منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / مصاحبه ها و دیدار ها / بازدید حجت الاسلام والمسلمین مصلحی، وزیرسابق اطلاعات از موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی

بازدید حجت الاسلام والمسلمین مصلحی، وزیرسابق اطلاعات از موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی

 حجت الاسلام والمسلمین مصلحی وزیر سابق اطلاعات ضمن بازدید از موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی  در جریان فعالیت موسسه قرارگرفتند و در جمع طلاب مطالبی را بیان فرمودند :

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا عرض تبریک و تهنیت دارم ولادت پیامبر عظیم الشان اسلام و فرزند عزیزش امام صادق ع را، خدمت شما عزیزانی که إن­شاءالله پویندگان راه امامت و ولایت هستید و خواهید بود. و تشکر از این فرصتی که نصیب این حقیر شد، تا در خدمت شما باشم و در باب صحبت­هایی که ایشان فرمودند، بدون مقدمه و آمادگی قبلی چند نکته ای به نظرم می­رسد که خدمتان عرض کنم.

این کار، کار بزرگ و ارزشمندی است

اولین نکته این است که این کار، کار بزرگ و ارزشمندی است و کافی است ما اگر یک تأملی در انقلاب اسلامی داشته باشیم و حرکتی که امام(ره) شکل دادند؛ زیرا انقلاب اسلامی، همه چیزش خلاصه نمی­شود در جمهوری اسلامی؛ بلکه جمهوری اسلامی یکی از ثمرات آن است. و این انقلاب کماکان ادامه دارد و امام جمله های جالبی در این راستا دارد و بالاخره امام به دنبال این بودند که در یک جنگ اعتقادی اسلام را عرضه کنند و اسلام حاکم شود و وقتی فرمایشات ایشان را نگاه کنید؛ می­بینید می­گویند: بسیج مستضعفین باید در کره ی زمین شکل بگیرد و به وجود بیاید؛ و کلماتی از این قبیل قابل توجه است.

لزوم ترجمه­ی الگوی جمهوری اسلامی به زبان روز

این فرمایشات بدون ارائه ی یک الگو و منشور در ابعاد مختلف، شدنی نیست؛ البته ما منشورهای مختلفی در این راستا داریم ولی این نیاز است که به زبان روز تدوین شود. شما مثلا فرض کنید که دلارهای عربستان در آمریکا و اروپا خیلی هزینه می شود تا یک عده­ ای را مسلمان کند. مسلمان که می­شوند و به محض اینکه اسلام آوردند می­پرسند که منشور شما در حکومت­داری چیست؟ یا منشور شما در تربیت چیست؟ و منشور شما در مسائل اقتصادی و اجتماعی چیست؟ و چه چیزی برای ارائه دارید؟ بعضا ما علیرغم اینکه چیزی در این رابطه نداریم و خیلی جامع نیست؛ اما وقتی نهج البلاغه­ ی امیرالمؤمنین علیه­السلام را به دستشان می دهیم -به ویژه نامه ی حضرت امیر به مالک اشتر- می شود منشور حکومتی و وصایای امیرالمؤمنین به امام حسن علیهماالسلام به عنوان منشور تربیتی مطرح شود؛ ولی این بسیار کار دارد تا بشود آن استفاده­ ی لازم را از آن کرد و آن چیزی که اسلام مد نظرش است و امام به عنوان اسلام ناب به دنبال آن بود.

حرکت­ های تحول­ خواهانه­ ی تاریخ حوزه

و نکته ای که اینجا می­خواهم عرض کنم تبریک به این است، که شما در فضایی این چنینی قرار گرفته­ اید و مقوله­ ی تحول را در مباحث آموزشی حوزه دنبال می کنید. این خیلی ارزشمند است و حوزه هم همیشه همین گونه بوده است؛ و به گذشته های تاریخ حوزه که نگاه می کنید، می­بینید که همیشه یک نفر (یک مجموعه یا یک جمعی) یک دفعه بروز می­کرده است، مثلا صاحب جواهر که یک حرکتی شکل داد یا شهید مطهری پیدا می شده یا مانند علامه و یا امام که این ها همیشه در حوزه، ناب بوده­ اند. این حرکت­های این چنینی.

به گذشته های تاریخ حوزه که نگاه می کنید، می­بینید که همیشه یک نفر (یک مجموعه یا یک جمعی) یک دفعه بروز می­کرده است، مثلا صاحب جواهر که یک حرکتی شکل داد یا شهید مطهری پیدا می شده یا مانند علامه و یا امام

نحوه­ ی جریان­سازی مکاتب پوچ دشمن

اما نکاتی که فی­ البداهه به ذهن من می رسد که عرض کنم این است، که نیاز است یک سری ارتباطی وجود داشته باشد، در کاری که شما انجام می دهید. نکته اول این است که ما در دنیا مواجه هستیم با بروز مکاتبی مختلف، خصوصا در دنیای اروپا، که مکاتب مختلف عرضه می شود و شکل می گیرد و عمدتا هم به بن بست می رسند و یک دوره ای سر و صدایی دارند و مایه­ ی تأسف، این است که در کشور خودمان روشنفکران وقتی ورود در بحث­های مکاتب و این­ها می­کنند، مکتبی که چهل سال از آن گذشته و در اروپا منسوخ شده است و کسی به آن توجه ندارد را نشخوار می­کنند و این مشکل جدی است که در فضای روشنفکری کشور ما متاسفانه وجود دارد و نه تنها در کشور ما بلکه کشورهای منطقه هم، عمدتا چنین مشکلی را دارند. ولی  یک نکته ی قابل توجه این است که به خاطر بن­ بست­ هایی که در دنیای اروپا و آمریکا شکل گرفته است و ادعای پیشرفت دارند و به اعتقاد من تکرار علم است، شما مثلا می بینید که کتاب قانون بوعلی از انگلیسی به فارسی ترجمه می شود و در کنار قبرش به فروش می رسد. نکته ی جالب این است که این مستر همفر که خاطراتش را در کشورهای اسلامی نوشته است و همیشه این کتاب در ایران چاپ می شود، به یک باره نایاب می شود و جالب این است که خودشان نمی­گذارند که زیاد در اینجا باشد و زود آن را جمع می کنند. و این نکته ی ظریفی است، زیرا در کتاب به  جنایات و خیاناتی که آن ها کرده­ اند در قالب خاطرات می پردازد. و یکی از آن این است که می گوید، وقتی در کشور های اسلامی بودیم و اینجاها مستعمره ی ما بود، یک دفعه دیدیم یک سرمایه ی بزرگی در خانه ها و خیمه های مسلمانان هست که آن ها از آن غافلند، تعبیر او را به کار می برم می گوید، ما الاغ­هایی را در کوچه پس کوچه های کشورهای اسلامی راه انداختیم و کتاب­هایی که در انبارها و  زیرزمین ها بود این ها را با قیمت کمی خریدیم و این­ها را دپو کردیم به هند، و آن ها را منتقل کردیم به انگلستان. البته خیلی از منابع را نتوانستند به خاطر انقلاب هند منتقل کنند و بسیاری از منابع اسلامی ما در کتابخانه­ های هند وجود دارد و خیلی­ ها را دزدیده­ اند و برده­ اند و متاسفانه این چیزی است که در کشورهای اسلامی داریم و حتی در نجف در زمان صدام که علما را آزار می داد و دستگیر می کرد، علما کتاب­هایشان را در زیرزمین ها در پشت دیواری مخفی می کردند و کسی هم نمی­داند که این ها وجود دارند و مقداری از آن ها هم پیدا شده است. و این سرمایه عظیم است که رفته است در آنجا و آن ها یک نهضت ترجمه در اروپا و به خصوص در انگلیس راه انداخته­ اند و همین ها را یک رنگ و لعاب امروزی داده­ اند و به خود ما بر می­گردانند. من کتاب نشریه­ ی دانشمند را که مطالعه می کردم یک دانشجوی انگلیسی، به یک فرمول شیمی دسترسی پیدا کرده بود و این فرمول را به عنوان یک کار نوظهور مطرح کرده بود و با او مصاحبه کرده بودند، که از کجا به این فرمول رسیده ای؟، گفت که من رفته بودم به کتابخانه­ ی ملی انگلیس، به دنبال کتابی بودم که موضوع پایان نامه ام را انتخاب کنم، کتابدار آنجا گفت که ما یک کتاب عربی در رشته­ ی شیمی در اینجا داریم، اگر تو یک عرب زبان پیدا کنی که این را برای تو ترجمه  کند، می­توانی به چیزهای خوبی برسی. می گوید من یک عرب زبان پیدا کردم و او بخش­هایی از کتاب را برای من ترجمه کرد که یکی از این بخش ها، این فرمول شیمی بود، که وقتی من این فرمول را در آزمایشگاه شیمی بررسی کردم و به نتیجه رساندم، ممتاز شدم و می گوید نویسنده ی آن کتاب جابر بن حیان است و ما امروز در مقدمه­ ی خیلی از کتاب­های بزرگانمان، کتاب­هایی را ذکر می کنند که اصلا در دسترس ما نیست.

ضرورت ارائه­ ی الگوی تمدن اسلامی

نکته ی قابل توجه این است که این نخبگانی که در حوزه یک باره سر زدند و بیرون آمدند و یک حرکاتی را متناسب با روز شکل دادند، این­ها توانستند در رشد و شکوفایی اسلام نقش داشته باشند و امروز، این مقوله یعنی با حرکت انقلاب اسلامی و حرکتی که امام به راه انداختند این مقوله یک ضرورت بلندی دارد، در تمدن اسلامی. ما امروز مقوله ی تمدن اسلامی را در جمهوری اسلامی و توسعه اش به بیرون و الگو دادن به بیرون خیلی نیاز جدی و روزمان است. و در این قضیه بسیار عقب هستیم. نمونه اش مرحوم شهید صدر، کتاب “اقتصادنا” را نوشت و خود نظام سرمایه داری می­گوید: اینگونه که شهید صدر نظام سرمایه داری را فهمیده است و بحث در رابطه با آن می­کند و یا نظام اقتصادی کمونیست را، خود ما اینگونه نفهمیده­ ایم؛ ولی بعد خیلی زیبا تجزیه و تحلیلش می­کند.

ما امروز مقوله ی تمدن اسلامی را در جمهوری اسلامی و توسعه اش به بیرون و الگو دادن به بیرون خیلی نیاز جدی و روزمان است. و در این قضیه بسیار عقب هستیم

عقب ­افتادگی ما در ارائه­ ی چهارچوب­ اقتصادی، سیاسی و…

ما در جمهوری اسلامی در رابطه با مسائل سیاسی و اقتصادی در چارچوب­های دین بسیار عقب هستیم. و بر اساس مبانی دینی راهکارهای زیادی نداریم. در مباحث اطلاعاتی هم همین­طور، یکی از دغدغه­ هایی که در وزارت اطلاعات وجود دارد، همین است. این تشکیلات هنگامی که از اول شکل گرفته، گفته شده است که کسی که مجتهد باشد یا در این مسیر قرار گرفته باشد، می تواند در آنجا مسئول باشد. اما یک مشکل جدی ما این بود که در اسلام، سیستم اطلاعاتی چطور تعریف می شود؟ و هیچ تعریف خاصی در اسلام از این مطلب نداریم. موضوعات مختلف اطلاعاتی با موضوعات مختلف کشور عجین است و نمی­توانیم بگوییم که، اسلامی که ادعای فراگیری جهان را دارد و می گوید که آخرین دین است و پیامبری بعد از آن نمی­آید و جامع است و همه چیز را دارد، بگوییم که این اسلام توجه به مقوله­ ی اطلاعات، که امروز در دنیا همه­ ی کارها را دستگاه­های اطلاعاتی جلو می­برند و بقیه نمایش است. این نکته­ ی قابل توجهی است. خیلی از مؤسساتی که در کشور خودمان شکل می گیرد، موسساتی که همین ها تاسیس می کنند، با ده و بیست، واسطه و آیا ما می توانیم بگوییم که اسلام هیچ مطلبی در رابطه با اطلاعات نداشته باشد.

مقوله ی دیگر بازرگانی است و ما هم می خواهیم تمدن سازی کنیم، تمدنی که بتواند در مقابل استکبار بایستد. و بتواند آنگونه که پیامبر (­صلی­ الله­ علیه­ و­آله­ وسلم) دعوت کننده به سوی خدا بوده است و ابزاری که به کار می­برده است مانند حکمت و موعظه­ی حسنه و جدال احسن بکار گیرد.

نگاه دنیا به نسخه­ ی نجات بخش جمهوری اسلامی

و در همین مقوله بحث بصیرت مطرح است، زیرا ما می خواهیم با دنیا حرف بزنیم و مواجه بشویم و دنیای بشری به این نگاه می کند که ما در عرصه­ ی مسائل مختلف، چه چیزی برای نجات بشر و نجات از بن­ بست­هایی که در آن قرار دارد، انجام می دهیم و یک نکته این است. همیشه در انقلاب های بزرگ ارزشی که انبیاء دنبال می­کردند، مبدأ و معاد محور بوده است؛ ولی در انقلاب­های آدم­های سیاسی، شعارشان این است که به معیشت و دنیای مردم خواهند رسید و … و به این نکته بپردازیم که تفاوت انقلاب­های انبیاء و اولیای الهی با افراد سیاسی در چیست؟ در هیچ کجا از انقلاب­های انبیاء و اولیا گفته نشده است، که بیکاری را از بین می­برند و به معیشت مردم می­رسند و از این دست موارد، اما انقلاب­هایشان، انقلاب­هایی است که این­ها را هم درست می­کند. همانطور که در قرآن می فرماید: که اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کردید مشکلاتتان حل خواهد شد. و در انقلاب های انبیاء و اولیا همیشه روحانیت پیش قدم بوده است. شما دوران دفاع مقدس را نگاه کنید، جمعیت شهید روحانیت نسبت به جمعیت خودش، در مقابل دیگر قشرها از همه بیشتر بوده است. نقشی که ایفا کرده است و تاثیر گذاری که در جنگ داشته است، و در ابعاد مختلف بالاترین نقش را داشته  است، حتی در بحث های نظامی و غیره نیز بیشتر بوده است.

لزوم پیشتاز بودن روحانیت در تمدن­ سازی

بحث ما این است که در مقوله ی تمدن سازی نیز باید روحانیت جلو بیفتد، عرضه کند و در ابعاد مختلف راهکارها را بدهد، و بگوید که راهکارها چیست؛ و این مشی که در مسائل اقتصادی در حال جلو رفتن است، باید به چه صورت باشد. شما اگر کتب اقتصادی امام(ره) را بررسی کنید می بینید که فتاوای امام با سایر علماء بسیار متفاوت است و تفاوت مبنایی دارد، برای مثال کتاب حیل ربا. امروز مردم ما یک عده می روند در کشورهای سرمایه­ داری، اصول اقتصادیشان سرمایه داری است، اما سود بانک­هایشان مانند بانک های ما نیست. این حیلی که به کار می رود در مقولات مختلف، و چارچوب­هایی که می خواهیم عرضه کنیم باید بگوییم چیست؟ این که ما در کتاب های فقهی، آیات فقهیمان را محدود به چند آیه کرده­ ایم و کسی هم تحولی ایجاد نمی­کند. مقوله­ ی ولایت فقیه باید یک مسئله ی شرعی شود؟ که هر کسی یک نظری در رابطه با آن بدهد؟ که یکی بگوید هست، یا یکی بیاید بگوید نیست؟ وقتی امام در کتاب ولی فقیه می­نویسد ،که آنچه امام و پیامبر در مقوله ولایت دارند، ولی­ فقیه نیز دارد. این چیزی است که در مسئله­ ی شرعی رساله گفته شود؟ امروز بیداری اسلامی در دنیا در حال شکل گیری است. خدا می داند که چه کسانی چه حرف­هایی در این رابطه زدند، اما حضرت آقا با حکمتی که خداوند به ایشان دادند و عقبه­ هایی که از دشمنان می دانستند، فهمیدند این حرکت بیداری اسلامی شکل گرفته است. شما می بینید که این حرکت­هایی که آمریکا در مقابل بیداری اسلامی در مصر انجام داد و می خواست آن را متوقف کند، اما این حرکت باز هم ادامه دارد. در اوایل انقلاب نیز وقتی نهضت آزادی که آمد، همه گفتند که انقلاب از بین خواهد رفت و درگیری­ هایی که بین مردم پیش آمد، شبیه به الان حاضر مصر بود، با این تفاوت که ما امام داشتیم و مصر ندارد.

در لبنان با یک مسیحی در رابطه با ولی فقیه صحبت کردم، وقتی که کمی برایش تشریح و تبیین شد گفت این حرف­هایی که شما می زنید، یک کوچکش می شود همین سید حسن نصرالله، که دارد اقشار مختلف مسیحی و مسلمان و یهودی را با هم متحد می کند. اگر همین به آن پرداخته شود و نقش سید حسن و حزب الله را بررسی کنید، خواهید دید که چقدر تاثیر داشته است.

بایسته­ های تحول و تمدن­ سازی

در حرکتی که شما شروع کرده­ اید، باید بتوانید وضعیت دشمن را رصد کنید و همانطور که ما مؤسسه­ ای برای اسلام و پیشبرد اهداف آن تشکیل داده­ ایم، آن­ها نیز مؤسسات سنگینی راه انداخته­ اند، در ایران و کشورهای مختلف اسلامی، تا بر روی شیعه کار کنند. و شما نمی­توانید تمدن سازی کنید در حالیکه حرکت دشمن و طراحی­ های آن­ها را نادیده بگیرید. زیرا آن­ها موفقیت­ های شما را کاملا بر علیه خود شما مورد استفاده قرار می­دهند؛ مانند اینکه ما حرکت استشهادی داشتیم و آن ها در مقابل این، حرکت انتحاری را راه انداختند. شما نگاه کنید که در دنیا چه استفاده ای از رسانه می شود و ما در مقوله ی تمدن سازی برای رسانه چه برنامه و حرف و چارچوبی داریم؟

پیگیری مجدّانه­ ی تحول

من کار شما را ارزشمند می دانم و هر کاری را که از دستم بر بیاید حتما انجام خواهم داد. درد و دل های زیادی از حوزه داریم و خیلی کارها می شود که انجام گیرد، ولی صورت نمی­گیرد. کسانی که دم از اهل بیت می­زنند آیا روایات آن­ها را قبول دارند؟ در روایتی از امام رضا­ علیه­السلام در کتاب عیون الاخبار است، که می فرماید: خداوند اگر اراده کند، امور مردم را به دست بنده­ای بدهد، اولین چیزی که به او می دهد، حکمت است و دوم اینکه او را از لغزش­ها حفظ و مصون می دارد. اگر به همین معتقد هستید حضرت آقا کدام از حرف­هایی که در رابطه با حوزه زده­ اند، حکیمانه نبوده است؟ و چرا بعضی ها در مقابل آن می ایستند و چه حرکتی در حوزه صورت گرفته است ؟ انتظار همین است که شما بچه های حزب اللهی در گوشه­ ای جمع شوید و حرکتی برای تحول انجام دهید که هر چند کوچک باشد اما تاثیر خود را خواهد گذاشت. با توکل بر خداوند انشاءالله که به آن نائل گردید.

من کار شما را ارزشمند می دانم و هر کاری را که از دستم بر بیاید حتما انجام خواهم داد. درد و دل های زیادی از حوزه داریم و خیلی کارها می شود که انجام گیرد، ولی صورت نمی­گیرد.

در ابتدا  حجت الاسلام والمسلمین اکبرنژاد گزارشی را از فعالیت موسسه فقاهت و تمدن سازی ارائه فرمودند:

هدف مؤسسه

موسسه فقاهت اساسا بنایش بر این بوده است که عَلم تحول خواهی در دین را که حضرت آقا بلند کردند، سرپا نگه دارد و هدفش بر این مبنا بوده است و شاگردانی که در اینجا درس می­خوانند نیز با همین هدف آمدند و تماما بچه­ هایی حزب­ اللهی و انقلابی هستند. موسسه فقاهت چهارمین سالش را در حال سپری کردن است و امروز افتتاحیه ترم دوم نیز بوده است. ایده­ ی اساسی مؤسسه این است که حضرت امام (ره) که انقلاب کردند، هدفشان این نبود که خودشان حکومت کنند، بلکه هدفشان اسلامی کردن حکومت به معنای شیعی آن بود؛ و این به حمد الله در ساختار کلان نظام  به چشم می خورد و با نظریه­ ی ولایت فقیه که در بین حکومت­هایی که به نام اسلام در دنیا شکل می گیرد این ممتاز است. اما همانطور که حضرت آقا و سایر دلسوزان گفته­ اند، این در ریز نظامات و درون نظام که باید یک سری نظام­های دیگری شکل می­گرفت تا محتوای نظام هم کما هو حقه اسلامی شود این اتفاق نیفتاد، به اعتقاد ما اصل کار و وظیفه بر عهده ی علما و حوزوی ها است، چون انقلاب اسلامی است و وقتی انقلاب اسلامی است نمی توان گفت که اصلی ترین مسئول در این رابطه دانشگاهی ها هستند یا صدا و سیما و یا وزارت فرهنگ و ارشاد. آن ها بیشتر جنبه ی اجرایی دارند و آن کسی که باید محتوا و اندیشه را تولید می کرد و راه را باز می نمود، علما و حوزه های علمیه بوده اند و این مطلب آن طور که در خور انقلابی که با خون هزاران شهید سیراب شده و پا گرفته است نبوده است. حضرت آقا در یکی از تعبیراتشان می فرمایند که من وقتی در مسائل حوزه می اندیشم هراسان می شوم. این برای همین است و گلایه هایی که داشته اند که اگر حوزه تحول را قبول نکند یا می میرد و یا به خاطر جوهره ی ذاتی دین که هرگز نمی میرد، منزوی خواهد گشت. و نمردن آن به خاطر جوهره ی ذاتی دین است و الا عملکرد آن استحقاق مرگ دارد. نگاه ما این بود که اگر حوزه نتواند خود را به عنوان مادر انقلاب و موتور محرکه ی انقلاب تغییر دهد، ما نمی توانیم به آینده ی نظام امیدوار باشیم. چطور که در کنار پیشرفت های فراوانی که نظام در دهه های اخیر داشته ولی از نظر فرهنگی همه ی دلسوزان، حتی خود حضرت آقا بر این عقیده هستند که ما نتوانسته ایم به آن آرمان های نظام برسیم. پس باید حوزه متحول شود و شما یک زمان این تحول را از حیث مدیریتی در نظر می گیرید، اما احساس ما این است که این راه درستی نیست و عقیده ی ما این است که این تحول باید به روش فهم دین برگردد و ایده ی موسسه این است که روش فهم دینی که در کنج حجره ها و بر اساس انگیزه های کاملا فردی شکل گرفته است، نمی تواند در وسط میدان بایستد و بتواند میدان داری کند و یک حکومت را مدیریت کند و صرفا اینگونه نیست که همان فرد با همان فکر بیاید در اجتماع قرار گیرد، بتواند تولیدات اجتماعی کند، خیلی اوقات یکسری قواعد و چیزهایی نیاز است و روش فکر باید تحولاتی ببیند تا بتواند آن صاحب فکر و فقیه را در سطحی قرار دهد که برای کلان جامعه یک نظام طراحی کند. طبق همین اصل بود که ما آمدیم یک سری کارهایی را با کمک دوستان انجام دادیم و نگاهمان این بود که اولا باید نگاه کلان به دین شکل بگیرد، که این نگاه کلان لازمه اش پیدایش یک سری علوم بین رشته ای بود، مانند کلام فقاهی. ما یک مبانی داریم و این چیزی است که همه فقها گفته اند، جناب وحید ره و خیلی های دیگر تصریح دارند که مبانی کلامی در فقه و استنباط  تاثیر دارد، اما این امر هیچ وقت مدون نشده است، که دقیقا شمایی که از توحید شروع می کنید چگونه این بحث های کلامی این تاثیر را می گذارند و لوازم این خط را که می گیرید تا کجاهای اصول و فقه و مباحث دیگر می رود. این علم در موسسه تولید شده است و خروجی این علم این است که کسانی که این علم را می خوانند حسشان این است که یک نگاه کامل به دین را پیدا کرده اند. و این طور نیست که یک جا فقط بحث های عقیدتی را خوانده باشند و در یک جا هم بحث های فرعی را بخوانند، بلکه کاملا حس می کنند که کدام عرصه هایی از بحث های فقهی به کدام بحث های کلان و عقیدتی بر می گردد و این باعث می شود که تسلطشان در تحلیل خیلی افزایش پیدا کند و این در واقع احیا شده ی یک دغدغه ای بوده است که در طی صدها سال گذشته وجود داشته است. یکی از امور دیگری که در موسسه تولید شده است بحث نظام معرفتی فقاهت است و موضوع آن این است که ما به عنوان یک انسان، اگر بخواهیم به بندگی خداوند متعال برسیم، باید به یک معرفت هایی دست پیدا کنیم، که کدام سطح از معرفت ها برای ما انسان ها حجیت دارند که در این جا به حجیت قویترین معرفت نوعی رسیدیم. گفتیم قوی ترین معرفتی که در این عالم خاکی که عالم کسر و انکسار است و در اغلب موارد انسان به علم دسترسی ندارد، به آن برسد، این معرفت ضرورتا حجت است و همین قاعده مدخل ما می شود در اصول و در واقع همان اصول است اما با مدخلی این گونه. سومین علم بحث منطق تفسیر متن است که منطق تفسیر متن، توسعه یافته ی همان مباحث الفاظ و اصول است. در اصول به یک باره طلبه مواجه می شود به یک امر و نهیی، یک مطلق و مقیدی و عام و خاصی و این جور بحث ها. و احساس ما این بود که این نگاه کلان را به طلبه نمی دهد و طلبه هیچ وقت نمی داند چه شد که اصلا از امر و نهی شروع شده است؟، چرا از اینجا و باید از این پنج عنوان بحث شود؟ ما منطق تفسیر متن را تاسیس کردیم، تا این نگاه را که یک نگاه منطقی و ضابطه مند به صفر تا صد تفسیر داشته باشد. مثلا فرض کنید می گوید که در مقام تفهیم و تفهم پنج عنصر: گوینده، شنونده، متن، معنا و قرائن تاثیر دارند و این ها یک سری ضوابطی هم هر کدام دارند، که وقتی طلبه این ضوابط را می خواند یک نگاه کلان و جامعی به بحث تفسیر پیدا می کند، که در اینجا مشخص می شود که چقدر بحث های تفسیری در اصول ما نیست و نبودنش چه آسیب هایی را در مقام استنباط به ما می زند. یک علوم دیگری که کاملا نو هست بحث ادبیات دین است و ما معتقد بوده ایم که دین از آن جهت که نگاه های تربیتی و اهداف تربیتی داشته است از این جهت یک روش و ادبیات خاصی را هم تولید کرده است، به همین خاطر ما وقتی قرآن را می خوانیم، احساس اینکه یک کتاب حقوقی می خوانیم به ما دست نمی دهد و در روایت باب فقهی آن را هم که می خوانیم احساس کتاب حقوقی به ما دست نمی دهد، اما رساله های ما حالت حقوقی دارد. و فقها نیز ادبیات علمی را بر ادبیات تربیتی قالب کرده اند. ولی در ادبیات روایات و آیات آن جنبه ی تربیتی است که مهیمن و مسلط بر بحث های علمی است و ما گفتیم که این باید روشن شود و آمدیم اشکال روش تربیتی شارع در القاء مطالبش را بیان کردیم و مثلا شارع وقتی می خواهد یک امر حرامی را انذار کند، در چه قالب هایی گفته است؟ و وقتی می خواسته تبشیر کند، در چه قالب هایی گفته است؟ و هر کدام چه لوازم فقهی دارند؟. مثلا انذارهایی که به بلاهای دنیوی داشته است چه معنایی داشته است و به چه دلیل؟ همینطور ما سوال را برعکس کردیم، مثلا ما الان در اصول می خوانیم که امر و نهی دلالت بر وجوب می کند یا نه. ما اینگونه گفتیم که امام وقتی می خواستند معنای وجوب را با چیزی منتقل کند، از چه الفاظی استفاده می کرده است؟ و شما یک دفعه دایره ی لفظیتان می رسد به ده بیست لفظ و این باعث می شود که قدرت تفسیر طلبه ها از متون دینی بسیار افزایش پیدا کند. همین طور ما تاریخ فقاهی را هم داریم که کلیاتش آماده شده است و اما به تولید کامل نشده است و تاریخ فقاهی هم مانند کلام فقاهی مطلق تاریخ نیست، چطور که او منطق کلام نبود. بلکه نگاهش این است که عنصر زمان و مکان که حضرت امام نیز به آن تاکید داشتند، که معمولا مورد غفلت است و اکثرا کسانی که عنصر زمان و مکان را مطرح می کنند، نظر به تغییرات زمان و مکان خودشان و ضرورت شناخت اقتضاعات زمان و مکان خودشان  مد نظر دارند. در حالیکه شما وقتی می توانید عنصر زمان و مکان را در اجتهاد دخالت دهید که اولا بفهمید که در زمان صدور روایات و نزول آیات چه شرایطی بوده است که این بیانات را ایجاب می کرده و بعد بشناسید اقتضائیات زمان خودتان را تا بتوانید آن حکم کلی را خلع کنید از لباس زمان و مکان هزار و چهارصد سال پیش و بپوشانید به شرایط جدید. لازمه ی این مطلب این بود که ما یک تاریخ فقاهی داشته باشیم، تا تاریخ قبل از اسلام تا زمان غیبت کبری را تحلیل کنیم، تا بفهمیم چه عناصری از حیث فرهنگی، سیاسی، علمی، اقتصادی و جغرافیایی این ها در شکل گیری احکام و القای احکام تاثیر داشته اند و خروجی این کار این می شود که طلبه هایی که این درس ها را می گذرانند، ثمره اش این می شود که قدرت تحلیلشان از بحث های دینی فوق العاده بیشتر می شود. گذشته از این که زمان رسیدن به اجتهاد و زمان اینکه بتوانند این قدرت را پیدا کنند، خیلی کوتاه تر می شود. عمده سر اینکه ما بین پنجاه تا شصت طلبه داریم همین است زیرا نه موسسه ی ما جذابیت مالی برای دوستان دارد، نه به آن ها مدرکی می دهیم و نه خودمان معروف هستیم، عمده جهتش این است که طلبه هایی که به اینجا آمدند و با بحث ها آشنا شدند، احساس کردند می توانند آن عمر از دست رفته شان را که احساس می کنند از آن نتیجه ای نگرفته اند، در اینجا جبران کنند و با توجه به اینکه حضرت عالی در مسئولیت های مختلفی بوده اید و چیزهایی را که ما بعضا از دور می دیدیم، شما از نزدیک تجربه کرده اید از این جهت دوست داشتیم که حضرت عالی در این موضوعاتی که گفته شد اگر صلاح دیدید، هم بخش دوم که تمدن سازی اسلامی است که نگاه این است که همه ی این ها که اتفاق بیفتد ما وارد می شویم در عرصه ی تمدن سازی، که اگر توضیحات و رهنمون هایی داشته باشید در این رابطه در اختیار شما هستیم.

درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)