منو

پربيننده ترين مطالب
دل نوشته هاي طلبگي
ثبت دل نوشته شمابایگانی
خانه / گفتمانی / مطالب مناسبتی / ‌ ‌‌‌فـقه‌ عاشورا

‌ ‌‌‌فـقه‌ عاشورا

یادداشتی از احمد مبلغى

انديشه و احساس دو عنصر اصلى حيات بشر هستند. چرخهاى انديشه‌، حـركت‌ را‌ پديد مـى‏ آورد و نـسيم احساس، گرماى تحرك و سايش و اصطكاك را برطرف مى‏ كند. مبانى متقن انديشه‏ ها با‌ همهء استواريشان، اگر در فـضاى پاك احساس تنفس نكنند هرگز به شكوفه نخواهند‌ نشست. احساسِ بى‏ انديشه نيز،‌ نسيمى‌ اسـت گذرا كه شايد دست نـوازش بـرگونه ‏ها بكشد اما خيلى زود عبور مى ‏كند و آدمى را در خلا انديشه رها مى‏سازد.

گروهى به انديشه بها مى‏ دهند و آدمى را به انديشه تعريف مى‏ كنند‌ و گروهى ديگر دل به احساس مى‏ سپارند و تعريف انسان را از خميرمايه احساس مى ‏سازند و در اين مـيان گروهى نيز به هر دو مى ‏انديشند اما در ترازوى تجربه هرگز به تعادل اين‌ دو‌ دست نيافته ‏اند.

شيعه بيش از ديگر جوامع انديشه و احساس را در هم آميخته است. اين قوم هنگام جانفشانى همه احساس خود را در جام شـهادت بـا چشم باز و عقل هشيار‌ سر‌ مى‏ كشد. مطمئنا اين تعادل، ارمغان غرب به ما نيست؛ چرا كه اهل مغرب‏ زمين اكنون در گرداب بى ‏هدفى غرق شدن را اعتراف مى‏ كنند. هر چه شيعه دارد، از انديشه تا‌ حماسه‌، از حـسين(ع) اسـت. ما با عاشورا حيات گرفته ‏ايم. عاشورا نبض تپنده تاريخ ما است. اگر ما ايرانيان رابطه احساس و عقل را بهتر يافته ‏ايم و ميانشان پيوندى معجزه‏ آسا برقرار كرده ‏ايم، از آن رو است که در‌ امتداد‌ پيامهاى‌ صريح عاشورا قـرنها زيسـته‏ ايم و باليدن‌ را‌ در‌ حماسه حسين(ع) سالها تمرين كرده‏ ايم. انقلاب اسلامى خروش انديشه در كالبد احساس بود.مردم جان بر مرگ مى‏ سپردند، تا خط روشن‌ انديشه ‏شان‌ ادامه‌ يابد.

ما با عاشورا حيات گرفته ‏ايم. عاشورا نبض تپنده تاريخ ما است. اگر ما ايرانيان رابطه احساس و عقل را بهتر يافته ‏ايم و ميانشان پيوندى معجزه‏ آسا برقرار كرده ‏ايم، از آن رو است که در‌ امتداد‌ پيامهاى‌ صريح عاشورا قـرنها زيسـته‏ ايم و باليدن‌ را‌ در‌ حماسه حسين(ع) سالها تمرين كرده‏ ايم. انقلاب اسلامى خروش انديشه در كالبد احساس بود.مردم جان بر مرگ مى‏ سپردند، تا خط روشن‌ انديشه ‏شان‌ ادامه‌ يابد.

تنها ايرانيان طعم تلخ اسـتكبار و اسـتعمار را‌ نـچشيده‏ اند‌. اگر نگوئيم همه مردمان نـيمه جـنوبى جـهان به يقين تمام مسلمانان، قسمتى از تاريخ خود را در سايه نفوذ‌ غرب‌ با‌ افسوس مى‏ نگرند. چرا انقلاب اسلامى از ايران برخاست و چرا پس‌ از پيروزى مانند انـقلابهاى ديگـر نـپوسيد و مانند انقلابهاى ديگر كه تاريخ مصرف دارند به گـذشته مـربوط نشد؟ و چرا هر‌ روز‌ دروازه ‏هاى‌ جديدى مى‏ گشايد؟ پاسخ سؤال را بايد در پيوند ذهن و دل يا به‌ تعبيرى‌ حماسه عقلانى و عقلانيت ‏حماسه‏ اى جست كه دست مسيحايى عاشورا در جـان مـلت نـشانده است. ما مخاطبان رو‌ در‌ روى‌ عاشورائيم. پيامهاى مشخص عاشورا را به ارث برده ‏ايم. انـديشه ‏مان در خدمت احساس‌ و احساسمان‌ در‌ خدمت انديشه است و اين پيام روشن عاشورا است.كجا مى ‏توان سازگارى احساس و عقل را‌ اين‌ چنين‌ به نـظاره نشست؟كجـا مـى‏ توان در جويبارهاى انديشه خروش احساس را اينگونه مشاهده كرد؟

عاشورا در‌ فقه‌

فقه آميزه دسـتورات اسـت. پيامهاى گفته و ناگفته دارد. گاه راه رسيدن به هدف‌ را‌ مى‏ گويد‌ و گاه با هيچ سخن هدف را در لابلاى تاريخ مـى‏ جويد. عـاشورا طـوفانى بود که برخاست‌ و درياى‌ زمان خود را در هم كوبيد. اما آنچه آواى طوفان را هنوز در‌ گوش‌ جـامعه‌ نـجوا مـى ‏كند، فقه است.

فقه نگاههاى ما را به عاشورا هميشگى مى‏ كند و سوز دل ما‌ را‌ ابدى مى ‏نمايد. فـقه عـاشورا، از زواياىِ بـسيارِ اين حادثهء عظيم پرده بر‌ مى ‏دارد‌. روابط‌ خانوادگى، اوج گذشت، لحظه ‏هاى درهم فرو ريختن و نگاههاى پر رمز و راز.

امـروز فـقه دريچه نگاه‌ ما‌ به‌ جهان است. اگر فقه نبود عاشورا احساس را بر مـى‏ انگيخت و انـديشه را‌ تـغذيه‌ مى‏ نمود. اما آيا ماندگارى مى ‏يافت و ژرفناى احساس و عمق انديشه را در مسير پر فراز و فرود تاريخ‌، فتح‌ مى‏ كرد؟

عـاشورا طـوفانى بود که برخاست‌ و درياى‌ زمان خود را در هم كوبيد. اما آنچه آواى طوفان را هنوز در‌ گوش‌ جـامعه‌ نـجوا مى ‏كند، فقه است…امـروز فـقه دريچه نگاه‌ ما‌ به‌ جهان است. اگر فقه نبود عاشورا احساس را بر مـى‏ انگيخت و انـديشه را‌ تـغذيه‌ مى ‏نمود. اما آيا ماندگارى مى‏ يافت و ژرفناى احساس و عمق انديشه را در مسير پر فراز و فرود تاريخ‌، فتح‌ مى‏ كرد؟

و در يك كلمـه فـقه، نور عاشورا را به گستره تاريخ تاباند و فقه‌ عاشورا‌ قالبى است كه برداشتهاى ما را از‌ عـاشورا‌ بـه‌ نـفع تاريخ تعريف مى ‏كند. و اما امروز‌ هم‌ فقه عاشورائى كرانه‏ هاى ديگرى از افق آن حماسه را بر مـا مـى‏ گشايد. عاشورائيان‌ ناگزير‌ از فقه عاشورا درس آموخته‏ اند‌. با‌ اينهمه، بسيارى‌ با‌ فقه‌ عاشورا بـيگانه‏ اند. چـه آن كه فـقه‌ با‌ زمان مى‏ بالد. فقه عاشورايى نيازهاى امروز را از دل عاشورا بر مى‏ آورد‌.

آنچه‌ در زير به فهرست مى‏ كشيم فـراخور‌ بـرداشت عـمومى است و نه‌ حيطه‌ مباحث تخصصى. بحث از فقه‌ عاشورا‌ بحثى كلان است كه مجال كاوشـهاى بـسيار دارد كه پرداختن به آن نظريات‌ كاربردى‌ فراوان به ارمغان مى‏ آورد.

  • زيارتهاى‌ حسينى‌

زيارتهاى‌ بسيارى به نام‌ امام‌ حـسين(ع) وارد شـده ‏اند. تنوع‌ و تعدد‌ اين زيارتها كه هر يك براى زمانى خاص در نظر گرفته شده‏ اند ويژگى زيارتـهاى‌ حـسينى‌ است. افكار دين فرصتهاى ناب عرفانى‌ را‌ به بـسط‌ انـديشه‏ هايى‌ گـمارده‌ است كه محور دين‏ مدارى‌ و حق ‏خواهى است.

از شب قـدر كه فـرصت ‏بى ‏بديل هستى براى نيل به عرفان الهى است، گرفته‌ تا‌ كم‏ترين بهانه زمانى بـا زياراتـى مخصوص‌ براى‌ سردار‌ كربلا‌ آراسـته‌ شـده ‏اند. دين از‌ هر‌ سـوى و بـه هـر سان، لحظه ‏اى مى ‏جويد تا از لايه ‏هاى زمـان بـه روان دين‏داران رخنه كند و انديشه‏ هاى‌ حسينى‌ را‌ در خونشان جارى سازد.

از شب قـدر كه فـرصت ‏بى ‏بديل هستى براى نيل به عرفان الهى است، گرفته‌ تا‌ كم‏ترين بهانه زمانى بـا زياراتـى مخصوص‌ براى‌ سردار‌ كربلا‌ آراسـته‌ شـده ‏اند. دين از‌ هر‌ سـوى و بـه هـر سان، لحظه ‏اى مى‏ جويد تا از لايه ‏هاى زمـان بـه روان دين‏داران رخنه كند و انديشه‏ هاى‌ حسينى‌ را‌ در خونشان جارى سازد.

آنچه در زير‌ به‌ فهرست‌ مـى‏ كشانيم‌ فـرصتها‌ و زمانهايى‌ است كه هريك زيارتى مخصوص را بـه خود اختصاص داده است. شـرح هـر يك را مى‏ توان از مفاتيح و يا غير آن به دسـت آورد:

  1. اول رجـب.
  2. نيمه‌ رجب.
  3. نيمه شعبان.
  4. اول رمضان.
  5. شب بيست و سوم رمضان. (شب قدر)
  6. روز عيد فـطر.
  7. روز عـيد قربان.
  8. شب عرفه.
  9. روز عرفه.
  10. روز عـاشورا.
  11. روز اربـعين.

و اين هـمه، غير از زيارتهاى‌ مـتعدد‌ و مـتنوعى است كه براى زائر حرم حـسينى(ع) وارد شـده ‏اند.

  • زيارت قبر امام حسين عليه السلام

بر بال تاريخ كه بنشينى و گذر زمان را نظاره كنى بـه دو مـاجرا برمى ‏خورى‌ كه‌ پيوندها و شباهتهاى بسيار بـا يكديگـر دارند كه بـررسى آن گـفتارى مـستقل مى‏ طلبد. آن دو، كعبه و فرزندان كربـلاست. نگاهى ژرف به اين دو‌ حادثه‌ طرحى مشترك را تداعى مى‏ كند‌. هر‌ دو، انديشه را با زبان احساس، با تو در مـيان مـى‏ گذارند.

فضاى مسجد الحرام پر از جلوه گاههاى نـمادين و پر از خـاطره اسـت. مـروه‌ و صـفا‌ منظرى روحانى از صـبر‌ و مـقاومت‌ را در چشم انسان مى ‏نشاند. زمزم سخنى دارد، طواف كلامى و حجر الاسود پيامى.

حرم حسينى نيز گوشه گوشه آن بـا زائر سـخن مـى‏ گويد. جايگاه خيام، فاصله تل زينبيه و خيمه‏ ها، عـلقمه‌، فـرات‌، قـتلگاه و… هـمه و هـمه مـنظره‏ هايى از مقاومت و مظلوميت را ترسيم مى‏ كنند.

ماندگارى و بسط دو ماجراى كعبه و كربلا و ابراهيم(ع) و حسين(ع) را بايد در مناسك نمادين هر دو واقعه جست. مناسك حج ماجراى‌ توحيدى‌ ابراهيم(ع) را‌ به گونه‏ اى ديگر براى حـجاج بازآفرينى مى‏ كند. مناسك حرم حسينى نيز ويژگى‏ ها و پيامهاى حسينى(ع) را هر دم‌ بازمى ‏آفريند.

ماندگارى و بسط دو ماجراى كعبه و كربلا و ابراهيم(ع) و حسين(ع) را بايد در مناسك نمادين هر دو واقعه جست. مناسك حج ماجراى‌ توحيدى‌ ابراهيم(ع) را‌ به گونه‏ اى ديگر براى حـجاج بازآفرينى مى‏ كند. مناسك حرم حسينى نيز ويژگى‏ ها و پيامهاى حسينى(ع) را هر دم‌ بازمى ‏آفريند.

امامان شيعه (عليهم السلام) در توصيه به زيارت امام حسين‌(ع) اصرارى‌ كم‏ نظير‌ و در نوع و زمينه خود بى ‏نظير داشته‏ اند كه برخى شبهه وجـوب كرده و گـفته‏ اند شايد بتوان گفت زيارت امام ‌‌حسين‌(ع) در هر سال يكبار واجب است. در برخى روايات اين زيارت برابر با‌ هزار‌ حج‌ مقبول و هزار عمره مقبول قرار داده شده است. آنچه در زير فهرست مى‏ كنيم اشاره‏ اى گذرا‌ به بـرخى از مـناسك حرم حسينى است. مناسكى كه برخى از آنها تداعى ‏كننده مناسك‌ زيارت خانه خداست.

  1. با‌ پاى‌ پياده رفتن به سوى مرقد حسينى: پياده رفتن به مكه، آموزه‏ اى از فقه عظيم حج اسـت. پيمـودن مسير با پاى پياده در مناسك زائر كربلا نـيز بـه چشم مى ‏آيد. چه آنكه‌ خداوند خواسته است هر دو ديار هواى افئده‏ اى از ناس را به سوى خود داشته باشند. پرنده قلبها رنج ‏خار مغيلان و خستگى راه را براى رسيدن بـه مـنزل دوست ‏به جان مى ‏خرد.
  2. سـرمه‌ نـكشيدن‌.
  3. به فرات رفتن با تكبير و تهليل و غسل كردن و وضو گرفتن با آن.
  4. لباس پاكيزه پوشيدن.
  5. ترك مجادله و منازعه.
  6. ترك قسم.
  7. با پاى برهنه رفتن به سوى حرم.
  8. راه رفتن به‌ صورت‌ متواضعانه و با حالت دلشـكستگى.
  9. كم سـخن گفتن.
  10. احسان به ساير زوار حرم.
  11. صلوات بر لب داشتن.
  12. وارد شدن از جانب مشرق حرم.
  13. آب دادن و سقايت‌ كردن‌ در روز عاشورا.
  14. از غذاهاى ساده استفاده كردن.
  15. خواندن سلامها و زيارتها و نمازهايى كه وارد شده است: زيارتهايى كه وارد شده اند سرشار از انديشه‏ ها و مفاهيم بـارور انـقلابى و عرفانى‌ اسـت‌. از‌ زائران خواسته ‏اند كه هنگام قرائت، ‏با‌ توجه‌ و معرفت‌ كامل به امام(ع) زيارت را بخوانند تا احساس و انديشه همپاى هم بشكفد.
  16. حاجت طـلبيدن.
  17. نفرين كردن مظلوم بر ستمگر‌ كه‌ در‌ اين خصوص دعاى مخصوصى وارد شده است.
  • تـربت‏ حسينى‌
سـنگ‌ و خـاك ماهيتى غير مقدس دارند. كيمياى عنايت الهى گاه خاك و سنگ را به هويتى بلند مى‏ رساند و آنها را در‌ زمره‌ بـرترين‌ ‌ ‌شـعائر الهى جاى مى‏ دهد…شيعه با نهادن پيشانى بر تربت ‏حسينى ذهن و دل به آفريننده مردى مـى ‏سپارد كه حماسه‏ اى توحيدى‌ به‌ نـمايش‌ گـذاشت. آرى راه خدا از كوى حسينى(ع) مى‏ گذرد و عرفان خدا با درس‌ گرفتن‌ از‌ مدرسه حسين(ع) به دست مى ‏آيد.

سـنگ‌ و خـاك ماهيتى غير مقدس دارند. كيمياى عنايت الهى گاه خاك و سنگ را به هويتى بلند مى‏ رساند و آنها را در‌ زمره‌ بـرترين‌ ‌ ‌شـعائر الهى جاى مى‏ دهد. حجر الاسود سنگ سياهى است كه‌ عظمت معنوى آن عالم و آدم را شـيفته خـود سـاخته است. تربت‏ حسينى نيز تاريخ را به نظاره تقدس نشانده‌ است‌. آن‌ يكى لب را براى بوسيدن، و اين يكى پيشانى را براى سـجده‌ كردن‌ مى‏ جويند. شيعه با نهادن پيشانى بر تربت ‏حسينى ذهن و دل به آفريننده مردى مـى ‏سپارد كه حماسه‏ اى توحيدى‌ به‌ نـمايش‌ گـذاشت. آرى راه خدا از كوى حسينى(ع) مى‏ گذرد و عرفان خدا با درس‌ گرفتن‌ از‌ مدرسه حسين(ع) به دست مى ‏آيد.

تربت ‏حسينى علاوه بر سجده كردن، احكام ديگرى نيز دارد‌ و از‌ جمله‌:

  1. نهادن قدرى از آن در كام نوزاد
  2. استشفاى مريض به آن
  3. ذكر گفتن با‌ تسبيح‌ سـاخته‏ شده با آن
  4. تبرك جستن به آن
  5. نهادن قدرى از آن با ميت‌ در‌ قبر‌
  • گريه كردن

از آسمان محبت‏ حسينى باران گريه بر دشت‏ شيعه فرو مى‏ ريزد و فرهنگ سبز‌ آن‌ را هر دم حياتى تازه مى‏ بخشد. شنيدن رويدادهاى عاشورا گرچه بى‏ اختيار اشـك را جـارى‌ مى‏ كند‌ ولى‌ آنچه جريان گريه را در تاريخ مستمر ساخته، فقه عاشورا است. امامان شيعه (عليهم السلام‌ ) گريستن‌ بر حسين(ع) را شانى فقهى بخشيدند و آن را در زمره مستحبات موكد‌ جاى‌ دادند‌. مصائب دلخراش و نفسگير، همه در بـرابر عـاشورا بى ‏رنگند و فراموش ‏شدنى.

چتر عاشورا به گستره تمام غمها است‌. هر‌ غم‌ بهانه ‏اى براى مرور دوباره عاشورا است. امامان (عليهم السلام) در هر ماتم‌ مصيبت‏ حسين‌(ع) را به ياد مى‏ آوردند و بر هر مصيبتى لباس گـريه بـر حسين(ع) را مى‏ پوشاندند. امام رضا(ع) به‌ يكى‌ از ياران خود فرمود: اگر میخواهى بر چيزى گريه كنى، بر حسين‌(ع) گريه‌ كن و نيز فرمود: (فعلى مثل الحسين‌(ع) فليبك‌ الباكون‌) بر مانند حسين(ع) بايد گريه‏ كنندگان بـگريند.

آنچه جريان گريه را در تاريخ مستمر ساخته، فقه عاشورا است. امامان شيعه (عليهم السلام‌ ) گريستن‌ بر حسين(ع) را شانى فقهى بخشيدند و آن را در زمره مستحبات موكد‌ جاى‌ دادند‌. مصائب دلخراش و نفسگير، همه در بـرابر عـاشورا بى ‏رنگند و فراموش ‏شدنى. چتر عاشورا به گستره تمام غمها است‌. هر‌ غم‌ بهانه ‏اى براى مرور دوباره عاشورا است. امامان (عليهم السلام) در هر ماتم‌ مصيبت‏ حسين‌(ع) را به ياد مى‏ آوردند و بر هر مصيبتى لباس گـريه بـر حسين(ع) را مى‏ پوشاندند.
  • نـماز‌

دين هـر حادثه‏ اى را سوژه‏ اى براى طرح نـماز و نـماز را سـوژه‏ اى براى تقرب‌ به‌ خدا قرار داده است. حسين‌(ع) از‌ دل نماز‌ برخاست‌ و نماز‌ ما مردمان از دل نهضت او‌ سر‌ برافراشته است. محرم و كربلا زمان و مكانى هـستند كه بـر چـهره، رنگ‌ دلنشين‌ حسين(ع) را دارند. دين در اين‌ دو بذر نماز را‌ افـشانده‌ اسـت. شرح اين داستان فرصتى‌ بلند‌ مى‏ طلبد. در اينجا تنها از يك زاويه به موضوع مى‏ نگريم و آن فهرستى از‌ برخى‌ از احكام نماز در ارتباط‌ با‌ كربلا‌ و محرم اسـت.

  • پيرامـون‌ نـمازهاى‌ واجب

الف- خواندن نماز‌ واجب‌ در حرم امام حسين(ع) از جايگاه و اهميتى بـلند برخوردار است. در روايت، ثواب آن‌ برابر‌ با حج قرار داده شده است‌.

ب- مسافر در‌ حرم‌ حسينى‌ مخير ميان تمام و يا‌ شكسته خـواندن نـماز اسـت.

  • پيرامون نمازهاى نافله

الف- خواندن نافله‏ ها در حرم حسينى از‌ اجرى‌ ديگر و اعتبارى بـيشتر بـر خوردار است‌. در‌ روايت‌، ثواب‌ خواندن‌ نافله در حرم‌ حسينى‌ برابر با عمره قرار داده شده است.

ب- در ارتباط بـا مـحرم و كربـلا نمازهاى مستحبى خاصى‌ وارد‌ شده‌ است.

۱- نمازهاى شب عاشورا:

يكم: نماز صدر‌ ركعتى‌.

دومـ‌: نـماز‌ چـهار‌ ركعتى‌ در آخر شب.

سوم: نماز چهار ركعتى ديگر.

۲- نماز روز عاشورا; اين نماز چهار ركعتى اسـت.

۳- نـمازهاى حـرم امام حسين(ع).

در اين زمينه نمازهاى فراوانى وارد شده‌ است كه تنها به دو مورد اشاره مى‏ شود:

يكم: نماز دو ركعـتى كه در بـالاى سر مقدس خوانده مى‏ شود.

دوم: نماز چهار ركعتى كه براى رفع حاجت ‏خوانده شود.

  • مقتل‏ خوانى‌

مـقتل‏ خوانى‌ و ذكر وقـايع عـاشورا از آداب روز عاشورا و مستحبات برشمرده مى‏ شود. بايد دانست كه مقتل را آنچنان كه هست‏ بايد خواند. چه آنكه زياده‏ گويى و حـادثه ‏سازى، دسـت‏ خطاكار بشر را در فعل يكسره‌ زلال‌ معصوم (عليهم السلام) فرو مى‏ برد و تشنگان را از مفاهيم ناب عاشورا مـحروم و بـه نـوشيدن گل و لاى مخلوط با زلال عاشورا محكوم مى‏ كند. آنان‌ كه‌ به بهانه سوز دل يا‌ سوزاندن‌ دلها، مردم را بـه صـحنه حوادث جعلى مى‏ برند بايد كار و انگيزه‏ هاى خويش را مرور كنند. آيا آنان حادثه‏ هاى دست‏ ساز خـود را از حـوادثى كه‌ معصوم‌ (عليهم السلام) آفريده است‌ كارسازتر‌ مى‏ دانند؟! قبح كم‏ گذارى در بيان رويدادهاى عاشورا از قبح زياده‏ گويى در آن كمتر نـيست. نـبايد گـزينشى عمل كرد؛ گاه با نگفتن قطعه‏ هايى از اين نهضت استثنايى هدفهاى آن را از بين‌ مى‏ بريم‌ يا هدفهايى نـادرست ‏براى آن تـرسيم مى ‏كنيم. مقتل ‏خوانى مرورى است ‏بر وقايع روز عاشورا آنچنان كه رخ داده است.

آنان‌ كه‌ به بهانه سوز دل يا‌ سوزاندن‌ دلها، مردم را بـه صـحنه حوادث جعلى مى‏ برند بايد كار و انگيزه‏ هاى خويش را مرور كنند. آيا آنان حادثه‏ هاى دست‏ ساز خـود را از حـوادثى كه‌ معصوم‌ (عليهم السلام) آفريده است‌ كارسازتر‌ مى‏ دانند؟! قبح كم‏ گذارى در بيان رويدادهاى عاشورا از قبح زياده‏ گويى در آن كمتر نـيست.
  • شعرسرايى

شعر شيعه عطر حماسه مى‏ پراكند، بوى خـون مـى‏ دهد و روح مخاطب را به‌ جوش‌ و خروش مى‏ اندازد‌. شعر شيعه را اگر رديابى كنى به عـاشورا خـواهى رسيد. بغض شيعه در عاشورا مى ‏شكند و اشك و خـون‌، بـيت ‏بيت‏ بر صـفحات تاريخ فرو مى‏ ريزد. شعر عاشورايى تجليگاه شـعار، خـاستگاه شور‌ و خيزش‌ شعور‌ و در يك كلمه، نقطه به هم رسيدن احساس و انديشه شيعه است. شـعر عـاشورا تجسم و نمود عينى جانبازى‌ و ‌‌جـانگذارى‌ شـيعه را پاس مى‏ دارد. قـلمها و زبـانهاى عـاشورائى با زمان سخن مى‏ گويند. عاشورا را‌ در‌ گـذشته‌ نـمى بينند. هر روز را در عاشورا مى ‏يابند و عاشورا در هر روز. شعر عاشورا شيعه‌ را براى انتقام‏گيرى مـترصد نـگه مى ‏دارد. امامان شيعه (عليهم السلام) شـعر گفتن براى‌ عاشورا را ارجـى بـزرگ‌ مى ‏نهادند‌. دست نوازشگر امامت‏ شاعران عـاشورايى بـسيارى را پرورش داد. آنان شعرسرايى را شانى فقهى بخشيدند و لباس استحباب بر آن پوشاندند. شعر عاشورايى را بايد بـا سـوز سرود و با سوز خواند. امـام‌ صـادق(ع) بـه ابو هارون شـاعر فـرمود: شعرى در باره حسين(ع) بـخوان. او خـواند. امام فرمود: آنگونه كه در جمع خود مى ‏خوانى بخوان. ابو هارون اين بار قصيده‏ اى را با سوز خـواند‌. امـام‌(ع) با صداى بلند گريست و صداى گـريه زنـان نيز از پس پرده بـرخاست.

  • نـپرداختن بـه امور دنيا

قلب و ذهـن را در روز عاشورا نبايد از توجه به حادثه حسينى باز‌ داشت‌. پرداختن به امور دنيا اين توجه را كم‏رنگ كرده و نـهضت را از يادهـا مى ‏برد. به همين جهت وانهادن امـور و حـاجات دنـيوى از آداب روز عـاشورا قـرار داده شده است‌.

  • برپايى مـجلس ماتم

برپا داشتن مجلس سوگوارى به ويژه در روز دهم فرازى بر جسته از فقه عاشورا است. امامان (عليهم السـلام) بـه اين مـوضوع بسيار توجه نشان داده‏ اند‌. گاه‌ خود‌ مـجالسى پرشـور را از زنـان‌ و مـردان‌ تـرتيب‌ مـى ‏دادند و بر امام حسين(ع) فراوان اشك مى‏ ريختند. در يكى از اين مجالس كه امام صادق(ع) ترتيب داده بود، طفلى شيرخوار‌ را‌ به‌ درون مجلس آوردند و به امام(ع) دادند. امام(ع) با‌ ديدن‌ آن وضع، گريه ‏اش شدت گرفت و در نـتيجه جلسه پرشورتر شد.

  • تعزيت گفتن

مستحب است در روز عاشورا‌ مومنان‌ به يكديگر‌ تعزيت ‏بگويند و اين جمله را بر زبان آورند:

اعظم الله اجورنا‌ بمصابنا بالحسين(ع) و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدى من آل محمد (عليهم السـلام)

  • خـوددارى‌ از‌ طعام

امام صادق(ع) به ابن سنان فرمود: “در اين روز عاشورا‌ از‌ خوردن غذا خوددارى كن اما روزه نگير.” مستحب است در عصر با خوردن آب اين‌ امساك‌ را‌ بشكنيم. و بعد از آن از غذاهاى ساده استفاده كنيم.

  • پوشيدن‌ لباس‌ پاكيزه

از آداب روز عـاشورا پوشـيدن لباس پاكيزه است.

  • لعن كردن قاتلان‌

از‌ آداب‌ روز عاشورا لعن كردن قاتلان امام حسين(ع) است. در اين روز گفتن اين جمله‌ «اللهم‌ العن قتله الحسين(ع)» تا هزار بار مستحب است.

  • ترك خـنده و شادى‌

شادى‌ نكردن‌ و نخنديدن از آداب روز عـاشورا بـرشمرده شده است.

  • ترك لهو و لعب

لهو‌ و لعب‌ امرى ناپسند است و در روز عاشورا ناپسنديده‏تر. ترك لهو و لعب از آداب روز‌ عاشورا‌ برشمرده‌ شده است.

  • قمه‏ زنى

نهضت‏ حسينى زلال و شفاف است هـر كس از هـر مذهبى مى‏ تواند‌ جرعه‏ اى‌ از آن بـنوشد. شـايسته است عزاداران نهضت، از رفتارهاى ابهام‏ آميز و سنگين براى‌ هاضمه‌ جهانيان‌ بپرهيزند. قمه‏ زنى به نهضت عاشورا ضربه مى‏ زند و چهره نادرستى از عاشورا در اذهان بسيارى مى‏ آفريند‌، هر‌ چند‌ كه قمه‏ زنان نيت پاك داشته باشند. داشتن نـيت‏ حسينى كافـى نيست‏ بايد رفتارها نيز‌ حسينى‌ شود. از اين رو امام خمينى(ره) فرمود: در شرايط كنونى قمه نزنيد. همچنين رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامى انجام اين كار را به شدت منع كردند.

نهضت‏ حسينى زلال و شفاف است هـر كس از هـر مذهبى مى‏ تواند‌ جرعه‏ اى‌ از آن بـنوشد. شـايسته است عزاداران نهضت، از رفتارهاى ابهام‏ آميز و سنگين براى‌ هاضمه‌ جهانيان‌ بپرهيزند. قمه‏ زنى به نهضت عاشورا ضربه مى‏ زند و چهره نادرستى از عاشورا در اذهان بسيارى مى‏ آفريند‌، هر‌ چند‌ كه قمه‏ زنان نيت پاك داشته باشند. داشتن نـيت‏ حسينى كافـى نيست‏ بايد رفتارها نيز‌ حسينى‌ شود.
  • شبيه‏ سازى

امام‌ خمينى‌(ره) فرمود: شبيه ‏سازى اگر مشتمل بـر مـحرمات‌ نبود‌ و سـبب‌ تضعيف مذهب نباشد بلا مانع است.

منبع: ماهنامه فرهنگ کوثر، اردیبهشت ۱۳۷۸، شماره ۲۶

  • احمد-مبلغی،-فقه-عاشورا
درباره نویسنده

یک طلبه
وبلاگ

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

asd


Username
Create an Account!
Password
Forgot Password? (close)

adf


Username
Email
Password
Confirm Password
Want to Login? (close)

asdf


Username or Email
(close)