منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / علمی / گزارش و مستندات نشست ها / مشروح نشست۲۱: آسیب شناسی روش اجتهاد در تمدن سازی اسلامی-۲
آسیب شناسی روش اجتهاد در تمدن سازی(2)

مشروح نشست۲۱: آسیب شناسی روش اجتهاد در تمدن سازی اسلامی-۲

حقیقت این است که انقلاب اسلامی فرصت عظیم تمدن سازی اسلامی را برای حوزه های علمیه به ارمغان آورد و تنها بوسیله ی فقاهت و اجتهاد است که می توان به این مهم دست یافت. حال پس از گذشت قریب به ۴ دهه از انقلاب اسلامی، متوقع است که حوزه های علمیه با پرداختن به بحث های روشی و هدفمند پیرامون اجتهاد و فقاهت، زمینه ساز تسریع در روند تحقق آرمان های بلند نظام اسلامی از جمله تمدن سازی اسلامی باشند. بر همین اساس مؤسسه تحقیقاتی فقاهت و تمدن سازی اسلامی، همایشی علمی مبنی بر آسیب شناسی روش اجتهاد در تمدن سازی اسلامی ترتیب داد که مشروح دومین نشست آن که در تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۴ در مسجد امام حسن عسکری(ع) پردیسان برگزار گردید در ادامه می آید:

استاد اکبرنژاد ضمن تبریک ایام ولادت حضرت زینب کبری(س) گفت: عظمت این بانوی بزرگوار به بصیرت، شجاعت و اقدام به موقع ایشان بر می گردد. عظمت شهدای کربلا نیز صرفا بخاطر جانفشانی آن ها نیست؛ بلکه فضل آنان بخاطر عمق بصیرتشان است. شهدای کربلا به موقع از امام خویش دفاع کردند و تفاوتشان با توابین و افرادی مثل آن ها در این است. اگر امروز که امام خامنه‌ای(دام ظله العالی) تمام قد ایستاده و تحول حوزه را فریاد می‌زند و از رکود حوزه به عنوان یک خطر یاد می‌کند، حزب اللهی ها و انقلابی‌های حوزه ی علمیه اعم از مدیران و اساتید و طلاب تحول خواهی را فریاد نکنند، ممکن است کار از کار بگذرد، کمر انقلاب بشکند و بصیرت و هوشیاری پس از آن نوش داروی پس از مرگ سهراب خواهد بود.

مدیر مؤسسه تحقیقاتی فقاهت و تمدن سازی اسلامی در ادامه گفت: در جلسه ی گذشته گفته شد که اجتهاد مصطلح محصول هزار سال کار مجدانه و شبانه روزی فقهای عظیم شیعه است و از این جهات بسیار ارزشمند است؛ اما سخن اینجاست که آیا با وجود تحولات عمیق پس از انقلاب، اجتهاد مصطلح هنوز پاسخگوی -تمام شئون فردی و اجتماعی- مقطع زمانی ما هست یا خیر؟ لذا از این بُعد، اجتهاد قابل نقد و بررسی است. باز هم تاکید می کنم اثبات ناکارآمدی روش اجتهاد در زمانه ی حاضر به معنای جسارت به تلاش های مقدس و پیشینه ی هزار ساله ی شیعه نیست؛ چراکه ائمه ی هدی(ع) نیز متناسب با زمان خود عمل می کردند.

امروز نیز نسل ما اگر بخواهد به وظیفه ی خود عمل کند باید اجتهاد را ارتقا دهد. البته لازم است توجه شود، ارتقای اجتهاد اصلا به معنای حذف نیست؛ بلکه اجتهاد در چهارچوب علمی باید ارتقا یابد و متحول گردد و بی شک از داشته های خود تا آنجا که مفید هستند، صیانت کند.

حجت الاسلام اکبرنژاد با ذکر این نکته که نقد روش اجتهاد از نگاه بیرونی در جلسه ی گذشته مطرح شد؛ جهت تبیین نقد درونی و ماهوی اجتهاد گفت: به ظرفیت ها و داشته های روش اجتهاد در مقابل نیازهای امروز جامعه باید نگریست و به این سؤال پاسخ داد آیا این سازوکار پاسخگوی نیازهای امروز هست یا خیر؟

ضرورت برخورداری از منطق تفسیر متن قوی

واقعیت این است که ما از طرفی با کثرت سؤالات روز افزون جامعه –مخصوصا پس از انقلاب اسلامی- مواجهیم و از سوی دیگر با محدودیت منابع (قرآن و سنت). آیا جز این است که باید مهارت خود در برداشت منابع را افزایش دهیم؟ جز این است که منابع اصلی ما (قرآن و سنت) متن هستند؟ جز این است که پاسخ سؤالات از جنس امروز را باید از دل متون ۱۲۰۰ – ۱۴۰۰ سال گذشته استنباط کنیم؟ همه ی این ها گویای این واقعیت است که مهارت تفسیر متن یک فقیه باید بالا باشد تا بواسطه ی آن بتواند به تحلیل درست متن و پاسخ متناسب دست یابد. اگر یک طلبه ی حرف گوش کن و درس خوان، امروز وارد حوزه علمیه شود و تا آخر سطح۲، چهار دوره اصول بخواند، تا چه حد از مهارت تفسیری مطلوب و لازم بهره مند خواهد شد؟ آیا حوزه ی علمیه جز مباحث الفاظ، آورده ای جهت دستیابی به مهارت تفسیر متن به طلاب می دهد؟

آیا جز این است که مباحث الفاظ دایر مدار صیغ امر و نهی است و ابوابی همچون عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، مجمل و مبین و … زیر مجموعه ی همین صیغ امر و نهی است؟ آیا این چهارچوب تمام آن چیزی که برای تفسیر متن لازم است را در اختیار ما قرار می دهد؟ یا اینکه ده ها بلکه صدها مبحث دیگر در کنار آن لازم است؟ بگذریم از مباحث زائد و بی فایده ای که موجب تورم بیهوده ی مباحث الفاظ شده است. این چهارچوب توسط اهل سنت بنا شده است و گفته شد که “العدة” ی شیخ طوسی در پاسخ به کتاب “العدة” اهل سنت نگاشته شد؛ البته ایرادی به شیخ طوسی(ره) وارد نیست؛ چراکه او از مواضع شیعه دفاع کرد. ما بخاطر یک ضرورت در آن چهارچوب قرار گرفتیم؛ اما هنوز پس از هزار سال از آن چهارچوب خارج نشده ایم.

آیا در سراسر علم اصول یک سطر از تنوع قرائنی که می توانند ما را در فهم صحیح متن یاری دهند بحث کرده ایم؟ حال آنکه یک سوم کتاب منطق تفسیر متن بنده به احیای قرائن تعلق دارد. همچنین از ارتکاز باید بحث شود: ارتکاز چیست؟ چه عواملی منشاء پیدایش آن است؟ چگونه می توان آنها را شناخت؟ مرزهای ارتکاز و قیاس گاه نزدیک می شود؛ مرز آن دو چیست؟ چه آسیب هایی قیاس را تهدید می کند؟ در مورد سیاق و تاثیر آن در برداشت متن نیز باید مفصل بحث شود؛ این ها مباحثی است که متاسفانه هرگز در علم اصول بحث نشده است! متون روایی ما عمدتا نقل به معنا هستند؛ حال آنکه ما از تاثیر این مهم بر فهم متون هیچ صحبتی نمی کنیم! آیا انواع متون (علمی، عاطفی مثل ادعیه و …) همگی به یک نوع تفسیر می شوند؟ یا هریک ضابطه ی مختص به خود دارد؟

با وجود این اوصاف طلبه حتی اگر ۸ دوره اصول بخواند وقتی وارد فضای آیات و روایات می شود خیلی حس نمی کند که داشته های او برای تفسیر و تحلیل متن کارایی کافی داشته باشد.

لزوم توجه به ادبیات دین

استاد اکبرنژاد در ادامه گفت: در هر فضایی عرف و فرهنگ اصطلاحی خاص خود حاکم است، فضای نظامی، علمی، هنری و … . سؤال اینجاست که آیا شارع که مدعی است دین را برای مردم تبیین می کند، مدل گفتگو و اصطلاحات خاص به خود ندارد؟ همه بالوجدان می دانیم وقتی قرآن می خوانیم با وقتی رساله ی عملیه می خوانیم حس کاملا متفاوتی داریم. یکی ادبیات تربیتی دارد و دیگر ادبیات حقوقی. به تفاوت این دو جمله بنگرید:

  1. قتل نفس حرام است.
  2. کسی که یک نفر را بکشد مثل این است که همه ی مردم را کشته باشد.

ادبیات تربیتی با ادبیات حقوقی بسیار متفاوت است و این طور نیست که صرفا به امر و نهی تکیه داشته باشد؛ بلکه در موارد بسیاری محتوا را در قالب هایی غیر از امر و نهی می ریزد:

  1. نماز شب مستحب است.
  2. کسی که نماز شب نخواند از ما نیست.

عزم انسان در برخورد با ادبیات تربیتی بسیار بیشتر تحریک می گردد. اما وقتی طلبه با متن کتاب و سنت روبرو می شود احساس بیگانگی با متن دارد (چراکه تکیه ی مباحث الفاظ علم اصول بر امر و نهی است).

غفلت از نظام معرفتی دین

یک زمانی بنده در مصاحبه با یکی از مجلات تخصصی گفتم با این سازوکار فقهی نمی توان علوم انسانی را اسلامی کرد. چرا؟ “خبر” یکی از ضرورت های حیات ماست. حضور همه ی شما در این مجلس بواسطه ی خبر است. حذف خبر در زندگی بشر موجب اختلال نظام خواهد شد؛ همچنانکه اگر حجیت خبر متوقف بر علم یقینی گردد باز هم اختلال نظام را در پی خواهد داشت. مگر چند درصد اخباری که به ما می رسد متواتر هستند؟ عمل به خبری که وثوق عقلایی دارد لابدّ منه است؛ حتی در زمان حیات پیامبر اکرم(ص). مگر مردم می توانستند شخصا تک تک سؤالات خود را از حضرت بپرسند؟ حال آنکه ما در این روش اجتهاد ۶ ماه الی یک سال وقت طلبه را برای بحث از ضرورت های حیات بشر (خبر) اختصاص می دهیم و بعد از یک سال می گوئیم حجت است. با چنین مدلی چگونه می توانیم با دنیای غرب و مسائل ۱۰۰ رنگ و پیچیده اش برخورد کنیم و آن ها را حل کنیم؟ همین می شود که با اصول عملیه به استقبال آن ها می رویم و در نهایت کار به اجرای برائت می کشد! این برخورد، فقه را حداقلی می کند؛ اما باید بدانیم که این کار (اجرای اصول عملیه) حل مسأله نیست؛ بلکه دور زدن مسأله است؛ مگر می توان سیستم اقتصادی یک کشور را با برائت ساخت؟ همین می شود که سیستم اقتصادی به ربوی شدن می گراید.

بنده در بحث حجیت قوی ترین معرفت ممکن نوعی، بحث کرده ام که اشکال ما از آن روست که با مسائل ضروری و عقلایی برخورد تعبدی داشته ایم؛ آن وقت افتخار می کنیم که ۱۸ سال یک دوره اصول می گوئیم. یا یک نفر با افتخار می گوید بحث مقدمةالواجب وی فقط ۸ سال طول کشیده است! این ها فخر است؟ مگر این مسائل نسبت به گذشته پیچیده تر شده اند که ما آن ها را پیچیده تر مطرح و حل کنیم؟ مسائلی که علمای سلف از آن ها کوتاه بحث می کردند ما با روش های پیچیده مطرح می سازیم. در نهایت همین امر باعث یأس طلاب از رسیدن به اجتهاد می شود. مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) نیز فرمودند احساس می کنم باب اجتهاد در حوزه ی قم منسد شده است. چند درصد طلابی که مصرّانه درس می خوانند نتیجه می گیرند؟ وقتی علم اصول به تعبیر آیت الله بروجردی(ره) ورم کرده است؛ چه ثمری دارد؟ درست مثل تجهیزات نظامی می ماند که قابل حمل نباشد.

حجت اسلام اکبرنژاد در پایان افزود: خدا را شاهد می گیرم که هدف از این سخنان تنقیص بزرگان و یا دست کم گرفتن کار هزارساله ی آنان نیست؛ بلکه صرفا در مقام بیان علمی هستیم و اثبات این نکته که چرا تحول ضرورت دارد؟

درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)