منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / اطلاع رسانی / اخبار / حوزه علمیه اساس و مادر انقلاب است!
مصاحبه استاد اکبرنژاد با خبرگزاری رجا

حوزه علمیه اساس و مادر انقلاب است!

 

*حاج آقای اکبرنژاد! آیا می توان این اختصاصات حوزه تهران را به معنی آمادگی بیشتر طلاب تهرانی برای ورود به مسائل حکومتی دانست؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: بله. همین طور است. حضرت آقا دو سال است پشت سر هم با طلبه های تهران برنامه دارند. مقام معظم رهبری سال گذشته در جمعی که با طلبه ها داشتند رویکردشان را بیان کرده بودند که ما برای امورات حاکمیت چه برای عزل و نصب هایی که از بین فقها باید انجام بگیرد و چه برای بحث های تمدنی احساسمان این است که طلبه های تهرانی آمادگی هایشان بیشتر است. من به شخصه این را قبول دارم. این طلبه در فضای تمدنی رشد کرده. یعنی به این معنا که از اول، در فضای انتزاعی و ذهنی پرورش پیدا نکرده بلکه از اول با موانع مواجه بوده. قضایا را دیده، آسیب ها را دیده، بازخورد تصمیمات را دیده، در دل جریان های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بوده. این در پایتخت همیشه بهتر از جاهای دیگری اتفاق می افتد.

*می توان این را به معنی موضوع شناسیِ قوی تر دانست؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: این حتی فراتر از بحث موضوع شناسی است. یک چیز دیگری است. یک درک جامع و لطیفی از واقعیت تمدن که این درک را ما حتی در قم هم نداریم. فضای قم بیشتر یک حالت انتزاعی و ذهنی دارد. شما بیشتر دارید با فرض ها حل مسئله می کنید. اما در حوزه تهران این گونه نیست. طلبه از نزدیک درگیر است. مثلا یک انتخابات که می شود، طلبه ای که در قم است دارد انتخابات را از خبرگزاری ها رصد می کند. اما طلبه ای که در تهران است، خودش در عمق تحولات قرار دارد.

حتی خبر دارم قبل از اینکه آقای اعرافی به مدیریت حوزه قم منصوب شوند که آقای غفوری مدیر مرکز تهران شدند، اصلا سیاست حضرت آقا این بود که حوزه استان تهران را کلاً از قم جدا کنند و با یک مدیریت مستقیم حوزه تهران را به سمت تحولات مطلوب ببرند. از اوایل رهبری ایشان از سال ۷۰ به بعد ایشان خیلی جدی بحث های تحول را مطرح کردند و در این سال ها هم خیلی جدی بیان کردند. حتی در سال ۸۶ فرمودند اگر شما تن به تحول ندهید یا حوزه می میرد یا اگر نمیرد، منزوی می شود. روی این اساس ایشان به یک ناامیدی از مرکز مدیریت قم رسیدند، این موجب شد به این سمت بروند که یک مرکز مدیریت مستقل از قم تأسیس کنند. این داشت مقدماتش انجام می شد که آقای اعرافی مدیر شدند و زمینه های مدیریت ایشان فراهم شد. آقای اعرافی شخص خوشفکری بودند و دنبال تحول بودند. این باعث شد حضرت آقا از آن فکر منصرف شوند. امید این بود که خود مرکز مدیریت قم بتواند تحولاتی را دنبال کند. این یک جهتی است که موجب می شود دیدار با طلبه های تهران بیشتر اتفاق بیافتد.

*اگر بخواهیم به نسبت انقلاب اسلامی و حوزه نگاه کنیم، این نسبت چگونه نسبتی است؟ آیا حوزه نقشی که باید در نسبت با انقلاب اسلامی ایفا کند، ایفا کرده؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: حوزه به تعبیر حضرت امام اساس انقلاب است، نطفه انقلاب است و به تعبیر مقام معظم رهبری مادر انقلاب است. انقلاب از حوزه شروع شد و نکته ای که من خیلی اصرار دارم به آن توجه کنیم این است که این انقلاب بر پایه ی فقه شیعه اتفاق افتاد. این اولین بار بود. حتی حکومت سربداران هم که اولین حکومت شیعی بود، چنین ادعایی نداشت. این حکومت اصلاً بنا بود که یک فقیه در رأسش باشد و مُرّ شریعت را اجرا کند. معلوم است در چنین وضعیتی حوزه علمیه نقش اصلی را بازی می کند. یعنی نقش بیشتری مثلا از وزارت ارشاد ایفا می کند. چرا؟ چون اساساً مولِد انقلاب بوده. اسلامیت نظام از کجا باید تغذیه شود؟ وزارت ارشاد باید اسلامیت انقلاب را تأمین کند یا حوزه علمیه؟ این، انتظار را از حوزه زیاد می کند.
*در این فضا خدمات حوزه چگونه بوده؟ حوزه هیچ نقشی ایفا نکرده؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: حوزه علمیه خدماتش بعد از انقلاب کم نبوده. این همه نیروها از قوه قضائیه تا نمایندگان مجلس و شورای نگهبان داریم همه خروجی های حوزه بودند. یا اساتیدی که در دانشگاه دارند تدریس می کنند و مبلغینی که در اقصی نقاط کشور مشغولند. اینها ثمرات همین حوزه هستند. در همین انتخابات اخیر یکی از عواملی که موجب شد رأی آقای رئیسی بالا بیاید، مجاهدتی بود که طلبه ها انجام دادند. اینها همه تولیدات حوزه است اما نکته این است که ما در مقام نمره دهی باید ظرفیت ها را بسنجیم و متناسب با آن داشته ها به آن نمره دهیم که این خروجی ها متناسب تو بود یا نه. وقتی نگاه می کنیم می بینیم خروجی ها در قامت نظام اسلامی نبوده. برای همین هم هست که ما الان احساس می کنیم آن عدالتخواهی که باید عَلَمش در حوزه بلند می شد در حوزه مطرح نیست. در جامعه هر چقدر هم مشکلات عدالت داشته باشیم، حوزه کمتر پیش می آید که از خود تحرک نشان دهد. نه اینکه اعتراضی ندارد. آن گونه که مردم احساس کنند عَلَم عدالتخواهی را علما دستشان گرفته اند و نماینده مردم در حاکمیت هستند، نیست. از یک طرف هم برخی هم لباسی های بنده وقتی وارد حکومت شدند، این قدر تقوا نداشتند که آلوده نشوند و این بیشتر آسیب را به پیگیریِ آن جامعه توحیدی زد. بعضی از ماها در جامعه ی موجود هضم شدیم به جای آنکه آن را در معارف خودمان هضم کنیم. خودمان هضم شدیم. این می طلبید که حضرت آقا تأکید کنند که ما باید جامعه را توحیدی کنیم.

*راه ایجاد جامعه توحیدی چیست؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: جامعه توحیدی با شعار نمی شود. اگر خیلی کوتاه بخواهم بگویم، یک وقت می خواهید فرد را توحیدی کنید یک وقت می خواهید جامعه را توحیدی کنید. چطور برای تربیت یک انسان شما استاد لازم دارید؟ حضرت امام چقدر تأکید می کردند که مسیر عرفان را بدون استاد نمی توان رفت. لازم است راه و چاه را نشان دهد. وقتی می خواهید جامعه را توحیدی کنید، چه از ساختارهای حکومتی، چه برنامه هایی که می خواهد به عنوان حاکمیت اجرا شود، چه احکامی که می خواهد آنها را مصوب کند، همه اینها باید اشراب شوند. همه اینها باید آن روح توحیدی را پیدا کنند. آن صبغة الله که در قرآن است، این صبغه الهی باید به اینها زده شود. ما این را کم می بینیم. چند درصد از قوانین مجلس قبلاً توسط حوزه بررسی شده؟ این همه استاد فقه و اصول داریم. اینها کجا می خواهند به درد بخورند؟ وقتی نقش حوزه و فقها کمرنگ شود، نقش ذهن های عرفی در تصویب قوانین بیشتر می شود. این خیلی نکته مهمی است. ذهن عرفی یعنی ذهنی که کاری به مبانی توحیدی و اسلامی ندارد. تمام دغدغه هایش از خواست عمومی و جمهوری شکل می گیرد و می خواهد به آن جواب دهد.

از آن طرف هم تربیت نیروی متناسب می خواهد. وقتی حوزه ما هنوز کتاب های ۶۰۰ سال پیش را به طلبه یاد می دهد، آیا این طلبه ای می شود که زبان مشترک با جامعه داشته باشد؟ علت اینکه خیلی از طلبه های ما جامعه گریز شدند و نمی توانند خوب در جامعه نقش آفرین باشند این است که محتوایی که در ذهنشان هست محتوایی نیست که قدرت تعامل با جامعه ایجاد کند.

*یعنی شما معتقدید راه ایجاد جامعه توحیدی از اصلاح دروس حوزوی و حوزه می گذرد؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: ما دو نگاه می توانیم داشته باشیم. یک وقت می گوییم تک تک طلبه ها کاری کنند یک وقت سازمان روحانیت را می گوییم. اگر تک تک طلبه ها را بگوییم یک چیز می شود. مثلا این کسی که امام جماعت یک مسجد است باید چه کار کند، اینکه نماینده مجلس است باید چه کار کند و… اینها خوب است و حتماً لازم است. اما یک وقت سازمان را در نظر می گیریم، تفکر حاکمیتی با سازمان طرف است نه شخص. وقتی سازمان را در نظر بگیریم ایرادها می رود روی اینکه چرا سازمان ما جوری عمل می کند که بعد ۴۰ سال ما تازه به انقلاب زدایی می رسیم نه انقلابی شدن. نظام احساس نمی کند که حوزه دستش را گرفته و دارد کمکش می کند. مردم هر روز احساس می کنند نقش حوزه در جامعه و تصمیمات دارد کم می شود. من این را مشکل اصلی می دانستم و در اینجا فقط بحث درس نبود. کل نظام پژوهشی، نظام تبلیغی ما، نظام پژوهشی ما، نظام تعامل حوزه با نهادهای حکومتی همه باید متحول شود.
*اشاره هایی به این مسئله شد که روحانیت به مثابه یک سازمان برای برپایی جامعه توحیدی باید نقائص خودش را برطرف کند. آیا می توان گفت ناکامی ما در برپایی جامعه توحیدی به عدم برپایی حوزه مطلوب ارتباط دارد؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: ما وقتی آسیب شناسی می کنیم که چرا نتوانستیم جامعه را توحیدی کنیم و در خودِ پایتخت گرفتار یک انحطاط فرهنگی و یک برشی شدیم به نقایص حوزه می رسیم. بعضی مردم اصلا حرف های انقلاب را نمی فهمند و برایشان مسخره شده. این انحطاط چرا اتفاق افتاده؟ این را باید یک آسیب شناسی کنیم از درون مایه های حوزه. حوزه ما هم در نظام آموزشی هم در محتوای علمی هم در برنامه ریزی ها هم در جذب نیرو هم در تزریق نیروهای خودش به جامعه اصلا با صد سال پیش خودش تفاوت پیدا نکرده. شما تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچ پارس را بگذارید. به شما بگویند الان اِل ای دی آماده، نما خانوادگی آماده، شما بگویید به من چه، من همین را تولید می کنم! خب معلوم است. آن تلویوزیون شاید لب مرز در یک روستا به درد بخورد.

من فرزند حوزه هستم. حوزه را از جان و مال و آبرویم بیشتر دوست دارم. شما حرف های آقا را در مورد حوزه مرور کنید. شما می دانید آقا چقدر با ملاحظه حرف می زند. ایشان در سال ۸۶ در جمع اساتیدی که در تهران خدمتشان رسیده بودند، با یک ناراحتی فرمودند اگر شما تن به تحول ندهید، اگر این نظام آموزشی و این محتوایتان را متحول نکنید، حوزه خواهد مُرد. بعد فرمودند اگر به خاطر جوهره ی ذاتی دین، نه به خاطر عملکرد شما بله به خاطر جوهره ذاتی دین هم اگر نمیرد، چون دین، حیات است، دستِ کم این است که منزوی خواهد شد. یعنی تأثیرگذار نخواهد بود؛ در برنامه ها نیست. اگر مثال بخواهم بزنم همین قانونگذاری است. چقدر ارتباط با حوزه دارد؟ صدا و سیما در طراحی فیلم هایش و برنامه هایش چقدر از حوزه کمک می گیرد؟ وزارت ارشاد و اقتصاد چقدر کمک می گیرد؟ وقتی شما در تصمیم سازی ها حضور ندارید، معنایش چیست؟ معنایش این است که یا مُردید یا منزوی شدید. آسیب شناسی از اینجاست. ما در یک محضوراتی گرفتار شدیم که حتی نمی توانیم حرف های امام و آقا را صریح بگوییم. عمده اتهام من در حوزه این است که دارم حرف های امام و آقا را صریح می گویم. شما منشور روحانیت را باز کنید ببینید امام چه تعبیراتی را در مورد متحجرین به کار می برد. می گوید مارهای خوش خط و خال. تعبیر مارهای خوش خط و خال برای کسانی که در بین آنها عالِم هست، بزرگ هست و شخصیت های خیلی بزرگ هست… الان ما این را می توانیم بگوییم؟ این را بگوییم شاید دیگر انقلابی های ما هم برنتابند.

*فاصله ی میان حوزه و نیازهای انقلاب علتی ریشه ای تر هم دارد؟

حجت الاسلام اکبرنژاد: بعد از انقلاب تمام نیروها و شاگردان امام آمدند در بدنه حاکمیت. خیلی از اینها شهید شدند. یک طیف هم در نظام ماندند. این باعث شد که حوزه از دست شاگردان امام خارج شود بیافتد دستِ شاگردان امثال آقای خویی و بعضی بزرگان دیگر که مواضعشان با امام خیلی متفاوت بود. یک ثمره اش این بود که جریان انقلابی شدن حوزه به بن بست بخورد. شما ببینید در سال گذشته آقا مجمع نمایندگان طلاب را خواستند. چه گفتند؟ یک مراجعه ای بکنید. صریحاً فرمودند من از انقلاب زدایی از حوزه احساس خطر می کنیم. سی و هفت، هشت سال از انقلاب گذشته. بعد از این مدت نگران این شدیم که آن انقلابی گری که قبلا داشتیم هم دارد از دستمان می رود. حرکت هایی را می بینید که احساس خطر می کنید. یک جریان روشنفکری- مذهبیِ خطرناکِ سکولار دارد در حوزه پا می گیرد. من نمی دانم کِی باید اینها را جدی بگیریم؟ داستان خیلی جدی است. لازمه اش تحول است. تحول را چه کسی باید انجام دهد؟ آقا یک وقتی گفتند تحول خواهی باید از بدنه ی خود طلاب شروع شود. یعنی چه؟ کسی این حرف را می زند که از بزرگان ناامید شده. واقعیتش این است که حضرت آقا از بزرگان حوزه که بیایند تحول خواهی کنند ناامید شدند یعنی از ما ناامید شدند.

آقا وقتی وقتی می گویند باید از بدنه ی طلاب شروع شود، بعد می گویند شما باید مطالبه گری کنید. یک جا می فرمایند باید مثل اولادی که با اصرار از والدینش می خواهد کاری را انجام دهد، اصرار کنید. اینکه تحول باید از طلاب شروع شود، معنایش این نیست که طلبه ها بیایند کتاب ها را عوض کنند. طلبه ها باید باور به تحول پیدا کنند. آقا فرمودند مبارزه کنید و حتی فرمودند مبارزه مرگ و درود نیست، روشنگری کنید، مطالبه کنید، طومار بنویسید، بروید با مسئولین صحبت کنید. هر جا آنها را دیدید به آنها بگویید که چرا حوزه ای را درست کردید که بعد ده، بیست سال احساس می کنیم چیزی دستمان را نگرفت. این را باید طلبه ها از مسئولین بخواهند. باید برایش سخنرانی کنند، باید کانال بزنند، باید برایش سایت بزنند، باید برایش دیدار با مسئولین حوزه درست کنند. این آن قدر در کمال ادب و با همان زیّ طلبگی تکرار شود که به یک گفتمان طلبگی تبدیل شود و در حوزه ارزش شود که از بزرگان حوزه تا یک طلبه پایه یک احساس کنند باید متناسب با تحول فکر کنند و تصمیم بگیرند و مشورت دهند.
به نقل از خبرگزاری رجا

درباره نویسنده

محسن مطلبی
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)