منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اخبار / گزارش تفصیلی جلسه دوم «شرح و تفسیر منشور روحانیت»
پردیسان، مسجد حضرت زینب(س) 11/ 06/ 96

گزارش تفصیلی جلسه دوم «شرح و تفسیر منشور روحانیت»

گزارش تفصیلی از جلسه دوم «شرح و تفسیر منشور روحانیت»

استاد محمدتقی اکبرنژاد، در دومین جلسه از سلسله جلسات تفسیر «منشور روحانیت» حضرت امام خمینی(ره)، ابتدا به جریان ضد امام بعد از فوت ایشان اشاره کرد و گفت: بعد از امام، جریان قدرتمندی شکل گرفت تا ایشان را به حاشیه براند و از ذهن ها پاک کند. به طور کلی سخنان امام، در دو زمینه است: یک. فضای سیاسی. دو. حوزه علمیه. اهمیت زمینه دوم بیشتر از زمینه اول است؛ چون خاستگاه ایشان حوزه علمیه بود. وظیفۀ حوزه این بود که ارتباط خود را با امام و فکر ایشان حفظ کند، اما با یک حساب ساده سرانگشتی می توان حدس زد که امروز چقدر حوزه علمیه با این فکر نزدیک است. چنانچه حضرت آقا در ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب، از انقلاب زدایی در حوزه اعلام نگرانی کردند؛ یعنی بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب، جای آنکه انقلاب و تفکر امام در حوزه پر رنگ تر شده باشد، کم رنگ شده و رهبری احساس خطر می کنند.

وی در اهمیت منشور روحانیت گفت: ۳ اسفند ۶۷، این منشور منتشر می شود که حدود ۳ ماه تا فوت امام فاصله است. امام این منشور را در حالی می نویسند که به یک پختگی کامل رسیده اند؛ یعنی حوزۀ قبل از انقلاب را دیده؛ یک جریان انقلابی ۱۵ ساله را لمس کرده؛ در بطن حاکمیت قرار گرفته و به عنوان اولین فقیه شیعی توانسته با تمام وجود همۀ ابعاد عملیاتی دین را درک کند و در بحران جنگ تحمیلی قرار داشته است. انتظار می رفت، مسئولان حوزه این منشور را با این مختصات، به عنوان یک ماده درسی قرار دهند. طلبه وقتی وارد حوزه می شود، باید با تفکر امام آشنا شود، تا روح و فکر امام همیشه در حوزه حی و حاضر باشد. اما اکنون ما چند دور این منشور را مطالعه کردیم؟ اینکه روحانیت از امام فاصله گرفته، اصلا طبیعی نیست.

مدیر مؤسسه فقاهت و تمدن سازی در ادامه به تبیین محورهای کلی منشور پرداخت و گفت:  امام در قالب منشور، دو جریان را به جد نقد می کند و از دل این دو، جریان روحانی انقلابی اصیل را نتیجه می گیرد. جریان اول، نقد روشنفکران قبل از انقلاب و نحوۀ تعامل آنها با حوزه است. گاهی از سایه ای که امام در ذیل آن مطالبش را بیان می کند، غفلت می شود. جریان دوم، نقد جریان های درون حوزوی مانند متحجران و حجتیه است. جریان سوم، تفسیر امام از روحانیت اصیل است.

وی در تبیین جریان روشنفکری و ارتباط آن با روحانیت گفت: جریان های روشنفکری مانند شریعتی ها، نظریه اسلام منهای روحانیت را  به جد دنبال می کردند. تاخت و تاز وحشتناک به روحانیت داشتند و دنبال این بودند که بگویند روحانیت صلاحیت تولی دین مردم را و تفسیر دین را ندارد. حتی در آثار جلال آل احمد و بسیاری از رمان نویس های قبل از انقلاب که روشنفکر هستند، تقریبا رمانی را پیدا نمی کنید که از شرمندگی روحانیت درنیامده باشند، مانند رمان زیبا، شیخ و فاحشه، نون و القلم که چقدر بد ورود می کند به مساله روحانیت. دکتر شریعتی در نواری که خودش در اواخر عمرش ضبط کرده، دردمندانه می گوید، از آخوند جماعت هیچ آبی برای شما گرم نمی شود. آنجا که می خواهد عالم دین را معرفی کند، می گوید، عالم کسی نیست که فقه و تفسیر خوانده باشد. بلکه عالم را یک فعال اجتماعی می داند و از این منظر به دین نگاه می کند.

وی در تبیین نگاه روشنفکران به روحانیت گفت: یکی از حرف های روشنفکران این بود که روحانیت را به عنوان  قشری که همیشه دست در دست سرمایه داری دارد، نشان دهند. چنانچه امروز در بسیاری از شهرها، حوزه ها در نزدیکی یا وسط بازار هستند، مثل حوزه طالبیه تهران که وسط بازار است. سِرَش این بود که بازاری های متدین، علما را دعوت می کردند و باعث هجرت علما بودند. مانند دعوت از آیة الله حق شناس و آیة الله خوانساری که امام می گفتند در عصمت ایشان شک دارم، نه در عدالت شان. هدف علما همکاری با سرمایه داری نبوده، بلکه دغدغۀ دین داشتند. هرچند که بعضا عیب هایی هم بوده و فقط انبیا هستند که بدون عیب هستند. نوعاً علما ساده زیست بودند. مانند حاج آقا بزرگ تهرانی که به درخواست مردم از میرزای شیرازی، به کنگاور می آیند و زندگی بسیار ساده ای داشتند. اما روشنفکران این جریان را کاریکاتوری کرده و طوری نشان می دادند که به نفع سرمایه داری و به ضد فقرا تبلیغ باشد. مثلا در مسأله ملکیت شخصی که اسلام قبول دارد و علما حمایت می کردند، باعث این شد که به نفع جریان سرمایه داری عمل می کند و فتوا می دهد. گویا روحانیت عیب سرمایه داری را می پوشاند.

محقق حوزه علمیه با اشاره به قسمتی از منشور گفت: در این فضاست که امام می فرمایند: علماى اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه داران و پول پرستان و خوانین نرفته ‏اند و همواره این شرافت را براى خود حفظ کرده ‏اند و این ظلم فاحشى است که کسى بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدى با سرمایه داران در یک کاسه است. و خداوند کسانى را که اینگونه تبلیغ کرده و یا چنین فکر مى‏کنند، نمى ‏بخشد. روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‏ اند و پس از کسب مقامات علمى و معنوى نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستى و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگى کرده ‏اند و هرگز زیر بار منّت و ذلت نرفته ‏اند. همچنین می فرمایند: خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان ازاعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین – علیهم السلام – سازگار نیست، دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است، تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور و انقلاب و روحانیت ما است که به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است. (صحیفه نور، ج۲۰، ص۳۴۱)؛ همچنین در جای دیگر می فرمایند: صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه گاه محرومان بوده است، همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده‌ اند. از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که بحق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارتها و تلخیهایی متحمل شده‌ اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعیدها، زندانها و اذیت و آزارها و زخم زبانها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده‌اند. (صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۵۷)

وی در تفسیر و تطبیق سخنان امام گفت: من می خواهم مطلبی را استفاده کنم که جزء نگرانی های امام بوده و ما امروز آنها را لمس می کنیم و با چشم خود می بینیم. امام می گویند، معاذالله که روحانیت علم حمایت از محرومیت را به دوش نکشد. شما نگاه کنید تاریخی داریم که علما به آن افتخار می کنند. تاریخ، کذب این ادعا که روحانیت با سرمایه داری بوده را تأیید می کند. اما این سؤال را صریح می پرسم: واقعا وضعیت امروز حوزه همان است که قدیم بوده؛ یعنی باز هم پناه جامعه هستیم، تا هروقت از جایی ناامید می شوند، به ما پناه بیاورند؟ آیا این ارتکاز وجود دارد که روحانیت زاهدانه زندگی می کند؟

استاد اکبرنژاد با اشاره به اهمیت زهد در زندگی طلاب گفت: این فضل من و شما نیست که در قم زندگی کنیم و در حالیکه به جایی دسترسی نداریم، زاهدانه باشیم. زهد وقتی مهم است که اگر دستمان به جایی رسید، در خط امام بوده و زاهدانه باشیم. چندوقت پیش به جماران رفتم اما در کنار بیت امام ساختمان های عجیبی بود که مربوط به هم لباسی های ماست. این خطر تا آنجاست که حضرت آقا در درس گفتند، طلبه با ماشین ۲۰۰ میلیونی به درس می آید. در تهران چیزهایی را دیدم که واقعا ترسیدم. مردم و محرومین جامعه از روحانیت فاصله گرفتند. دیگر احساس نمی کنند که من و شما از ایشان باشیم و حمایت شان کنیم. اتفاقا در بالای شهر احساس می کنند که از آنهایید. اما در پایین شهر اینطور نیست. این اوضاع، یعنی مرگ روحانیت.

وی با اشاره به توجیه اشتباه برخی طلبه ها در مسائل رفاهی گفت: از سویی طلبه توجیه می کند و حدیث می خواند که حضرت علی(ع) فرمودند: سعادت در سه چیز است. خانه وسیع، مرکب خوب و همسر خوب. اما آیا خانه وسیع یعنی هر خانه ای در برخی مناطق و با هر وسعت که باشد، هرچند اکثرا این نعمت را نداشته باشند، یا اینکه عالم شیعی باید تلاش کند که همه مردم به این سعادت برسند. عمامه علم دین است و باید به آداب آن پاینبد بود. اگر کسی نمی تواند پای­بند باشد، لباس را کنار بگذارد. مردم درباره حضرت علی(ع) چگونه فکر می کنند؟ آیا علی هم اینچنین خانه ای داشت؟ چرا از کار اقتصادی علی(ع) گلایه نداشتند، اما از کار ما گلایه داشتند؟ سرّش در این است که علی(ع) وقتی در عربستان چاه می زند، قبل از اینکه دست و چهرۀ خود را پاک کند، آن را وقف ایتام می کرد. اما مسأله این است که مردم می بینند، مثلا طلبه مرغداری زده، ولی چیزی گیر او نمیاد، بلکه ماشین آخوند گران تر می شود. سرمایه روحانیت اعتماد مردم است. همین اعتماد هزار ساله بود که باعث انقلاب شد. اگر این سرمایه را با عمل خود بسوزانیم، دیگر چیزی نخواهیم داشت.

محقق حوزه علمیه با ضروری دانستن زهد برای مسئولان و مدیران حوزه خاطر نشان کرد: از الان باید توجه کنیم و بهانه به دست رقیب ندهیم. نشود که بگویند، اینکه قبل از انقلاب زاهدانه بودند، چون دسترسی نداشتند وگرنه مثل بقیه هستند. ما باید این را تمرین کنیم که حوزه ما الگو باشد. نباید اینطور باشد که فقط نماز بخواند و برود. این خطری است که امام گوشزد می کند و از الآن باید به فکرش باشیم.

وی با اشاره به روایات و سیرۀ علما در زهد و ضروری دانستن آن برای مسئولان و مدیران گفت: در خاطرات حضرت آقا خواندید که قبل از انقلاب چقدر فقیرانه زندگی می کردند. مثلا قالیچه جهیزیه را می فروشند و ۱۴ گلیم می خرند. دو تا برای خود برمی دارند، و بقیه را میان شاگردان تقسیم می کنند. یکی از اسرار تربیتی که ائمه(ع) به ما گفتند، حتی در اوج فقر صدقه بدهید، این است که به فکر فقیران بدتر از خود باشیم. یعنی اگر مدیر یا استاد هستم، به فکر فقر طلبه ها باشم. اگر من مدیر مدرسه ای هستم، نباید چشم خود را به گرفتاری های طلبه ها ببندم. امروزه مدیران و مسئولان از جاهای زیادی درآمد دارند و در مقابل طلبه از زهد می گویند. من بارها گفته ام، اگر مسئولان تصمیم بگیرند، فقط چند ماه با شهریه زندگی کنند، مشکل شهریه خیلی زود حل خواهد شد.

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)