منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اين حوزه کمر نظام را دارد می شکند!
قسمت دوم مصاحبه ی استاد اکبرنژاد به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)

اين حوزه کمر نظام را دارد می شکند!

 قسمت دوم مصاحبه ی استاد اکبرنژاد به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)، با محوریت اندیشه های امام خمینی

*تهیه این فقه جامع تمدنی وظیفه چه کسی است؟ شما اول بحثتان یک اشاره ای به حوزه علمیه داشتید. آیا این وظیفه بر عهده علماء و فضلای حوزه قم است؟

من نظرم  این است که در حکومت اسلامی هر کاری که بکنید، آخرش هم می خورید به حوزه. جهت آن هم قید «اسلامیت» در جمهوری اسلامی است. یا نگویید حکومت اسلامی است یا مسئولیت آن را بپذیرید. مثلا زمان پیغمبر(ص) اگر حکومت اسلامی است، نمی توانیم هیچ کاری را به ایشان نسبت ندهیم!! وقتی شما می گویید «حکومت اسلامی» واضح است هرجا که بروید آخرش به حوزه می خورید. مصیبت و غربت انقلاب ما این بود که حوزه ی عملا سکولار پشتوانه انقلاب ما شد. حوزه ای که افتخارش این بود که عبایش را روی سرش بکشد و از هیچ چیز خبر نداشته باشد، چنین حوزه ای پشتوانه یک انقلاب عظیم شد. خود این حوزه که در اولیات فقه خودش گیر کرده است! وقتی می خواهد یک معاطات را حل کند، پدر طلبه را در می آورد! وقتی می خواهد حجیت خبر ثقه را اثبات کند، یک سال طلبه را معطل می کند. آیا این حوزه می تواند علوم انسانی تولید کند؟! حوزه اصلا دغدغه اش را ندارد. مشکل امثال بنده با برخی آقایان همین است.

ما حوزه را از زاویه امام نگاه می کنیم و ظرفیت هایش را می سنجیم؛ ولی او دارد از درون دره نگاه می کند! درون دره ایستاده و به اعتراض ما با تعجب می نگرد و می گوید:«مگر حوز قرار بود چه کار کند که نکرده؟! این همه طلبه ایام تبلیغ می روند در روستاها و شهرها تبلیغ می کنند. در قم هم که درس ها اینقدر باشکوه دارد برگزار می شود!» این آدم اصلا تعجب می کند که مگر حوزه چه مشکلی دارد که شما دارید داد می زنید؟! مشکل ما با جریان تحجر همین است. از نظر آنها، ما افراطی هستیم. چرا؟ چون افق دیدمان با هم فرق دارد. یکی دارد از روی قله نگاه می کند و یک دامنه بسیار وسیعی را می بیند؛ ولی دیگری دارد از ته دره می نگرد و چهار تا درخت می بیند. این دو تا دیدگاه چطور می توانند با هم تفاهم کنند؟! هرچقدر ما خود سانسوری می کنیم، آخرش هم افراطی می شویم!

حوزه نه توانسته نقشه تمدنی طراحی کند و نه توانسته نیروی لازم برای اجرا و پیاده کردن آن نقشه را تربیت نماید. البته حوزه یک بخش کار است.

*یعنی بخش های دیگر هم دخیلند؟

قطعا. تا وقتی نهادهای انقلابی قبول نکنند که عمده مسئولیت با آنهاست، این انقلاب، اسلامی نمی شود. یعنی نهادهای ذاتا انقلابی اولین متولیان مسائل و اولین مقصرها هستند. ما مشکلمان الآن این است که نقد درون گفتمانی مان خیلی ضعیف است و همه اش داریم رقیب را می زنیم.

پس حوزه یک طرف اصلی این موضوع است. البته نقش حوزه، مسئولیت سازمان های انقلابی دیگر مثل صدا و سیما را کم نمی کند. این نیست که آن نهادهای انقلابی هم هیچ چیزی نمی دانستند و منتظر حوزه بوده اند! خیر! آنها هم یک حداقل هایی را می دانستند؛ ولی حال حرکت نداشتند. وگرنه بعضی چیزها خیلی واضح است. مثلا فرش قرمز می اندازند که خانم بازیگر از روی آن عبور کند. خطا بودن این کار را نمی دانند؟ نمی فهمند که چطور دارند الگوسازی می کنند؟ حتما می دانند! مثلا در صدا و سیما آیا نمی شد یک سری خطوط قرمزی تعیین شود که حداقل بعضی اتفاقات نیفتد؟ درست است که کار اصلی بر عهده حوزه است ولی حداقل ها را که این نهادها می دانستند.

ما برای نجات انقلاب یک گزینه بیشتر نداریم؛ و آن این است که حوزه را متحول کنیم. این حوزه کمر نظام را دارد می شکند. چون ما با اسم اسلام جلو آمدیم ولی عقبه نداریم. وسط میدان ماندیم و همه دارند ما را می زنند ولی ما عقبه نداریم. برای همین است که من تنها امیدم به حوزه است که بتواند برای انقلاب کاری بکند.

*حوزه مادر انقلاب است ولی نسبت به این انقلاب نامهربان است. راهکار اینکه این مادر را نسبت به این فرزند مهربان و دلسوز کرد چیست؟ به تعبیری پدر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) بودند که این انقلاب را در دامان این مادر (حوزه) گذاشتند. اما این مادر مهربان نیست. چطور می شود این مادر را نسبت به فرزندش مهربان کرد؟

من کوتاه عرض کنم. تا وقتی که تحجر در این حوزه هست و خاستگاه اصلی حوزه، تحجر است، مشکل ما با این حوزه حل نمی شود. یعنی ما حتما باید به این تحجر ضربه بزنیم. حالا اصلا فرصت نیست که در این مورد صحبت کنیم و مصاحبه ای جدا می طلبد. شما فکر میکنید اینکه بنده روی بسته اجتهادی دست گذاشته ام اتفاقی بوده است؟! این زوائد علم اصول مگر چیست که من آن را رها نمی کنم؟ این دقیقا جایی است که آخر قدرت متحجرین همین جاست. لذاست که من اینجا را دست گذاشته ام و رها نمی کنم. من معتقدم که نیروهای انقلاب باید بسته اجتهادی خودشان را تولید کنند. ما تا وقتی که در فهم دینن وامدار متجرین هستیم، روزمان بهتر از این نخواهد شد. بزرگترین شاهد مثالش هم همین ۳۸ سال انقلاب است. حوزه در این ۳۸ سال برای انقلاب چه کردهه است؟ این همه موسسه در قم زدیم. چقدر تغییر اتفاق افتاده؟!

ما در فهم دین هنوز وابسته به جریان تحجر هستیم. تا بخواهیم حرفی بزنیم، سریع می گویند فقیه نائینی اینطور گفته. شما هم مجبوری عقب نشینی کنی! چون معتقدی که تو در فهم دین وابسته به آنها هستی.

همین هاست که پدر امام و آقا را در آورده است. ما باید این حربه را از دست جریان تحجر بگیریم. ما باید نشان بدهیم که شما در خود همین اصول هم ضعیف هستید. می خواهیم به آنها نشان دهیم که این اصولی که اینقدر اصرار دارید چقدر مشکلات جدی دارد؛ از طرفی زوائد دارد؛ از طرف دیگر کمبود دارد و از طرفی هم روش آن در برخی جاها نادرست است. و البته خیلی از بچه های انقلابی متوجه نشده اند که چرا اکبرنژاد روی اصول دست گذاشته و ول کن نیست. چون زبان آن جریان متحجر همین اصول است و این را می فهمد. حالا شما برو اینقدر حرف سیاسی بزن؛ لشگر راه بنداز و حرف های تمدنی بزن. کک آقایان هم نمی گزد! می گویند برو هرکاری دلت می خواهد بکن! ولی این حوزه مال من است!

ما هم که نمی خواهیم در حوزه انشقاق ایجاد کنیم و یک حوزه موازی این حوزه بزنیم! من جوانیم را در همین راه گذاشتم تا این حربه را از دست متحجرین بگیرم و نشان دهیم که ما نیروهای انقلابی می توانیم اصول و فقه خودمان را داشته باشیم و به آنها نشان دهیم که همین اصول در خاستگاه خودش هم چقدر اشتباهات زیادی دارد. اگر این تضعیف شد، جریان تحجر قدرت علمی اش را از دست می دهد و تازه ما می توانیم نفس بکشیم.

◼️خبرگزاری خط امام

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

1 دیدگاه در “اين حوزه کمر نظام را دارد می شکند!

  1. قاسمی گفت:

    خدا شما را برای اسلام و انقلاب حفظ کند تا بتوانید به این متحجرین حیات بدهید.

    ۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)