بحث ها نداشت؟ چرا از آنجا شروع نمی کند؟ اصلا این اختلافات بخاطر اختلاف مبانی است، یعنی خداوند متعال آن مبانی را قبول ندارد که به آن نحو حرکت بکنیم، برای همین متعرّض آنها نشد، نه اینکه از دستش بر نمی آمد، یا از علمش خارج بود. خودم را عرض می کنم، خیلی مادی شده ایم، به جایی رسیده ایم که دیگر آیات قرآن در دل ما اثر نمی گذارد. ما باید به این نتیجه برسیم، نه اینکه بگوییم خب بسم الله اصالت با حرکت است، آن مباحث هم که حرکت درست می کنند، پس برویم از آنجا شروع کنیم.
البته این بحث مفصلی می طلبد که چرا دریافتهای ما از قرآن اینقدر ضعیف شده است، از قرآن جواب نمی گیریم ، این مصیبتی است، و عمدتا بخاطر این است که قرآن در زمان ما، دست مفسرش نبوده است، به همین جهت است که می بینید مراجعان به اهل بیت(علیهم السلام) این کمبودها را احساس نمی کردند. هر امامی وظیفه دارد قرآن را متناسب با زمان خودش تقسیر کند، این مشکل برای ما پیش آمده است که قرآن در دست مفسرش نیست، تا قرآن را متناسب با زمان برای ما تفسیر کند. اگر بحثهای تربیتی، اقتصادی، سیاسی ومطالب دیگر قرآن درست معنا و تفسیر می شد، آن وقت مشخص می شد که چقدر این کتاب راه گشاست.
آنهایی هم که از قرآن استفاده کرده اند، معمولا حتی در بحثهای تربیتی و اخلاقی نگاه کلان را از قرآن نگرفته اند، برای همین است که ما نمی توانیم ارتباط بگیریم. (که حالا اینها بحثش مفصل است وباید در جای خود بحث شود). و نهایتا می فرماید اینها نسبت به آخرت یقین دارند. علامه در تفسیر المیزان یک بحثی دارند که چرا خداوند آنجا از ایمان استفاده می کند ولی آخرش می گوید “یوقنون”. یک وجهش این است که این دو لفظ یک معنا دارند و فقط از باب تنوع در الفاظ خداوند متعال یک جا گفته ایمان و جای دیگر گفته یقین، یعنی جهت ادبی دارد.
وجه دیگری که ذکر می شود و بعید نیست، بخاطر خصوصیت بحث آخرت است، یعنی می خواهد بفرماید که نقش آخرت در به حرکت آوردن انسان از همه اینها بیشتر است. شما ممکن است خدا را هم قبو ل بکنید، مثل همه مسلمانها ولی حال حرکت نداشته باشید. خدایی که رحمت وغضبش برای من محسوس نشود، عامل حرکت نمی شود. واقعیت این است. یک نفر هر چقدر که می خواهد بزرگ باشد ولی وقتی که از او نه خیری به ما برسد نه شرّی؛ کاری با او نداریم. خدا جای خودش است و خدایی خودش را می کند العیاذ بالله، ما هم داریم کار خودمان را می کنیم، ولی وقتی آخرت در ذهن شما جلوه گر شد، منشأ حرکت می شود.
بارها عرض کرده ام دوستان، صدبار هم بپرسید جوابی غیر از این از قرآن و سنت پیدا نمی کنیم! همه ی بی حالی هایمان، همه ی فرصت از دست دادن هایمان بخاطر ضعف انگیزه های اُخروی ماست. مرگ برای ما یک لقلقه زبان است، باورمان نشده است که خواهیم مرد، بحث مرگ برای ما جدّی نشده است،

جایی که خدا عظمتش را به ما نشان می دهد آخرت است، چه رحمت و چه غضبش فرقی ندارد، وقتی ایمان به چنین آخرتی تقویت شد، تازه ایمان به خدا اثر خودش را می گذارد، و حرکت آفرین می شود. بارها عرض کرده ام دوستان، صدبار هم بپرسید جوابی غیر از این از قرآن و سنت پیدا نمی کنیم، همه ی بی حالی هایمان همه ی فرصت از دست دادن هایمان، بخاطر ضعف انگیزه های اُخروی ماست، مرگ برای ما یک لقلقه زبان است، باورمان نشده است که خواهیم مرد، بحث مرگ برای ما جدّی نشده است، خیلی وقتها در خیالاتمان برای ده سال بعدمان برنامه می ریزیم، درحالیکه پیامبر اسلام فرمودند: صبح که بلند می شوی شب را به خود وعده نده .
اینها برای ما لقلقه زبان شده است، بهشت برای ما لقلقه زبان شده است، در تعقیبات نماز صبح آمده است صد بار بگو “اسئلک الجنه”، صدبار بگو “اعوذ بک من النار” و صدبار بگو “اسئلک من حور العین” اول صبح گفتن اینها، انگیزه ها را فعال می کند. سعی کنیم اینها را جدی بگیریم به هر مناسبتی از هرچیزی برای یاد آخرت بهانه درست کنید، از اعلامیه ای که می بینید گرفته تا چای که می خواهید بخورید، به آن دست بزنید و بگویید فلانی می توانی تحمل کنی؟ همین یک چای می تواند چند دقیقه شما را به یاد آخرت مشغول کند، باید اینجور عمل کنید تا یاد آخرت پررنگ شود، بعد از یک مدت برایمان محسوس می شود.
ان شاالله که خداوند متعال آن حالت را برای ما روزی کند، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

1 دیدگاه در “شاه کلید رهایی از مشکلات روحی و معنوی

  1. امیر گفت:

    بسمه تعالی .بحث های اخلاقی استادپرشوروحالترازبحث های علمیشون هست.خداحفظشون کنه.

    ۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)