منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / ویژه تحول / جناب مدیر، با تحولید یا بر تحول؟! .امضاء محفوظ.
سلسله یادداشت های احیای امر

جناب مدیر، با تحولید یا بر تحول؟! .امضاء محفوظ.

بهترین پیشنهاد برای درک وضعیت روانشناختی تحول در میان طلاب، سر زدن به واحد آمار و بررسی نیست! خلاقانه اش، طومار نویسی و امضا گرفتن از طلاب است. پیشنهاد می کنم یک روز درسی، بهتر از آن ایام شهریه؛ پارچه ای، بنری مملو از درد و دل و مطالبات فروخورده فراهم کنید و یکراست بروید کنار یکی از همین تخت های پرمشتری و نوستالژیک شهریه بساط کنید. اگر چندتایی هم ماژیک از رنگ های مختلف داشته باشید، دیگر همه چیز جور است و فقط می ماند بازار گرمی با صدای خوش و کمی پیازداغ مسئله را زیاد کردن و یک تعداد امضایی که رفقای هم مسلک قبل از باز کردن بر سینه طومار دوخته اند تا انگیزه رهگذران را نوازش دهد و تلنگری باشد برای هر رهگذر تحول خواه تا از قافله امضا کنندگان عقب نیفتد.

از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، از آنجائیکه گفته اند: رطب خورده منع رطب چون کند!، قبل از هر کس مجمع رفقای اهل درد، دل به دریا زدند و پیش پای شما در یکی از روزهای شهریه همین ماه، طوماری نه خیلی عریض و طویل را رونمایی کردند و در عملیاتی شکوهمند موفق به بازخوردگیری از درد و دل های طلاب شدند.

جملاتی که در ادامه خواهید دید تنها نمونه هایی از خاطرات عینی متصدیان طومار است که یکی دو روز نقل محفلمان بود و چاشنی دار نقل شده است و صد البته، مسئولیت آن برعهده گویندگان است و بس.

محسن می گوید: نکته ای قبل از هر چیز توجه مرا به خود جلب کرد این بود که در حیاط فیضیه کسی به ما کار نداشت، با وجودی که خودمان را برای هر اتفاقی آماده کرده بودیم مثل اینکه اجازه نصب طومار به ما ندهند یا حتی از ورود بنر به حیاط فیضیه ممانعت داشته باشند، اما با کمال شگفتی و البته خوشنودی دیدیم کسی با ما کار ندارد! طومار را نصب کردیم و مشغول امضا گرفتن شدیم. با خودم گفتم اگر روشنفکران دینی هم علیه ما، اینجا طومار نصب کنند احتمالا اتفاقی نمی افته، چه بهتر! اونوقت باید منتظر رقابت کرسی آزاد اندیشی طوماری بود!

رضا می گوید:  حدودا ۵۰۰ تایی امضا جمع کردیم، ولی دو برابر همین تعداد طلبه از کنارمون گذشتند و با نگاهی عاقل اندر سفیه خطاب به ما گفتند دلتون خوشه ها! این کارها به جایی نمی رسه. بعضی ها هم می گفتند نمی گذارند این طومار به آقای اعرافی برسد. از همین تعداد امضا کننده هم خیلی هاشون می گفتند ما که می دونیم چیزی نمیشه ولی چون زحمت کشیدید، امضا می کنیم. افرادی هم بودند که مدت زیادی، روی متن تامل می کردند. انگار می خواستند قرارداد ژنو امضا کنند. وقتی به تصمیم رسیدند ما هم به خودمون بالیدیم. باور کنید انگار یکی از بزرگان امضا کرده بود!

محسن می گوید: دریکی از فرازهای طومار آمده بود «معنا ندارد که همه طلاب تا اتمام سطح، فقه و اصول بخوانند و دوره مفید جوانی خود را بگذرانند و تازه دنبال رشته تخصصی بگردند» یک لحظه دیدیم، یکی از روحانیون که از چهره اش معلوم بود استادی، کسی است؛ ماژیک به دست آمد سراغ همین فراز و پایین فعل (معنا ندارد)، پس از خط زدن آن، نوشت: (معنا دارد). من هم ماژیک را برداشتم و نوشته اش را خط زدم و با اعتماد به نفس گفتم این حرف ما نیست حرف آقاست! طرف باورش نمی شد. با هیجان و فریاد می گفت سندش کو؟ سندش را به من نشان دهید. گفتم در اینترنت سرچ کن پیدا می کنی. بعدهم با چند تا طلبه شروع کردند به بحث و مجادله که بالاخره معنا دارد یا ندارد. ما هم خوشحال که بساطمون باعث شد بعضی ها خرده ای با حرف های آقا آشنا بشوند!

رضا می گوید: حرفهای زیادی شنیدیم. می خواستند بدانند طومار از کجاست، مال چه کسی است. می گفتیم: بابا به ماقال نگاه کنید نه به من قال. اگر حرفها را قبول دارید امضا کنید. اصلا فکر کنید از کره مریخ آمده ایم. مهم متن طومار است که سر تاپا مطالبات حضرت آقا رو پیگیری می کند.

طلبه هایی هم می آمدند و  اول مثل برخی مباحث رسائل، کلی فرضیه ردیف و بعد یکی یکی رد می کردند تا به جواب برسند. اگر طومار را به حوزه ندهید چه می شود؟ اگر احیانا امضا ها رو کم یا زیاد کردید چه کنیم؟  اگر از امضاها سوء استفاده شد چه جوابی دارید؟و… از همه جالب تر این سوال بود: طومار رو می خواهید به آیت الله بوشهری بدهید، دارید برای کاندیداتوری آیت الله اعرافی امضا جمع می کنید؟ مانده بودیم چه بگوییم! یعنی خیلی ها از بس که پیگیر مسائل حوزه ها بودند، هنوز نمی دانستند آیت الله اعرافی رئیس حوزه شده است!

چند نفری هم امضا نکرده عکس گرفتند و رفتند. معلوم نبود برای آلبوم کجا می خواستند ببرند! یکی از همین افراد، پشت بوته ها، پنهانی عکس می گرفت. دعوتش کردیم برای قاب بندی بهتر جلوتر بیاید! می خواستیم به آقا بفهمانیم با کسی خرده برده نداریم که بترسیم. حرف آقاست، گناه که نکردیم. اما هرچه بود بعضی طلبه ها از ترس پیگیری های بعدی امضا نمی کردند و می گفتند «دردسر میشه براشون». بودند افرادی هم که متن اصلا برایشان اولویت نداشت، فقط از اینکه تغییر مدیر اتفاق افتاده است در پوست خود نمی گنجیدند و به همین مناسبت امضا می زدند.

*جناب آقای اعرافی تنها با اخلاص و توکل برخدا و امید به آینده می توان در برابر بی مهری برخی، کار اساسی در حوزه انجام داد. موفق باشید. غلامی

*به عشق مظلوم ترین فرهیخته حوزوی، رهبرم آیت الله خامنه ای .امضاء محفوظ.

*جناب مدیر، با تحولید یا بر تحول؟! .امضاء محفوظ.

نویسنده: محمد نهاوندی فر

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

2 دیدگاه در “جناب مدیر، با تحولید یا بر تحول؟! .امضاء محفوظ.

  1. تحول خواه گفت:

    جنال مدیر فرصت چندساله شما هم تمام می شود
    مزاحمت ها و سخت گیری های برخی هم تمام می شود
    هشدار ها و عافیت سنجی های به ظاهر دوستانتان هم تمام می شود
    مطالبه طلاب دغدغه مند هم ممکن است بعد از پایان مدیریت شما به دیگری منتقل می شود.
    اما آنچه می ماند شما هستید و امری که اطاعت کرده اید یا خدای نکرده ....
    امر ولی فقیه ، نائب امام زمان که البته برخی در قم قبول ندارد ...
    یک امر می ماند و خدایی که نظره گر ماست.

    ۳۰
  2. امین گفت:

    خیلی باحال بود

    ۲۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)