منو
خانه / اطلاع رسانی / مصاحبه ها و دیدار ها / آیت الله مؤسس، پدر حوزه علمیه قم
مصاحبه اختصاصی با استاد اکبرنژاد

آیت الله مؤسس، پدر حوزه علمیه قم

به مناسبت سالروز تاسیس حوزه علمیه قم توسط آیت الله العظمی حائری یزدی(ره) در سوم فروردین ماه سال۱۳۰۱ هجری شمسی، مصاحبه ای اختصاصی با استاد اکبرنژاد مدیر مؤسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی ترتیب داده شده است که در ادامه تقدیم می گردد.

لطفا پیرامون شخصیت آیت الله عبدالکریم حائری(ره) و تاسیس حوزه علمیه قم توضیحاتی را ارائه بفرمایید:

بسم الله الرحمن الرحیم. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که در آخرالزمان علم از کوفه –منظور نجف است- جمع می شود؛ همانگونه که مار در لانه ی خود جمع می شود و دوباره از قم سر در می آورد و بقدری دامنه پیدا می کند که کل عالم از این علم بهره مند می شوند.

همچنین وارد شده است: مردم قم قبل از قیام حضرت مهدی(عج) بر تمام عالم اتمام حجت می کنند. تعبیری که در این روایت آمده است جالب است: «ذلک عند قرب ظهور قائمنا»[۱]

این نشان می دهد که قم در آخرالزمان و در جریان ظهور حضرت ولی عصر(عج) نقش آفرین خواهد بود. از این منظر می توان به زندگی شیخ عبدالکریم حائری(ره) نگریست؛ این مرد بزرگ با توفیق الهی توانست مؤسس چنین حوزه ای در آخرالزمان باشد. حوزه علمیه ای که بعدها از دل آن صدها بلکه هزاران فقیه درآمد و مهم تر از همه اینکه بعد از ۱۴۰۰ سال، منشأ و پایه گذار حکومت اسلامی شد. این کار عظیم توفیق بزرگی بود؛ حتی می توان گفت اگر تنها همین مسئله در کارنامه ی ایشان بود، برای درک بالاترین مقامات معنوی و نیل به اشرف درجات بهشت کافی بود.

مرحوم حائری(ره) از نظر شخصی انسانی بسیار متواضع بوده است. حضرت امام(ره) در کتاب چهل حدیث خود درباره ی ایشان نقل می کند که بقدری متواضع بودند که حتی با طلاب جوان هم مزاح می کردند؛ با آن ها همسفره می شدند؛ حتی با خادمین خود همسفره می شدند. همچنین در مصرف وجوهات بسیار محتاط بودند؛ همواره رسیدگی به فقرا را مد نظر داشتند. ایشان بیمارستان سهامیه قم را تاسیس کردند و بانی شدند برای ساخت بیمارستان فاطمی. در سال ۱۳۱۳ ه.ش که سیل سختی در قم آمد با جدیت ورود کردند و موجب خدمات گسترده به مردم شدند.

از نظر علمی ایشان شاگرد اختصاصی مرحوم آخوند(ره) و هم بحث مرحوم نائینی(ره) بودند. یکی از امتیازات فوق العاده ی علمی ایشان این است که در علم اصول خیلی عنایت داشتند به مفید بودن مباحث. ایشان در ابتدای دررالفوائد –که یک دوره ی موجز اصول است- می فرمایند:

لمّا صنّفت في سالف الزمان تصنيفا شريفا و تأليفا منيفا في علم الاصول، و أودعت فيه غالب مسائلها المهمّة، مراعيا فيه غاية الإيجاز و الاختصار، مع التوضيح و التنقيح ببيانات شافية و عبارات وافية، بحيث يكون سهل التناول لطالبه، مجتنبا عن ذكر ما لا ثمرة فيه و سمّيته ب «درر الفوائد»[۲]

ایشان می فرماید اغلب مسائل ارزشمند اصولی را با رعایت اختصار و ذکر توضیحات کافی در این کتاب وارد کردم؛ بگونه ای که برای طالب آن سهل التناول باشد؛ همچنین از ذکر مسائل بی فایده و فاقد ثمره اجتناب کردم.

یکی از اتفاقات جالبی که در حوزه قم –ظاهرا بصورت اتفاقی- رخ داده، این است که حوزه علمیه قم همواره متن محور بوده است بخلاف حوزه علمیه نجف. قم در زمان حضرات اهل بیت(ع) پایگاه علمی بوده است. در زمان غیبت صغری، حسین بن روح کتابی حدیثی به نام التکلیف می نویسد و برای علمای قم ارسال می کند تا در تایید یا رد آن ابراز نظر کنند. قم به عنوان یک پایگاه حدیثی و متن محور شناخته شده است. بعد از حدود ۱۲۰۰ سال که پایگاه علمی قم، جان تازه ای می گیرد -با وجود اینکه مرحوم حائری شاگرد مکتب نجف است- باز همان روحیه ی متن محوری بر آن حاکم است. لذا متن محوری مرحوم حائری باعث می شود اصول را بصورت موجز تالیف کنند و همت خود را بیشتر صرف متن کنند؛ همین باعث می شود مسائل زائد اصولی جایی در مکتب او نداشته باشد، فی المثل در بحث استصحاب پس از ذکر مباحث لازم می گویند مابقی مباحث غیر ضروری است؛ لذا از بیان آن پرهیز می کنند.

بعد از ایشان آیت الله بروجردی(ره) نیز همین روند را دارند. آیت الله بروجردی(ره) نه تنها اعتقادی به اصول گسترده نداشتند بلکه معتقد بودند علم اصول متورم شده است. ایشان تنها یک دوره علم اصول گفتند که ماحصل تقریرات آن، تهذیب الاصول شد؛ یعنی خود ایشان مستقیما کتابی اصولی ننگاشتند. ایشان بیشتر به کار حدیثی پرداختند که کتاب جامع احادیث شیعه یکی از برکات ایشان است.

لطفا بفرمایید توجه حضرت آیت الله حائری(ره) به مسائل جاری جامعه چگونه بود؟

ایشان نسبت به مسائل جاری دنیای اسلام، به هیچ وجه بی تفاوت و بی توجه نبودند؛ فی المثل با رونق ارتباطات کشورهای اسلامی و غیر اسلامی لازم دیدند زبان های خارجی به طلاب تدریس شود تا در بلاد غیر اسلامی هم، تبلیغ اسلام جریان یابد. این مسئله نشان از دوراندیشی و ژرف نگری ایشان دارد؛ گرچه متاسفانه نقل شده است که بازاری های تهران که افرادی متنسک اما متحجر بودند مانع این امر شدند و گفتند ما از شما حمایت نمی کنیم که زبان اهل کفر را به طلاب آموزش دهید. همین امر موجب شد ایشان نتوانند این امر را به ثمر برسانند. در واقع ایشان در فضایی که این موارد بسیار قبیح شمرده می شد دید باز و فکر روشنی داشتند. این موارد برای امروز ما اسوه و الگوست. حضرت امام(ره) در تشریح فضای آن روز و نوع نگاهی که به حوزه علمیه بود می فرمایند:

«به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد و الّا عالم سيّاس و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‏اى زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه‏ ها بود كه هر كس كج راه مى‏ رفت متدين تر بود. ياد گرفتن زبان خارجى، كفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرك بشمار مى‏ رفت. در مدرسه فيضيه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از كوزه‏ اى آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند، چرا كه من فلسفه مى‏ گفتم. ترديدى ندارم اگر همين روند ادامه مى ‏يافت، وضع روحانيت و حوزه‏ ها، وضع كليساهاى قرون وسطى مى‏شد كه خداوند بر مسلمين و روحانيت منت نهاد و كيان و مجد واقعى حوزه‏ ها را حفظ نمود.»[۳]

اگر آن خطی که مرحوم آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، قصد پی ریزی آن را داشت ادامه می یافت، وضع امروز ما بسیار متفاوت بود.

همین نکته ها مثل اینکه طلبه را نباید زیاد درگیر اصول فقه کرد و باید او را وارد متون (آیات و روایات) کرد، واقعا می تواند منشأ یک تحول در حوزه های علمیه باشد. ما الان در حوزه علمیه قم اصول هایی داریم که فراگیری آن ۱۸ یا ۲۰ سال به طول می انجامد! کتب اصولی داریم که مجلدات آن فراتر از ۲۰ جلد است. خوب است که ما این مطلب یا توجه به تبلیغ بین الملل که ایشان عنایت خاصی بدان داشتند را الگوی خود قرار داده و از آن برای امروز حوزه علمیه درس بگیریم و از فرصت هایی که انقلاب اسلامی در اختیار حوزه علمیه قرار داده، نهایت استفاده را ببریم.

به طور کلی ارزیابی شما از عملکرد سیاسی ایشان چگونه است؟

مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی(ره) واقعا خدمات بسیار وافری دارند بیش از آنکه امثال بنده بتوانند آن را درک کنند و اگر نکاتی گفته می شود ابدا به معنای تنقیص این عالم وارسته و شیفته ی اهل بیت(ع) نخواهد بود؛ بلکه صرفا در مقام تحلیل، آن هم بر اساس معلوماتی که به ما رسیده است هستیم. آنچه که واقعیت زندگی ایشان نشان می دهد این است که ظاهرا فعالیت جدی سیاسی نداشتند. البته ایشان در یکی از مقاطع حساس و پرپیچ و خم تاریخ معاصر زندگی می کردند. وقتی در نجف تدریس داشتند دقیقا کوران تقابل مشروطه خواهی و مشروعه خواهی بوده است. مرحوم سید کاظم یزدی(ره) به دنبال مشروطه ی مشروعه بودند و مرحوم آخوند(ره) سردمدار مشروطه خواهی بودند. مرحوم آیت الله عبدالکریم حائری یک شخصیت بزرگ و استاد عالی حوزه علمیه نجف بودند؛ با این حال برای اینکه وارد این دعواها نشوند یک درس از کتاب مرحوم سید کاظم یزدی(ره) تدریس می کردند و یک درس از کتاب مرحوم آخوند(ره). بعد از آن با دوران رضاخان مواجه می شوند. آنچه ظاهر امر است این است که ایشان در مباحث سیاسی ورود نکردند و همچنین اجازه هم نداند حوزه علمیه در این مسائل ورود کند.

تحلیل شما از این روندی که ایشان اتخاذ کرده بودند چیست؟

اگر بخواهیم به تحلیل این مسئله بدون رویکرد توجیهی بپردازیم باید گفت دو تحلیل در این باره وجود دارد. عده ای قائلند چون حوزه علمیه قم جدید الاحداث بود و هنوز ریشه دار نشده بود، مرحوم آیت الله حائری(ره) تحفظ بر حوزه داشتند؛ لذا نه اینکه سیاست نداشتند بلکه سیاست ایشان در صیانت از حوزه علمیه نوپای قم بود. حوزه علمیه قم تنها ۱۹ سال داشت و بسیار در معرض آسیب بود. برخی دیگر بر این عقیده هستند که ایشان از اساس شخصیتی سیاسی نبودند و کار سیاسی هم نکردند. این عده شواهدی نیز بر مدعای خویش اقامه می کنند؛ مثل اینکه در حوادث دهه ی سوم و چهارم قرن چهارهم حوادث بسیاری وجود داشته، مثل جنگ جهانی اول که منجر به حضور بیگانگان در کشورهای اسلامی شد یا اعتراض به سیاست حاکمان مثل قیام مشروطه و ….؛ در چنین حوادثی شاهد علمایی هستیم که بصورت جدی وارد جریانات سیاسی می شوند و اعلام موضع می کنند؛ مثل مرحوم سید کاظم یزدی(ره)، مرحوم آخوند(ره)، میرزای نائینی(ره)، مرحوم طباطبایی(ره)، مرحوم بهبهانی(ره) و دیگران. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری(ره) در نجف حتی شاگرد مرحوم شیخ فضل الله نوری(ره) نیز بوده است. مرحوم شیخ محمدتقی شیرازی(ره) (یکی از مبارزین علیه استعمار انگلیس در عراق) از دوستان و هم بحثی ایشان بود. با این وجود در هیچ یک از این حوادث سیاسی نامی از ایشان در نامه نگاری ها و وقایع دیده نمی شود؛ لذا طبق تحلیل دسته دوم از اساس هیچ میانه ای با سیاست نداشته اند.

در قضایای رضاخان نیز نکته هایی وجود دارد. مقارنت حضرت آیت الله حائری(ره) با دوره ی رضاخان به سه دوره تقسیم می شود: ۱- سردار سپهی ۲- رئیس الوزرایی ۳- اوایل سلطنت رضاخان.

در دوره ی اول که رضاخان سعی در تحفظ ظواهر داشته و با شگردهای منافق گونه عمل می کرده است؛ بر این اساس رابطه ی بدی بین رضاخان و آیت الله حائری(ره) نبوده است. حتی رضاخان خود را مقلد ایشان معرفی می کند. ایشان هم در این دوره ظاهرا وی را تایید می کنند و بعید نیست این تایید، تاثیراتی در تثبیت وی داشته باشد؛ چرا که تایید یک مرجع تقلید جایگاه مهمی در اجتماع آن روز داشت. کما اینکه مرحوم نائینی، اصفهانی و شیخ عبدالکریم حائری(ره) پس از ملاقات با رضاخان، نامه ای در نفی جمهوریت می نویسند که طبق تحلیل مورخین نتیجه ی آن به نفع رضاخان تمام می شود؛ البته غرض علما جز خیر و صلاح نبوده و مکر و خدعه رضاخان و تقدس مآبی وی موجب این امر شده است.

در دوره ی دوم مناسبات بین آیت الله حائری(ره) و رضاخان نه حسنه بوده و نه تیره. اتفاقاتی در این دوره رخ داد که مرحوم آیت الله حائری بیشتر سعی در حفظ بی طرفی یا میانجی گری داشتند. بطور مثال حاج آقا نورالله اصفهانی با بحث نظام وظیفه ی اجباری شدیدا مخالفت می کند؛ اما ایشان در این قضیه ورود نمی کنند. در قضیه متحدالشکل شدن لباس مردان نیز ایشان نسبتا حالت بی طرفانه ای اتخاذ کردند. در مسئله ی اجباری کردن امتحان طلاب برای ملبس شدن به لباس روحانیت نیز ایشان برخورد محکمی با رضاخان نداشتند.

در دوره ی سوم، پادشاهی رضاخان تثبیت شد و کار به کشف حجاب کشید؛ که مصادف با آخرین سال حیات گرانقدر آیت الله حائری بود. در این قضیه رابطه ی ایشان با رضاخان به شدت تیره شد و ابراز مخالفت کردند؛ ایشان در ۱۱ تیر ۱۳۱۴ تلگرافی به رضاخان زدند مبنی بر اینکه اوضاع بر خلاف مبانی شرع است و رضاخان موظف است جلوی این قضایا را بگیرد. البته مردم را تشویق و تهییج به شورش نکردند؛ شاید بدان خاطر بوده است که این کار را با وجود قدرت رضاخان و حمایت قدرت های استعماری از وی، بیهوده می دانستند. همچنین بنظر می رسد علت عدم ورود ایشان در بسیاری از مسائل، نگرانی ایشان برای حفظ حوزه ی علمیه نوپا و نو تاسیس قم بوده است. مرحوم حضرت امام(ره) نیز در خاطره ای می گویند: من وقتی طلبه ی جوانی بودم دیدم که رضاخان با چکمه وارد اتاق آیت الله حائری(ره) شد و این جزء تلخ ترین خاطرات عمر من هست. این قضیه مربوط به اواخر عمر ایشان است که ایشان عملا خانه نشین شدند و به تعبیر برخی،  بعد از قضیه کشف حجاب از غصه دق کردند.

در پایان، به پاس سفره ی پربرکتی که به همت مرحوم حائری یزدی در شهر مقدس قم پهن شده است به روح بلند ایشان  درود و صلوات می فرستیم و از خداوند متعال علو درجات ایشان را مسئلت می کنیم  و دعا می کنیم که حضرت حق، ما را ادامه دهنده ی راه تمامی علمای صاحب اثر درگذشته قرار دهد، و به ما توفیق دهد از فرصت بی نظیری که  انقلاب اسلامی برای پیشبرد اهداف اسلام در اختیار حوزه های علمیه قرار داده است نهایت بهره لازم را ببریم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

[۱] عَنِ الصَّادِقِ ع‏ أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يأزر [يَأْرِزُ] عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تأزر [تَأْرِزُ] الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ‏ عِنْدَ قُرْبِ‏ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ ع وَ يَسِيرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَى الْعِبَادِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا يَنْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْكَارِهِمْ حُجَّةً.(بحار الأنوار (ط – بيروت)؛ ج‏۵۷؛ ص۲۱۳)

[۲] دررالفوائد(طبع جديد)؛ ص۳۱

[۳]  صحيفه امام، ج‏۲۱، ص: ۲۷۹ (منشور روحانیت)

درباره نویسنده

مدیر سایت مدیر سایت
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)