منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
نتیجه ی نادیده گرفتن یک اصل کلامی در فقه

دور زدن خوشبختی!

تبعیت احکام از مصالح و مفاسد واقعی از مسلمات شیعه است، قوانینی که پروردگار عالم برای بشریت قرار می دهد، خواستگاه حقیقی دارد؛ خوشبختی ای که خداوند برای انسان در نظر گرفته است در یک مسیر حقیقی تکوینی به دست می آید، و نه در آیینی که رابطه ای با مصالح و مفاسد بشری ندارد، اگر بگوییم مصلحت یک امر یا نهی در خود جعل حکم است، این سخن چه تفاوتی با تبعیت نکردن احکام از مصالح و مفاسد دارد؟ اگر هدف پروردگار در جعل احکام فقط امتحان بشر باشد، دیگر چه تفاوتی دارد که این حکم مطابق واقع باشد یا نباشد؟ به نظر می رسد این سخن یک گونه دور زدن مبنای کلامی است.

گذشته از این با یک سیر حتی سطحی در روایات می توان روح تبعیت احکام از مصالح و مفاسد را لمس کرد، چه در آن مواردی که معصومین (علیهم السلام) آشکارا علت احکام را بیان می کنند، و چه در آن مواردی که مطابقت حکم با مصالح و مفاسد بیرونی قابل درک است. طبیعی است وجود چند مورد شبهه ناک نمی تواند چنین فضای روشنی را مه آلود کند.

این وضعیت در احکام اجتماعی پررنگ و در احکام عبادی کم رنگ تر است،زیرا که در مسائل عبادی مفادی وجود دارد که معمولا عقول بشری به آنها دسترسی ندارند، و هرگاه عقل بر مواد برهان اشراف نداشته باشد، طبیعتا توانایی حکم دادن را ندارد و نمی توان به این خاطر بر عقل خرده گرفت.

منظور این نیست که دین را از ساحت قدسی آن به ساحت نازل انسانی بکشانیم، و بتوانیم به تنهایی راه سعادت را بیابیم؛ زیرا با تمام این توصیفات این شأن آفریدگار بشر است که با اشراف بر برآیند مصالح و مفاسد انسان، آیینی سعادت آفرین برای او وضع کند؛ اما توجه به این مساله می تواند تاثیر لطیفی بر دین داری ما بگذارد. وقتی ما به حقیقی بودن احکام دین توجه می کنیم، دیگر دور زدن یک حکم شرعی و راه گریز پیدا کردن از آن کار درستی نخواهد بود، زیرا در این صورت ما یک حقیقت را دور زده ایم، و آسیب چنین دور زدنی با ظاهر سازی برطرف نمی شود. مثلا دیگر نمی توان دل خوش داشت که با حیله های شرعی از آسیب جدی ربا در اقتصاد در امان بمانیم؛ یا نمی توان توریه را در شرایط اختیاری حلال دانست، زیرا در آسیب زدن به زندگی ما تفاوت چندانی با دروغ ندارد؛ نمی توان پذیرفت که روزه ماه مبارک رمضان که نزد پرودگار شان بالایی دارد با رفت و برگشت چند کیلومتری نمایشی از گردن ما برداشته شود؛ و مواردی از این قبیل.

واقعیت این است که حیله های شرعی هر آیین و قانونی را به پوسته ای توخالی تبدیل می کند که توان سعادت بخشی خود را از دست می دهد؛ جامعه ای که چنین روشی را برگزیند باید همچون قوم سبت[۱] منتظر مسخ شدن باشد. مسخی فرهنگی، اقتصادی،… که سرانجامی جز هلاکت اجتماعی ندارد.

[۱] قوم سبت قومی از بنی اسرائیل بودند که خداوند آنها را از صید در روز شنبه منع کرده بود؛ گویند در ساحل دریا گودال‌هایی کندند و راهی را از دریا به این گودال‌ها تعبیه نمودند تا در روزهای شنبه همراه با امواج دریا، مقداری آب و ماهیان درون آن به این گودال‌ها داخل گردند و دیگر قادر به خارج شدن از آن نباشند. بدین ترتیب اگر چه آنان در روز شنبه عملاً صید نمی‌کردند، ولی تله ها، به طور طبیعی کار خود را انجام می‌ دادند و ایشان روز یکشنبه بر سر گودال‌ها می ‌آمدند و ماهی های گرفتار را صید می ‌نمودند. پس از چندی تمامی آنان به بوزینگانی بدل شده اند. در خبر است که پس از ۳ روز یا ۷ روز هلاک شدند. گفتنی است که این داستان با همین قالب اصلی، در شکل های مختلف در روایات وارد گشته است.(به نقل از سایت ویکی فقه)
درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

13 دیدگاه در “دور زدن خوشبختی!

  1. محمد گفت:

    سلام علیکم!
    باید بین علت تشریع و برخی فواید جنبی حکم تفکیک قائل شد. علت تشریع یک چیز است. برخی فواید جنبی حکم یک چیز دیگری است. باید دقیق بررسی کرد که آیا این مطالبی که در این روایات آمده(البته بعد از بررسی سندی) علت صدور حکم حرمت رباست یا برخی فواید صدور حکم حرمت برای ربا است؟ اگر علت است بخشی از علت است یا تمام علت؟ چون اگر گفتیم تمام علت صدور فلان حکم بهمان؛ است اگر جایی بهمان نباشد؛ حکم نیز نیست.
    مثلاً بله یکی از فواید تشریع حکم عده برای خانم ها این است که خانم بفهمد باردار هست یا خیر و اختلاط میاه و اخلاط انساب پیش نیاید. اما قطعاً علت صدور حکم نیست. چون اگر علت صدور حکم باشد نباید مثلاً اگر مرد حتی به زن دخول نیز نکرده باشد و وفات کرد؛ زن عده نگه دارد. یا از آن طرف نباید بین عده طلاق، عده وفات فرقی باشد چون فرقی نمیکند مرد بمیرد یا مرد زنش را طلاق دهد. در هر حال باید فهمیده شود زن باردار است یا خیر. یا کلی مثال نقض دیگری که در زمینه عده میشود زن که ثابت میکند علت صدور حکم عده فهمیدن از بارداری زن نیست.
    یا اگر گفته شود علت حرمت چندشوهری برای زن این است که اختلاط میاه پیش نیاید سریع گفته میشود امروزه با آزمایش DNA این امر به راحتی قابل حل است. پس الان نباید چندشوهری مشکل داشته باشد. در صورتی که احدی از فقهاء به این مطلب قائل نیست.
    یا در مورد ربا اگر علت صدور همین چیزهایی باشد که در این روایات آورده شده؛ پس مثلاً ربای معاملی حتی در صورتی که قیمت آن ۲ جنس یکی باشد چرا حرام است؟(فرضاً بیع ۱۰ کلیو گندم درجه ۲ از قرار کلیویی ۸۰۰ تومن با ۸ کیلو گندم درجه یک از قرار کیلویی هزار تومن) اینجا که بیع است تجارت است اما باز هم حرمت دارد.
    و دهها و صدها مثال دیگر در زمینه های مختلف احکام.

    ۱۱
  2. محمد گفت:

    سلام علیکم!
    اگر ما احکام را تابع مصالح و مفاسد حقیقی و تکوینی بدانیم که میدانیم و از طرف دیگر معتقد باشیم در اکثریت قریب به اتفاق احکام عقل بشری به مصلحت و مفسده احکام دسترسی ندارد علی الاقل به شکل تفصیلی و کامل خاصتاً در مورد عبادیات(که به اقرار خودتان درک عقل در عبادیات کمرنگتر از اجتماعیات است) آن وقت محال است بگوئیم مثلاً روزه ماه مبارک مصلحتی حقیقی دارد؛ که این مصلحت حقیقی با طی مسافت ۲۰ ۳۰ کیلومتر از بین میرود و نه تنها این مصلحت از بین میرود بلکه مفسده ای را جایش میگیرد؟! یا محال است بگوئیم در ربا مفسده ای است که اگر از فلان شکل عمل شود(هر چند تا ۹۰% با ربا مشابهت داشته باشد) این مفسده از بین میرود؟! بله درست است علی الظاهر مطالب شما صحیح است؛ اما وقتی یک مقدار دقیق میشویم می بینیم این امور محال نیست.
    ظاهراً قریب به این مضمون از امام خمینی در مورد حیل ربا نقل شده که آخر مگر میشود جنگ با خدا با ۴ تا چوب کبریت مشکلش حل شود؟! که بنده در پاسخ ایشان میگویم بله در این فقه بعید نیست اینچنین باشد. در فقهی که مرد نمیتواند به تار مویی از نامحرم نگاه کند و کوچکترین تلذذی از نامحرم ببرد عذابهای شدید و غلیظ اخروی در انتظارش است؛ اما با خواندن فقط یک جمله چند کلمه ای میتواند به لخت مادرزاد این زن نگاه کند و هر لذتی نیز از او خواست ببرد و هر کاری خواست بکند و نه تنها گناه نباشد؛ بلکه ثواب نیز باشد؛ بله در همچین فقهی بعید نیست که جنگ با خدا نیز مشکلش با ۴ تا چوب کبریت حل شود.
    دیگر ما از صحیحه ابان در دیه قطع انگشت زن که عجیب تر نداریم. وقتی عقل در همچین مطلب واضحی دارد خطا میکند؛ تکلیفش در باقی امور مشخص است. و اگر امام ع وجهش را در انتهای روایت نمیفرمود(که دیه تا ثلث برابر است از ثلث به بعد نصف میشود) این بشر میلیون سال نیز فکر میکرد؛ نمیتوانست به وجهش برسد.
    بعد جالب است خود امام خمینی که آن مضمون در مورد ربا از ایشان نقل شده است؛ در کتاب الطهارة به مناسبتی میفرمایند وقتی فقیه مثل صحیحه ابان را دارد؛ دیگر هیچ حکمی نباید براش عجیب باشد و استبعاد داشته باشد.

    ۲۱
    1. علیکم السلام ممنون از وقتی که برای مطالعه گذاشتید، و ممنون از نظر شما دوست عزیز آیا واقعا ما به مصالح و مفاسد قریب به اتفاق احکام دسترسی نداریم؟ این مساله دقیقا محل بحث بنده است، نباید با پیش فرض وارد بحث شد. ضمنا بنده فقط گفتم بیان مصالح و مفاسد در مسائل عبادی کم رنگ تر است، نگفتم بی رنگ! گذشته از این، مگر غیر از این است که من گفتم در احکام اجتماعی پررنگ است، آیا ربا از احکام اجتماعی نیست؟ متاسفانه نکته حساس استدلال امام خمینی(ره) را در سخن شما حذف شده است، ایشان بعد از این که این مطلب را می فرمایند ادامه می دهند که اگر ربا راه چاره ای به این سادگی داشت چرا خود اهل بیت علیهم السلام به مردم نگفتند و ایشان را از این گناه خانمان سوز نجات ندادند؟!! محمد آقا مگر غیر از این است که خداوند حکیم سعادت بشر را می خواهد؟ اگر راه درمان به این سادگی به مردم گفته می شد دیگر کسی جز عده ای شقی و مریض به دنبال ربا نمی رفتند، و خود را دچار نمی کردند. پس چرا نگفتند؟ اگر بخواهیم این توجیهات را بپذیریم نعوذ بالله نباید خداوند قوم سبت را هم عذاب می نمود، زیرا آنها هم می توانستند حجت بیاورند که پروردگار فرموده است در روز شنبه صید نکنید، ما هم که در روز شنبه صید نکرده ایم! باور کنید پرودگار ما بیشتر از این ها به عقل بها داده است، ارزش این مخلوق مقدس خداوند را نباید پایین آورد. آن چند مثالی هم که آورده اید نمی تواند این فضا را مخدوش کند؛ مثلا آیا مرد و زن برای محرم شدن باید قله اورست را فتح کنند ؟ این زیباترین و معقولانه ترین قالب است که پرودگار بعد از شمارش تعدادی منع در ازدواج با خواندن یک صیغه(پیمان زناشویی که به نظر بنده عربیت هم در آن شرط نیست) و تعیین مهر و ... آنها را در تامین نیازهای تکوینی یکدیگر اعم از محبت،مالی،جنسی،... یار و مسئول یکدیگر می خواند. یکی از دلایل آن به قول شهید مطهری است که خداوند هرگونه تمتع جنسی برای غیر همسر را ممنوع کرد تا تمام عطش آن جمع شود برای استحکام کانون خانواده و این میل هرز نرود.چه چیز عجیبی در این رابطه زیبا وجود دارد؟

      ۱۰
  3. علی گفت:

    مطالبی که در مقاله فوق بیان شد، بسیار ناقص است و بعضا دارای اشکالات فراوان. توصیه می کنم که چنین مباحث مبنایی رو چنین سطحی و در یکی دو صفحه مطرح نکنید. چرا که این دست از مباحث شأنشان بالاتر از این است که این قدر کم و سطحی به آنها پرداخته شود.
    این قدر مقاله کم و ناقص بود که اصلا دستم نرفت که چیزی در نقدش بنویسم

    ۳۶
    1. مدیر سایت مدیر سایت گفت:

      سلام و سپاس فراوان از مشارکت شما. برادر ارجمند توجه داشته باشید که این مطلب یک مقاله علمی نیست که توقع بیان استدلال و شواهد علمی را داشته باشید. صرفا یک یادداشت علمی ادبی است که قصد دارد ذهن مخاطب را نسبت به یک نکته، حساس و درگیر کند. این مباحث مهم به همراه استدلال ها و شواهد کاملا علمی آن در کتب درسی مؤسسه تدوین شده است که علاقه مندان می توانند مراجعه نمایند. تشکر

      ۵۰
      1. علی گفت:

        ممنون. ما که خیلی علاقه مندیم از کتب استاد اکبرنژاد که فعلا در قالب جزوه ارائه میشه استفاده کنیم. آیا امکانش هست که به موسسه بیام و از هر جزوه یک نسخه را بخرم؟؟؟

        ۴۰
        1. مدیر سایت مدیر سایت گفت:

          سلام و تشکر از مشارکت جنابعالی. برادر ارجمند، کتب مؤسسه انشالله به زودی منتشر و از همین سایت اطلاع رسانی خواهد شد.

          ۲۰
          1. علی گفت:

            این به زودی که می فرمایید کی هست؟ در سومین جلسه همایش نقد مکتب شیخ، استاد اکبرنژاد گفتن که یکی از کتابها در حال چاپه. اما فعلا ما که چیزی ندیدیم.من الآن به کتابها نیاز دارم. سوال دیگه اینکه همه کتابها داره چاپ میشه؟

            ۰۰
          2. مدیر سایت مدیر سایت گفت:

            برادر ارجمند، برنامه ی مؤسسه بر این است که تا پایان سال جاری لااقل یک کتاب چاپ و عرضه شود. بقیه هم به مرور و در اوائل سال ۹۵ منتشر خواهد شد. به محض آماده شدن کتابها، اطلاع رسانی می شود. از پیگیری جنابعالی هم بسیار متشکریم.

            ۰۰
  4. انصاف دوست گفت:

    سلام علیکم
    در پاسخ به علی آقا: این مطلب مقاله نبود، یادداشت بود؛ ویژگی یادداشت اینه که کوتاه باشه و به رویکرد کلی و ذکر مختصر بعضی از دلایل بپردازه. و بتونه در یک متن کوتاه نمایی کلی ارائه کنه.

    ۵۰
  5. سید محمد گفت:

    احسنت خیلی عالی بود استفاده کردم

    ۷۰
  6. غدیری گفت:

    سلام
    با تشکر از مطالب شما
    نکته ای که باید به آن توجه شود این است که بعضی مواردی که در این نوشته ذکر شده است روایات صحیح السند دارند. حالا نمی خواهم که بحث فقهی بکنم، بعضی ها قبول میکنند و بعضی ها قبول نمیکنند؛ ولی مثلا حیله های ربا بحث های خیلی جدی دارد که باید دقت شود. این نوشته شما خنثی نیست بلکه در مورد این حیله هایی که ذکر شده است داوری شده و با کنایه حکم فقهی آنها داده شده است؛ که به نظرم درست نیست. همون طور که خودتون می دونید اینها بحث داره و روایات صحیحی داریم . البته بعضی ها این حیله ها رو قبول نمیکنند؛ و اشکالی هم ندارد، چون به هر حال مجتهد باید فهم خودش رو بگوید، ولی اشکال من در مورد ورود و خروج این نوشته است. اگر قرار است که بحث جدی نشود پس حکم هم نکنید، فقط طرح بحث کنید. در صورتی که به نظر میرسه که شما فقط طرح بحث نکرده اید و کاملا حکم داده اید. موفق باشید

    ۲۳
  7. تحول خواه گفت:

    خوب مگه حکم دادن چه اشکالی داره. خیلی از اقایون مانند حضرت امام حیل شرعی ربا را قبول ندارند. حکم دادند چون مطلب از نظر علمی براشون اثبات شده این چه اشکالی داره؟؟

    ۱۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)